ماهی های جهان 3











اگه مرام داری نظر یادت نره.
|
| |||||||||||||||||||||||
|
نياز هاي غذايي ماهي قزل آلا |
توليد باصرفه واقتصادي ماهيان گوشتخوار وازجمله ماهي قزل آلامنوط به استفاده ازجيره غذايي مناسب ومتناسب بانياز هاي اين گونه است وتغذيه نامناسب وناكافي از شدت رشدكاسته وتوليد اقتصادي ماهي را به مخاطره مي اندازدبنابراين به كار بردن غذابا اندازه وفرمول مناسب در توليد ماهي قزل آلااز اهميت زيادي برخورداراست .نياز هاي غذايي ماهي دراندازه وسنين مختلف بايكديگر متفاوت است وفرمول غذايي در هر يك ازاين مراحل بايد متناسب بانياز هاي غذايي آن مرحله از رشدباشد .غذاي موردنياز ماهي قزل آلابايدداراي پروتئين كافي انرژي لازم وميزان كربوهيدرات كمتري در مقايسه باماهيان گرمابي وهمه چيز خوار باشد .به هنگام تهيه پلت هاي غذايي براي ماهي قزل آلابايد به ناكات زير به دقت توجه كرد.
الف- تراكم ماهي :هرچه قدر كه روش پرورشي متراكم تر باشد بايد وسواس بيشتري در تهيه غذا به كار رود تااز پرت غذاي وآلوده شدن محيط كاسته شود
ب- جريان آب وتعداددفعات تعويض ان :هرچه قدر كه جريان اب وشدت تعويض آب بيشتر باشد امكان آلودگي محيط در اثر ذرات غذايي كمتر است.
ج-ميزان PH آب : به طور كلي PH آب براي ماهي قزل آلابايد درحدخنثي باشدودر آبهايي با PH بالاكه خطر اثرات سني گاز آمونياك وجود داردبايد درتهيه پلت هاي غذايي دقت بيشتري به عمل آيد.
براي پرورش ماهي دراستخرهاي دومنظوره سردآبي به طور كلي سه نوع جيره غذايي ممكن است به كار رود كه شامل موارد زير ميباشد .
غذايي مورد استفاده در اين مرحله داراي ميزان پروتئين بالا گاهي يشاز 50درصد است غذاي كنسانتره دراين مرحله به صورت گرانول ياخرد ودراندازه هاي مختلف تهيه ميشود كارخانه هاي سازنده بايد مشخصات غذايي ساخته شده را در روي پاكت غذادرج كند غذاي گرانول اغلب در سه اندازه مختلف تهيه شده وبراي استفاده ماهيان قزل آلا تا وزن 5گرمي مناسب است .
باتوجه به اينكه ذخيره سازي بچه ماهياني باوزن كمتر از 2گرم در استخر هاي دو منظوره سردابي توصيه نمي شود بنابراين به ذكر مشخصات يكي از غذاهاي گرانول كه توسط كارنجات غذاي آبزيان در داخل كشور وباعلامت اختصاري S.F.T-3 مشخص شده اكتفا مي كنيم .
درصد تركيب مواد غذايي كنسانتره آغازي
|
حداقل پروتئين خام |
48 |
|
حداكثر فيبر خام |
2.5 |
|
حداكثر خاكستر |
11 |
|
حداقل فسفر |
1.3 |
|
حداكثر رطوبت |
2 |
راهنمايي مصرف غذايي استارتر
|
ورن ماهي |
2تا 5گرم |
|
دانه بندي خوراك |
گرانول |
|
اندازه غذا |
1.5تا2 ميلي متر |
|
تعداددفعات غذادهي در روز |
6تا8 مرتبه |
ميزان پروتئين درغذاي رشد كمتر از غذاي استارتر است وذرات غذايي به صورت پلت تهيه مي شوند بديهي است قطر پلت نيز متناسب با اندازه ماهي افزايش مي يابد به طور كلي براي پرورش ماهي قزل آلادراستخرهاي دومنظوره به هيچ وجه تهيه غذا در مزرعه به دودليل توصيه نمي شود اول اين كه حجم كم توليد ماهي تهيه غذا در مزرعه در اين حالت مقرون به صرفه نيست ودوم به علت عدم رعايت اصول فني در ساخت استخر هاي پرورش ماهي قزل آلا ممكن است استفاده از غذاهاي توليد شده در مزرعه موجب بروز مشكلاتي ازقبيل آلودگي استخر وايجاد تلفات شود مشخصات غذاي مرحله رشد يكي از كار خانه هاي توليد غذاي آبزيان در داخل كشور به شرح ذيل است.
درصد تركيب مواد غذايي كنسانتره مرحله رشد
|
حداقل پروتئين خام |
45 |
|
حداكثر فيبر خام |
3 |
|
حداكثر خاكستر |
10 |
|
حداقل فسفر |
1.1 |
|
حداكثر رطوبت |
12 |
راهنمايي مصرف غذايي مرحله رشد
|
نوع خوراك |
FFT-1 | FFT-2 |
|
ورن ماهي - گرم |
5 تا 10 | 10 -20 |
|
دانه بندي خوراك |
پلت | پلت |
|
اندازه غذا -ميلي متر |
2 | 2.5 |
|
تعداددفعات غذادهي در روز |
4 تا5 مرتبه | 3 تا 4 مرتبه |
از مشخصات غذا در اين مرحله نيز كاهش ميزان پروتئين افزايش درصد فيبر خام وافزايش قطر پلت متناسب بااندازه ماهي است در اينجامشخصات غذاي پرواري G.F.T ساخت كارخانه غذاي آبزيان در داخل كشوربه شرح زير است .
درصد تركيب مواد غذايي كنسانتره مرحله پرواري
|
حداقل پروتئين خام |
40 |
|
حداكثر فيبر خام |
4 |
|
حداكثر خاكستر |
9 |
|
حداقل فسفر |
0.8 |
|
حداكثر رطوبت |
12 |
راهنمايي مصرف غذايي مرحله پرواري
|
نوع خوراك |
GFT-1 | GFT-2 |
|
ورن ماهي - گرم |
20 تا 100 | 100تا350 |
|
دانه بندي خوراك |
پلت | پلت |
|
اندازه غذا -ميلي متر |
3 | 4 |
|
تعداددفعات غذادهي در روز |
3تا4 مرتبه | 2 تا 4 مرتبه |
ميزان غذاي مصرفي وتعداددفعات غذا دهي
غذا شيوه غذادهي مقدار غذاي مصرفي وتعداد دفعات غذادهي در توليد با صرفه واقتصادي ماهي قزل آلا از اهميت خاصي بر خوردار است مصرف بيش از حد غذا سبب هدر رفتن مقداري از غذاي مصرفي شده كه اعلاوه برزيان اقتصادي موجب آلودگي آب نيز ميشود همچنين غذادهي كمتر از حد نياز ماهي مي تواند منجر به كاهش رشد ماهيان پرورشي وطولاني شدن دوره رشد شود كه اين خود نيز باعث ضرروزيان اقتصادي است ميزان غذاي روزانه ماهي قزل آلا براساس وزن ماهي درجه حرارت آب وانرژي موجوددر غذا طبق جدول انجام مي گيرد بنا براين بايد كارخانه هاي سازنده غذاانرژي پلت غذايي ساخته شده رابرروي كيسه هاي غذادرج كنندولي به طور معمول وبدون درنظر گرفتن انرژي موجود در غذامقدار غذاي روزانه مورد نياز ماهي قزل آلا بر اساس وزن بدن ودرجه حرارت اب تعيين مي شود .
براساس داده هاي اين جدول هابارشد ماهيهاوبزرگ شدن انها درصد غذاي مصرفي نسبت به وزن كاهش يافته وميزان غذاي مصرفي روزانه افزايش مي يابد همچنين باافزايش درجه حرارت آب تاحد مطلوب براي رشد ماهي ميزان غذاي مصرفي نيز افزايش مي يابد .
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید و جدول مربوط به غذادهی همراه با مثال را ببینید.
با مطالعه اين مقاله در مورد نهنگ هاي قاتل اطلاعات مفيد و معتبري را توام با منابع اصلي آنها بدست خواهيد آورد
نام انگليسي : Killer Whale
نام علمي : Orcinus orca
نام فارسي : نهنگ قاتل
مقدمه :
نهنگ هاي قاتل از زمان هاي بس دور و دراز تا كنون توجه بسياري از انسان ها را به خود جلب كرده اند. برخي آنها را موجوداتي خونخوار و برخي ديگر آنها را گرگ هاي دريا ناميدند. برخي دانشمندان و فلاسفه آنها را موجوداتي وحشي تلقي كردند و آنها را دشمن انسان به شمار آوردند.
و در اين ميان برخي ديگر نهنگ هاي قاتل را حيواناتي باهوش احساساتي و بازيگوش ناميدند. و اما چيزي كه همگي در مورد آن مطمئن هستيم اين است كه تا كنون حتي يك مورد از حمله يك نهنگ قاتل به انسان در هيچ جاي دنيا گزارش نشده است. ولي اگر به برخورد انسان در مورد اين حيوان بي آزار بنگريم مي بينيم كه هزاران مورد تهاجم انسان به نهنگ قاتل در سطح دنيا به بهانه هاي مختلف اتفاق افتاده است.
در اينجا سعي داريم شما را با جنبه هاي مختلف زندگي نهنگ قاتل آشنا سازيم و حتي الامكان اطلاعاتي عمومي را در مورد حيات اين موجود عرضه داريم.
تاريخچه :
در سال 1961 اولين نهنگ قاتل جهت انجام مطالعات در آبهاي اقيانوسي ايالت كاليفورنيا از دريا گرفته شد. اين نهنگ يك نهنگ ماده بيمار و ضعيف بود كه بعد از گذشت دو روز از ورود به استخر سر خود را به ديواره استخر كوبيد و مرد. نهنگ قاتل بعدي در سال 1964 گرفته شد و او هم پس از گذشت چند مدت به همان شيوه نهنگ قبلي از بين رفت.
يك مجسمه ساز به نام Samuel Burich از طرف مجموعه آكواريومي Vancouver مأموريت يافت تا يك نهنگ قاتل را كشته و يك مدل از آن بسازد. وي با استفاده از زوبين ( نيزه مخصوص شكار نهنگ) يك نهنگ قاتل به طول 6/4 متر و به وزن يك تن را شكار كرد. ولي از آنجا كه نهنگ بلافاصله و حتي بعد از شليك نمرد رييس آكواريوم تصميم گرفت آنرا زنده به Vancouver ببرد و در آنجا نام نهنگ را Moby Doll گذاشتند. مردم از مطيع بودن Moby Doll تعجب مي كردند. اين نهنگ پس از كذشت 87 روز به دليل يك بيماري پوستي كه حاصل شوري كم آب بندرگاه بود از بين رفت.
گرفتن نهنگ هاي قاتل از آب به جهت نمايش دادن در نمايشگاه ها از سال 1965 شروع شد. در اين سال يك نهنگ قاتل به طول 5/7 نتر و به وزن 5 تن به طور اتفاقي در تور دو ماهيگيردر شهر Namu ( نامو) در كلمبياي انگلستان به دام مي افتد. اين دو ماهيگير تصميم مي گيرند آنرا به مزايده بگذارند.
در اين هنگام شخصي به نام Ted Griffin كه صاحب يك آكواريوم عمومي در واشنگتون مي باشد و مدت ها آرزوي نمايش نهنگ قاتل را در نمايشگاه خود در سر داشت نهنگ را به قيمت 8000 دلار خريداري ميكند و نام آنرا نامو مي گذارد. تنها مشكل موجود انتقال نامو به واشنگتون طي مسافتي 724 كيلومتري است كه او با ساختن محفظه اي به طول 3/18 متر عرض 12 متر و عمق 8/4 متر كه در آب شناور بوده و به قايق وصل بود اين مشكل را حل كرد. در روز اول سفر به سوي واشنگتن نامو صداهاي جيغ مانند مختلفي از خود صادر ميكرد و در روز چهارم سفر 30 تا 40 نهنگ قاتل به محفظه رسيدند و با ضربه زدن به آن قصد رها كردن نامو را داشتند. آنها دفعات زيادي به قفس حمله كردند ولي هنگامي كه توسط اندام كاشف صوتي درون بدن ( كه توسط آن مي توانند اجسام زير آب را شناسايي كند ) اخطار دريافت كردند دست از حمله كشيدند و بعد از ساعت ها به تدريج پراكنده شدند. فقط 3 نهنگ قاتل نامو را بيشتر از 240 كيلومتر همراهي كردند كه احتمالا مادر و خواهران يا برادران او بوده اند. در روز اول ورود نامو به نمايشگاه 5000 نفر به ديدن او آمدند و جمعيت بازديد كنندگان از او تا ماه بعد به 120000 نفر رسيد.
Ted Griffin تصميم گرفت اين اعتقاد و يا بهتر بگوييم اين طلسم را كه نهنگ قاتل موجودي خطرناك و خونخوار است از بين ببرد. او مي دانست كه اگر بخواهد خلاف اين مطلب را ثابت كند مي بايست شخصا و در حضور همه براي چند مدت با نامو تماس داشته باشد. به همين منظور جهت ايجاد رابطه دوستي با نامو تصميم گرفت با او شنا كند.
اما او قبل از اينكه با يك نهنگ قاتل از دنياي وحش تماسي داشته باشد تمام حركات نامو را مورد بررسي قرار داد و رفتارهاي مختلفاو را مطالعه كرد.
از آنجا كه نهنگ قاتل در طبيعت هيچ دشمني ندارد وي متقاعد شده بود كه ترس نهنگ دليلي بر تهاجم او نيست. بلكه در عوض باعث جلب توجه و حس كنجكاوي او مي شود.
وي براي اولين بار دقيقا يك ماه پس از ورود نامو به نمايشگاه با نامو به شنا كردن پرداخت. Griffin با يك برس دسته كوتاه به نامو نزديك شد و با آن سر بيني و زير پوزه او را نوازش داد. بعد از چند روز Griffin بر پشت نامو سوار شد و از آن به بعد آن دو از يكديگر جدايي ناپذير بودند. وي در مورد ارتباطش با نامو ميگويد: " انگار هر خواسته ذهني من به منزله يك دستور براي نهنگ بود. "
Griffin با پولي كه بدست آورده بود چنان شهرتي پيدا كرده بود كه عليرغم تجربه و لمس ذات و طبيعت باهوش نامو با شخصي به نام Goldsberry شريك شد و اقدام به دام انداختن نهنگ هاي قاتل بيشتري كرد. آن دو از سال 1965 تا سال 1977 تقريبا 262 نهنگ قاتل به دام انداختند كه حد اقل 11 عدد از آنها در طي نقل و انتقالات از بين رفتند.
شكارچيان نهنگ هاي قاتل تعداد اين نهنگ ها را در آبهاي اطراف واشنگتن بين 100 تا 1000 عدد پيش بيني مي كردند. با افزايش نگراني ها در مورد صيد بي رويه نهنگ هاي قاتل اداره شيلات كانادا يك زير دريايي تحقيقاتي را به منظور شمارش تعداد نهنگ ها در اين آبها اعزام كرد كه حاصل تحقيقات اين زيردريايي 200 تا 300 عدد نهنگ قاتل بود كه به مراتب از ميزاني كه در نظر صيادان بود كمتر مي نمود. در سال 1973 شيوه عكسبرداري از باله پشتي و بخش زين مانند پشت نهنگ جهت شمارش آنان توسط دكتر Mike Bigg پيشنهاد شد.
رده بندي علمي نهنگ هاي قاتل :
راسته :
پستانداران دريايي
تمام دلفين ها نهنگ اي دندان دار و وال ها در اين راسته قرار دارند. اين راسته تقريبا 80 گونه موجود زنده را شامل مي شود كه به سه زير راسته مي توان آنها را تقسيم كرد :
1) نهنگ هاي دندان دار (Odontoceti )
2) نهنگ گو?پشت آبي ( Mysticeti )
3) نهنگ هاي فسيلي ( Archaeoceti ) كه هم اكنون از بين رفته اند.
خانواده دلفين ها
دلفين ها و خويشاوندان نزديك آنها در اين خانواده قرار مي گيرند. در اين خانواده 32 گونه وجود دارد از جمله آنهايي كه از لحاظ اسمي به نهنگ قاتل نزديك هستند مانند نهنگ قاتل كوتوله يا Feresa attenuata و نهنگ قاتل بدلي يا Pseudorca crassiddens . نهنگ هاي قاتل بزرگترين عضو خانواده دلفين ها هستند.
گونه :
نهنگ قاتل ( Orcinus orca )
به دليل شهرت آنها در درندگي به زبان اسپانيايي گاهي آنها را Ballena asesina به معني آدم كش مي نامند. دريانورداني كه شاهد حمله اين موجود به پستانداران بزرگ دريايي بودند آنرا " قاتل نهنگ " ناميدند كه پس از گذشت زمان اين اسم به " نهنگ قاتل " تغيير پيدا كرد. آنها به اين دليل به اين نام خوانده مي شوند كه نهنگ هاي بزرگ ديگر را مي كشند نه به دليل اينكه ضرري به انسان مي رسانند.
مشخصه هاي جسماني :
اندازه :
نهنگ هاي قاتل از برخي نهنگ هاي ديگر كوچكتر هستند ولي بزرگ ترين شكارچي پستاندار تا كنون شناخته شده مي باشند. طول بدن نهنگ قاتل نر 6/7-8/5 متر و وزن آن 5442-3628 كيلوگرم است. طول بدن ماده ها 8/5-9/4 متر و وزن آنها 3628-1361 كيلوگرم مي باشد.
سايز بدن نهنگ ها در نواحي مختلف جغرافيايي متفاوت است. تحقيقات بر روي بيش از 2000 نهنگ قاتل اطلس شمالي انجام شده و طول بدن نهنگ قاتل نر را به طور ميانگين 1/6 متر و طول بدن نهنگ ماده 5/5 متر برآورد شده است.
بزرگترين نهنگ قاتل نر شناخته شده 8/9 مترطول و10000 كيلوگرم و بزرگترين ماده 5/8 متر طول و 7500 كيلوگرم وزن داشته است.
شكل بدن :
بدن نهنگ قاتل براق هيدروديناميك و دوكي شكل بوده و براي زندگي در يك محيط آبي به خوبي سازگاري پيدا كرده است.
رنگ :
اين حيوانات از روي رنگ سياه و سفيد پررنگ و چشم گيرشان به راحتي قابل تشخيص اند. سطح پشتي به استثناء قسمت زيرين و پشتي باله پشتي ( زين ) و باله هاي سينه اي سياه رنگ اند. زين يك ناحيه خاكستري رنگ است كه درست در پشت باله پشتي قرار دارد. بخش شكمي فك پاييني و ناحيه زير باله دمي سفيد رنگ است. حاشيه پاييني باله دمي سياه رنگ مي باشد. يك ناحيه سفيد رنگ به نام لكه چشمي دقيقا بالا و كمي عقب تر از چشم قرار گرفته است.
اين رنگ آميزي نهنگ هاي قاتل احتمالا قابليت شكار آنها را افزايش ميدهد.
رنگ بدن آن به گونه اي است كه گمان ميرود به شكل معكوس سايه انداخته است قسمت تاريك در بالا و قسمت روشن در پايين قرار دارد. به دليل وجودرنگ تيره بالاي بدن اگر از بالا به نهنگ نگاه كنيم تشخيص او از تاريكي كف دريا مشكل مينمايد و اگر از پايين به او نگاه كنيم بخش روشن زيرين بدن با قسمت روشن سطح آب تركيب ميشود. بنابراين طعمه در تشخيص دادن صياد از محيط اطراف دچار مشكل ميشود.
74 مورد در مورد عارضه عدم وجود رنگ دانه در بدن نهنگ قاتل گزارش شده است و در سال 1970 يك نهنگ قاتل كاملا سفيد رنگ در كلمبيا مورد مطالعه قرار گرفت.
نهنگ قاتل ماده نهنگ قاتل نر
باله سينه اي :
باله سينه اي نهنگ قاتل دايره اي شكل است و شكلي مانند پارو دارد. باله اكثر بخش هاي اندام جلويي پستانداران خشكي را دارا ميباشد كه نشان دهنده يك منشأ واحد ميان آنان است. بخش هاي مختلف آن توسط بافت مياني محكم شده اند و صفحات غضروفي در بخش عرضي ميان استخوان ها قرار دارد. نهنگ ها از باله سينه اي براي تغيير جهت و از باله دمي براي توقف استفاده مي كنند. يك نهنگ نر منحصر به فرد باله داراي سينه اي به طول 203 سانتي متر و عرض 109 سانتي متر بوده است.
باله دمي :
دو انتهاي باله دمي نهنگ قاتل را Fluke مي نامند. فلوك ها صفحات بدون استخواني هستند كه از پهن شدن بافت هاي مياني سخت و محكم تشكيل شده اند.
نهنگ با استفاده از ماهيچه هاي پشتي كه در پشت ستون فقرات قرار دارند و همچنين با استفاده از ساقه دمي باله دمي را حركت مي دهد. با اينكه نهنگ قاتل داراي 50 تا 54 مهره در ستون فقرات خود مي باشد ولي هيچكدام از آنها به باله دمي راه نيافته اند. بنا براين هيچ تعجبي ندارد كه باله دمي نهنگ هاي قاتل به وي?ه انواع نر به دليل نداشتن استخوان و يا حتي غضروف خميده شده باشند. بزرگترين باله دمي متعلق به يك نهنگ نر بوده كه فاصله ميان دو انتهاي دمي 7/2 متر اندازه گيري شده است.
باله پشتي :
ساختار دروني باله پشتي نيز دققا همانند باله دمي است و هيچ استخوان يا غضروفي ندارد. نقش باله پشتي مانند دكل كشتي است و تعادل نهنگ را به هنگام شنا فراهم مي كند. بزرگترين باله پشتي در ميان پستانداران دريايي متعلق به نهنگ قاتل نر ميباشد كه طول آن به 8/1 متر مي رسد. باله پشتي در انواع ماده كوتاه تر است و بين 9/0 تا 2/1 متر طول دارد و ممكن است كمي به عقب خميده شود.
گمان مي رود رشد باله پشتي در نهنگ هاي نر يكي از معيارهاي تشخيص بلوغ جنسي باشد زيرا رشد انتهاي باله تقريبا همزمان با بلوغ جنسي اتفاق مي افتد.
نهنگ هاي قاتل نر و ماده ممكن است داراي باله هاي پشتي با اشكال مختلفي باشند از جمله خميده موج دار پيچ خورده زخم خورده و يا كاملا به شكل تا شده. حتي در باله دمي برخي از آنها سوراخ گلوله وجود دارد.
دليل تا شدن باله پشتي نهنگ هاي قاتل هنوز كاملا مشخص نيست و احتمال ميرود كه به دليل ?نتيك و يا به دليل آسيب ها و صدمات باشد. و از آنجا كه بلندي آنها از قد يك انسان هم بيشتر مي شود اين خميدگي ممكن است به دليل عدم وجود استخوان و يا غضروف در باله جهت استحكام آن بوجود بيايد. اخيرا مطالعات در نيوزلند نشان مي دهند كه 23 درصد نهنگ هاي قاتل نر باله پشتي خميده دارند.
دانشمندان با عكسبرداري از باله پشتي نهنگ ها آنها را به صورت فردي و جمعي تشخيص هويت مي كنند مانند گرفتن اثر انگشت از انسان.
رفتار نهنگ قاتل :
ساختار جمعي :
نهنگ هاي قاتل در گروه هاي جمعي به هم چسبيده به مدت هاي طولاني زندگي مي كنند. اين گروه ها را دسته مي ناميم. اندازه دسته ها از 5 تا 30 عدد نهنگ را شامل مي شود و در مناطق مختلف جغرافيايي به اندازه هاي مختلفي ديده ميشوند مثلا در آلاسكا و آنتراكتيكا گروه هاي شامل بيشتر از 100 نهنگ ديده شده اند.دسته ها متشكل از نرها ماده ها نوزادان و سنين مختلف است. ماده ها و نوزادان عموما در ميان گروه و نرهاي بالغ در اطراف شنا مي كنند.
دسته ها كوچك ترين و يا بزرگ ترين واحد اجتماعي نهنگ هاي قاتل نيستند.
محققان اساسي ترين واحد اجتماعي نهنگ ها را به عنوان گروه هاي خانوادگي شناسايي كرده اند. يك گروه خانوادگي از يك مادر و نوزادانش ( به جز دختري كه خود نوزاد دارد) تشكيل شده است. يك يا دو گروه خانوادگي ممكن است با يكديگر در يك زير شاخه دسته ( زير دسته ) حركت كنند. نهنگ هاي درون يك زير دسته احتمالا با يكديگر خويشاوندي نزديكي دارند. يك زير دسته شامل مادرها دخترها و احتمالا خواهرها و دخترخاله ها است.
يك طايفه يك طبقه بالاتر از دسته است. طايفه ها از دسته هاي موجود در يك ناحيه با لهجه هاي همسان كه گمان ميرود خويشاوند باشند تشكيل شده اند. طايفه ها از يك دسته اجدادي كه طي زمان رشد كرده و تكه تكه شده است بوجود آمده اند.
و در نهايت بالاترين مرتبه ساختار جمعي نهنگ ها جامعه است. يك جامعه از تعداد زيادي دسته كه در حال مهاجرت با يكديگر مشاهده شده اند تشكيل شده است. يك دسته از يك جامعه هرگز در حال مهاجرت با دسته ديگر از يك جامعه ديگر مشاهده نشده است حتي اگر مسير مهاجرت آنها يكي باشد.
بعضي مواقع ممكن است دسته هاي كوچك تر به يكديگر بپيوندند و گروهي متشكل از 50 عدد عضو ( حد اكثر 500 عدد در بعضي مواقع ) بوجود مي آورند كه به آنها " گله " يا " تراكم " اطلاق مي شود.
تحت برخي شرايط مخصوصا در ماه زايمان بعضي از افراد دو دسته با يكديگر تعويض مي شوند.
دسته هاي مقيم و ناپايدار :
در اقيانوس هاي شمال شرقي محققان نهنگ هاي قاتل را بر اساس مشخصه هاي فيزيكي و رفتاري به سه دسته نهنگ هاي قاتل مقيم نهنگ هاي قاتل ناپايدار و نهنگ هاي قاتل ساحلي تقسيم مي كنند. نهنگ هاي ساحلي شناخته شده هستند اما كمتر مورد مطالعه قرار گرفته اند. آنها در گروه هاي 30 تا 60 تايي مهاجرت مي كنند و به ندرت در آبهاي اقيانوسي يافت مي شوند. دانشمندان متوجه تفاوت هاي زيادي بين نهنگ هاي مقيم و نهنگ هاي ناپايدار شده اند. هيچ گونه اثر متقابلي ميان اين دو گروه يافت نشده است در حقيقت اين دو از يكديگر دوري مي كنند. اندازه دسته تاي نهنگ هاي مقيم از 5 تا 50 عدد متغير است در حالي كه نهنگ هاي ناپايدار معمولا به تنهايي و يا در گروه هاي2 تا 7 تايي سفر مي كنند.
نهنگ هاي مقيم در محدوده آبهاي اقيانوسي مهاجرت مي كنند در حالي كه نمي توان براي گروه هاي نهنگ هاي ناپايدار نمي توان محدوده مهاجرتي در نظر گرفت. مقيم ها عموما روي يك خط مستقيم و در امتداد خط ساحلي حركت مي كنند اما ناپايدارها ممكن است براي مهاجرت دو برابر زمان مصرف كنند زيرا داراي حركت دايره اي هستند و همچنين خط محيط مرئي ساحل را دنبال مي كنند. نهنگ هاي ناپايدار در فاصله 1450 متري ساحل مشاهده شده اند. نهنگ هاي مقيم با نهنگ هاي ناپايدار از لحاظ ر?يم غذايي نيز متفاوت اند. شواهدي وجود دارد دال بر وجود داشتن حد اقل 8 طايفه از نهنگ هاي قاتل آلاسكايي : چهار طايفه نهنگ قاتل مقيم سه طايفه نهنگ قاتل ناپايدار و يك طايفه نهنگ قاتل ساحلي .
ارتباطات :
نهنگ هاي دندان دار در حلق خود فاقد تارهاي صوتي هستند. احتمالا صداها توسط جريان هوا از ميان كيسه هاي بيني در ناحيه حفره اسپيراكولوم به وجود مي آيند. آنها هنگام تلفظ برخي لغات از اين حفره هوا آزاد مي كنند ولي دانشمندان بر اين باورند كه اين عمل نوعي نمايش بصري است. فركانس اصوات توليد شده بين 1/0 تا 40 كيلو هرتز مي باشد. نهنگ هاي قاتل صداهايي شبيه به كليك صدايي مانند ناله صداهاي لرزشي صداي خرخر صداي سوت جيغ و صدايي شبيه به صداي لولاي در بوجود مي آورند. آنها اين صداها را در هر زمان و در هر عمقي ايجاد مي كنند. صداها از لحاظ شدت طول موج و خصوصيات با يكديگر متفاوتند.
هنگامي كه دو دسته نهنگ قاتل به يكديگر مي پيوندنديك سري اصوات وي?ه اي را به اشتراك مي گذارند ولي مجموعه اصوات هر دسته همچنان متفاوت با دسته ديگر باقي مي ماند به شكلي كه دانشمندان مي توانند هر دسته را توسط صدايي كه ايجاد ميكند شناسايي كنند.نهنگ هاي قاتلي كه از لحاظ جغرافيايي با يكديگر فاصله زيادي دارند داراي لهجه هاي كاملا متفاوتي هستند.
رفتار اجتماعي :
به نظر مي رسد كه ميان اعضاء يك دسته نهنگ قاتل يك وابستگي شديد اجتماعي وجود دارد. همانند بيشتر گونه هاي جانوري يك سلسله مراتب اجتماعي ميان گروهي از نهنگ هاي قاتل وجود دارد سلسله مراتب در اين گونه جانوري مادر سالاري يا ماده سالاري است.اين حيوانات بر يكديگر تسلط پيدا مي كنند و دستورات خود را از روش هايي مانند وارد كردن ضربه اي سيلي مانند بر روي سطح آب ضربه زدن با سر به هم زدن ناگهاني آرواره ها گاز گرفتن خراش انداختن با دندان و ديگر حركات و ?ست هاي نمايان كننده نيرو به يكديگر اعمال مي كنند.
تعداد بي شماري از خراش هاي حاصل از دندان روي بدن نهنگ هاي قاتل مشاهده ميشود. در برخي مواقع ممكن است اين خراش ها به صورت يك زخم براي هميشه روي بدن باقي بماند اما در اكثر مواقع اين خراش ها سطحي بوده و به سرعت بهبود مي يابند.
دانشمندان دريافته اند كه نوزادان نهنگ قاتل از 2 روز بعد از تولد تا حداكثر 56 روز بعد از متولد شدن يك نظم اجتماعي را از مادرها و بالغ هاي مهم دسته مي آموزند. اين نظم ممكن است به شكل جلوگيري كردن ( تشكيل يك حصار اطراف نوزاد براي محدود كردن حركاتش ) و يا خراش با دندان باشد.
رفتار انفرادي :
رفتار انفرادي نهنگ قاتل مانند غوطه ور شدن در آب به شكل عمودي به طوري كه بخشي از سر بيرون از آب باشد .
جهيدن بيرون از آب به طور كامل به شكلي كه با پشت يا پهلو روي سطح آب پايين بيايد.
وارد كردن ضربه با باله دمي خود بر سطح آب
وارد كردن ضربه با باله سينه اي بر سطح آب
و چرخيدن روي پهلوي خود جهت برخورد باله پشتي بر سطح آب. دانشمندان بر اين عقيده اند كه اين رفتار با رفتار تسلط يابي و همچنين شناختن محيط اطراف رابطه دارد. نهنگ هاي قاتل ممكن است اين حركات را جهت تسكين دادن درد انجام دهند زيرا پوست آنها در طول شنا مي ريزد و زخم ميشود. رويش سلول پوستي يك نهنگ قاتل 250 مرتبه سريعتر از سلول پوست ساعد انسان است. نهنگ هاي قاتل در تنگه Johnston در كلمبياي انگلستان عادت دارند بدن خود را به كف خليج كه پر از سنگريزه است مي مالند. دليل اين رفتار هنوز كاملا مشخص نيست اما اين عمل ممكن است نهنگ را در از بين بردن انگل هاي خارجي كمك كند و يا شايد براي تحريك كردن حس لامسه اي كاربرد داشته باشد.
رفتارشناسي هاي انجام شده روي بسياري از پستانداران در پارك هاي جانوري نشان داده اند كه نهنگ هاي قاتل جزء كنجكاوترين انواع نهنگ ها هستند و علاقه زيادي به بازي كردن و همچنين دستكاري اجسام از خود نشان مي دهند.
خواب :
طرز خوابيدن نهنگ هاي قاتل يكي از اسرار طبيعت محسوب ميشود با اين حال مطالعات انجام شده در شوروي سابق حاكي از اين است كه خواب عميق در دلفين ها ( خويشاوندان نزديك نهنگ هاي قاتل ) ممكن است تنها در يك نيمكره مغزي اتفاق بيافتد.
نهنگ هاي قاتل در حال استراحت در شب و روز براي مدت هاي زماني كوتاه و يا به مدت 8 ساعت كامل مشاهده شده اند. آنها ممكن است در هنگام استراحت به آرامي شنا كنند و ممكن است 3 تا 7 غوص كوتاه داشته باشند كه كمتر از يك دقيقه به طول مي انجامد قبل از اينكه يك عمق گيري طولاني به مدت 3 دقيقه انجام دهند.
پرا?ندگي و زيستگاه :
نهنگ هاي قاتل بعد از انسان بيشترين وسعت جغرافيايي را در ميان پستانداران دارا مي باشند. آنها در تمام اقيانوس ها سكونت دارند ولي بيشتر در آبهاي قطب جنوب و قطب شمال و در آبهاي سرد يافت مي شوند.
نهنگ هاي قاتل در آبهاي گرم مانند هاوايي استراليا و خليج مكزيك نيز يافت شده اند. چنين مشاهداتي با اينكه بسيار كمتر اتفاق مي افتند اما حاكي از اين هستند كه نهنگ قاتل ريسك زندگي كردن در مناطق مختلف را مي پذيرد. حتي عجيب تر از اين نهنگ هاي قاتل را در رودخانه هاي آب شيرين مانند راين نيز ديده اند. يكي از آنها 177 كيلومتر در رودخانه كلمبيا براي خوردن ماهي پيش رفته بود. با آنكه آنها را هم در آبهاي اقيانوسي و هم درآبهاي ساحلي مي توان يافت اما نهنگ هاي قاتل بيشتر اعماق كمتر از 200 متر را براي سكونت انتخاب مي كنند. در آبهاي سرد پراكندگي آنها به يخ هاي شناور بستگي دارد.
مهاجرت :
در برخي نواحي مهاجرت نهنگ ها توسط مهاجرت ماهي ها تحت تاثير قرار مي گيرد. در كاناداي شرقي مهاجرت نهنگ هاي قاتل به مهاجرت سگ هاي آبي و نهنگ هاي شياردار بستگي دارد. در حالي كه مهاجرت نهنگ هاي قاتل در شمال شرقي اقيانوس اطلس با مهاجرت " شگ ماهيان " همراه است. در درياهاي Bering Chukchi و Beaufort نهنگ هاي قاتل مهاجرت خود را با توجه به پيشروي يا عقب نشيني تكه يخ هاي قطبي انجام مي دهند.
جمعيت :
به دليل پراكندگي وسيع آنها در مناطق مختلف دنيا جمعيت جهاني آنها مشخص نيست. چند گروه از نهنگ هاي قاتل مورد بررسي قرار گرفته اند كه نمودار جمعيتي آنها به شرح زير است :
جمعيت آنها در جنوب شرقي آلاسكا تقريبا 250 عدد است.
در غرب آلاسكا و جزيره Vancouver در كلمبياي انگليس هر كدام 300 عدد برآورد شده است.
تعداد آنها در مناطق قطبي حدود 70 هزار تا 180 هزار تخمين زده شده است.
سازش با محيط :
شنا كردن :
1)_سرعت شنا كردن و مدت زمان شنا بسيار به هم وابسته اند احتمالا شناي سريع مدت زمان كمتر و شناي با سرعت كم مدت زمان بيشتري به طول مي انجامد.
2)_نهنگ هاي قاتل از جمله سريع ترين پستانداران دريايي به شمار مي آيند. آنها حد اكثر با سرعت 48 كيلومتر بر ساعت (36 متر بر ثانيه) كه فقط چند ثانيه به طول مي انجامد در مرتبه دوم بعد از دلفين هاي Commerson (با سرعت 56 متر بر ثانيه) قرار دارند. هر چند اين نهنگها معمولا با سرعت 2/3 تا 2/9 به شنا كردن مي پردازند.
نهنگ هاي قاتل در آب بسيار چابك هستند و قابليت مانور بالايي دارند. در هنگام شنا نزديك سطح آب معمولا به مدت 30 ثانيه يا كمتر زير آب مي مانند.
عمق گيري و تنفس :
آنها تا عمق 5/31 تا 61 متري در آب فرو مي روند و عموما تا اعماق زيادي نفوذ نمي كنند. بيشترين عمق گيري آنها تحت شرايط آزمايشگاهي 2743 متر بوده است.
نهنگ هاي قاتل در هنگام عمق گيري هر 4 تا 5 دقيقه به سطح آب مي آيند. هنگامي كه روي سطح آب هستند 2 تا 5 مرتبه نفس مي گيرند. فاصله ميان عمق گيري ها 5 تا 10 دقيقه است.
مدت زمان عمق گيري ها معمولا 10 دقيقه است و بيشترين زمان عمق گيري مشاهده شده در اقيانوس 12 دقيقه و در شرايط آزمايشگاهي 15 دقيقه بوده است.
اعضاء و جوارح تمامي پستانداران دريايي سازگاري هاي وي?ه اي را به هنگام عمق گيري كسب كرده اند كه اين سازگاري ها آنها را قادر به ذخيره اكسي?ن هنگام شنا در زير آب كرده است.
ضربان قلب نهنگ قاتل نيز مانند بقيه پستانداران دريايي به هنگام عمق گيري كاهش مي يابد و از 30 تا 60 ضربه در دقيقه متغير است. در هنگام عمق گيري جهت جريان خون عوض مي شود و از اندامي كه قابليت تحمل كمبود اكسي?ن را دارند به سوي قلب شش ها و مغز كه به اكسي?ن بيشتري نياز دارند جريان پيدا مي كند.
اين نهنگ هنگامي كه بر سطح آب است از طريق مجراي تنفسي(حفره اسپيراكولوم) كه در قسمت پشتي آن قرار دارد تنفس ميكند در زير آب نفس خود را نگه مي دارد و قبل از رسيدن به سطح آب حفره اسپيراكولوم را باز كرده هوا را خارج مي كند.
پستانداران دريايي داراي مقادير ميوگلوبين بيشتري در ماهيچه هاي خود براي ذخيره بيشتري دارا هستند. ميوگلوبين وظيفه رساندن اكسي?ن را به بافت ها بر عهده دارد. بنابراين اين سازش ها باعث مي شود كه نهنگ قاتل هنگام عمق گيري بتواند به ميزان كافي اكسي?ن ذخيره نمايد.
هنگامي كه غواصان به اعماق آب مي روند با خطري به نام بيماري كمبود فشار مواجه هستند كه به اين طريق اتفاق مي افتد :
مولكول هاي نيترو?ن درون كپسول هواي غواصان در اعماق زياد در بدن آنها تغييراتي پيدا مي كند زيرا مولكول هاي نيترو?ن با افزايش عمق محلول تر مي شوند. و هنگامي كه غواص به طرف سطح مي آيد نيترو?ن نامحلول به قسمت هاي گازي بدن راه پيدا مي كند و در نتيجه ممكن است باعث ايجاد حباب هاي ريزي در مويرگ ها شود.
اما يك نهنگ قاتل به دليل اينكه در سطح آب تنفس مي كند و در اعماق آب نفس نمي گيرد شش هاي قابل انعطاف آن در اعماق آب به سوي ناي و لوله هاي بيني مي فرستند و در نتيجه اندام هاي دروني نيترو?ن جذب نمي كنند و عارضه بيماري كمبود فشار در آنها بوجود نمي آيد. البته پس از غوص هاي متعدد و پشت سر هم ممكن است غلظت نيترو?ن درون بافت ها تا حدي برسد كه باعث به وجود آمدن اين عارضه شود.
نهنگ قاتل از طريق اين حفره تنفس مي كند و قبل از عمق گيري آن را مي بندد.
عادات غذايي :
نهنگ هاي قاتل بسيار فعال و فرصت طلب هستند و بدون شك بزرگترين شكارچيان دريا محسوب مي شوند. در حقيقت آنان بزرگترين شكارچيان در ميان جانوران خون گرم هستند.
ماهي ها نرمتنان شير دريايي گرازماهي لاك پشت دريايي سمور دريايي پرندگان پستانداران بزرگ دريايي ( بالن ها و وال هاي دندان دار) خرس هاي قطبي خزندگان و حتي يك گوزن شمالي در شكم نهنگ هاي قاتل يافت شده اند. شايد عجيب ترين چيزي كه در شكم آنها يافت شده است بقاياي يك نهنگ قاتل ديگر مي باشد. از آنجايي كه رفتار هم جنس خواري در آنها به ندرت ديده شده است اين بقايا به احتمال زياد بقاياي يك نهنگ قاتل مرده بوده است كه آنها از لاشه آن تغذيه كرده اند. در زير يك نهنگ قاتل را در حال حمله كردن به يك دلفين مشاهده مي كنيد.
عادات غذايي نهنگ هاي قاتل از يك منطقه به منطقه ديگر متفاوت است. آنها در قطب 67 در صد از ماهي 27 در صد از پستانداران دريايي و 7 درصد از نرمتنان تغذيه مي كنند. و در درياي برينگ (Bering) در نزديكي آلاسكا 65 درصد از ماهي 20 درصد از نرم تنان و 15 در صد از پستانداران دريايي استفاده مي كنند.ر?يم غذايي نهنگ هاي مقيم با نهنگ هاي ناپايدار متفاوت است دسته هاي نهنگ قاتل پايدار از دسته وسيعي از ماهي ها تغذيه مي كنند و كمتر به شكارپستانداران دريايي مي پردازند. اما نهنگ هاي ناپايدار عمدتا از پستانداران دريايي و گاه گاه از ماهي ها تغذيه مي كنند.
غذاي مصرف شده توسط هر نهنگ قاتل روزانه 3 تا 4 درصد از وزن بدن او را تأمين ميكند و در سن شير خوارگي روزانه حدود 10 در صد به وزن او اضافه مي شود.
روش هاي بدست آوردن غذا :
نهنگ هاي قاتل همانند يك دسته از گرگ ها و يا يگ گله شير به شكل دسته جمعي به شكار مي پردازند. آنها ابتدا طعمه را در يك محدوده كوچك محاصره كرده و سپس به آن حمله مي كنند. هنگام شكار يك نهنگ بزرگ از جهت هاي مختلف به آن حمله مي كنند.
يك دسته نهنگ قاتل در حال حمله كردن به يك نهنگ آبي(بزرگ ترين موجود زنده روي كره زمين) توسط يك گروه تحقيقاتي كه جهت علامت گذاري اره ماهي به منظور مطالعات مهاجرتي آن اعزام شده بودند براي اولين بار در دنيا به طور اتفاقي مشاهده شدند.
تقريبا 30 نهنگ قاتل به اين موجود 2/18 متري در حال حمله كردن بودند. دو نهنگ قاتل در جلو و دو عدد در پشت باله دمي و بقيه افراد از اطراف و از زير نهنگ را محاصره كرده مانع فرار او مي شدند. حتي برخي از آنها بر پشت نهنگ آبي مي پريدند كه احتمالا جهت به پايين كشيدن او به زير آب بوده است.
نهنگ ها به نوبت تكه هايي از گوشت و چربي نهنگ آبي استفاده مي كردند. بعد از 5 ساعت دسته از حمله دست كشيد. شايد براي استراحت و يا شايد سير شده بودند. اما سرنوشت نهنگ آبي كه شديدا زخمي شده بود مشخص نشد.
دندان هاي مخروطي و به هم پيوسته نهنگ قاتل مخصوص پاره كردن و بريدن است و براي جويدن طعمه مناسب نيست. تعداد دندان ها در هر كدام متفاوت است. به طور كلي 40 تا 56 دندان دارند كه معمولا 10 تا 14 دندان در هرطرف فك وجود دارد. هر دندان به طول 6/7 سانتي متر و ضخامت 5/2 سانتي متر است.
نهنگ قاتل غذاي خود را در تكه هاي بزرگ مي بلعد. حلق آن به حدي بزرگ است كه مي تواند يك سگ دريايي و يا يك گراز ماهي را درسته ببلعد. طعمه هايي مانند شير دريايي در خشكي نيز از دست اين نهنگ آسوده نيستند. برخي از نهنگ هاي قاتل متخصص در سر خوردن روي شن ساحل و يا روي قطعات يخ شناور براي تعقيب طعمه خود هستند.
آنها حتي برخي مواقع به يخ هاي شناور ضربه مي زنند تا طعمه را در آب بيندازند.
يك رويداد نادر ديگر رويارويي يك نهنگ قاتل با يك كوسه سفيد است كه اخيرا از جنوب شرقي جزيره فارالن ((Farallon در نزديكي سان فرانسيسكو در ايالت كاليفورنيا گزارش شده است:
دو نهنگ قاتل در حال تغذيه از يك شير دريايي بودند كه غذاي مورد علاقه كوسه سفيد هم مي باشد. احتمالا بوي خون تازه شير دريايي كوسه را به آنجا مي كشد. ولي به محض اينكه يكي از نهنگ ها متوجه حضور كوسه در منطقه مي شود به سرعت به آن حمله مي كند و كوسه 4 متري را در دهان خود به سطح آب مي كشد و از اعضاي بدن او مانند جگر بزرگش تغذيه مي كند. اين نشاندهنده اين مطلب نيست كه هر بار در رويارويي يك نهنگ قاتل با كوسه سفيد چه اتفاقي مي افتد بلكه نشاندهنده تنوع غذايي يك نهنگ قاتل است.
در جزاير Shetlan Islands در انگلستان يك دسته 30 تا 40 تايي از نهنگ هاي قاتل در حال تعقيب چند قايق ماهيگيري بودند كه از ماهي هاي مرده اي كه از قايق به بيرون ريخته ميشدند تغذيه مي كردند.
تحقيقات نشان مي دهند كه نهنگ هاي قاتل مقيم بيشتر از نوع پايدار با يكديگر ارتباط صوتي دارند كه ممكن است به عادت شكار آنها بستگي داشته باشد انواع مقيم در همه حالات رفتاري با يكديگر ارتباط صوتي دارند اما نهنگ هاي ناپايدار فقط در هنگام بازي و يا بعد از شكار صوت ايجاد مي كنند. يك نظريه ميگويد كه نهنگ هاي مقيم جهت داشتن ادامه زندگي جمعي نياز زيادي به ارتباطات و همكاري در فعاليت هاي خود دارند. در حالي كه نهنگ هاي ناپايدار به دليل حركات مخفيانه اي كه براي نزديك شدن به شكار انجام مي دهند اگر ارتباط صوتي با يكديگر داشته باشند باعث هشدار به صيد ميشود. به همين دليل ارتباط صوتي كمتري با يكديگر دارند.
توليد مثل :
بلوغ جنسي :
مطالعات دقيقي در مورد جنبه هاي مختلف زندگي نهنگ قاتل از جمله توليد مثل در دسترس نيست و اطلاعات كنوني نيز از زندگي آنها از باغ وحش هاي آبي بدست آمده است. بر اساس اين اطلاعات نهنگ قاتل نر در 6 تا 10 سالگي و هنگامي كه طول بدن او 9/4-6/4 متر طول دارد به بلوغ جنسي مي رسد. و نهنگ ماده در سن 10 تا 13 سالگي با طول 1/6-5/5 متر از لحاظ جنسي بالغ مي شود. يك نهنگ قاتل نر در باغ وحش آبي در سن 7 تا 8 سالگي جفت گيري مي كند در حالي كه در حيات وحش نهنگ ها بايد سن زياد و اندازه بزرگ داشته باشند تا بتوانند با بقيه نرها رقابت كنند.
جفت گيري :
نهنگ هاي قاتل در طول عمر خود چند جفت انتخاب مي كنند. يك نهنگ ماده چند بار در سال آماده جفت گيري است. زايمان در هر فصلي مي تواند رخ دهد اما بيشتر زايمان ها در تابستان پيش مي آيند.
زايش و نگهداري از نوزاد :
زايمان :
نوزادان نهنگ قاتل ممكن است از سر يا از دم متولد شوند. دوران بارداري حدود 17 ماه است كه طولاني ترين دوران بارداري در ميان پستانداران ميباشد. در باغ وحش هاي آبي دوران بارداري از 15 تا 18 ماه متغير بوده است.
در اقيانوس هاي شمال غربي مشاهده شده است كه زايمان نهنگ هاي قاتل فصلي است و بيشتر آنها در بهار و فصل خزان مشاهده مي شوند. اما در جاهاي ديگر دنيا هيچ گونه مداركي دال بر زايمان فصلي مشاهده نشده است.
اطلاعات محدودي در مورد دفعات زايمان در دسترس است. يك نهنگ قاتل ماده معمولا هر پنج تا هفت سال يك زايمان دارد كه اين مدت ممكن است به ده سال نيز برسد.در مورداين نهنگ نيز مانند باقي پستانداران دريايي درهر بار زايمان فقط يك نوزاد متولد مي شود اما دو مورد زايمان دوقلو در حيات وحش مشاهده شده است.
در زايمان بيشتر نوزادان از دم به بيرون مي آيند و بند ناف نيز طي فراغت از زايمان پاره مي شود. مدت زمان وضع حمل از 8 تا 15 ساعت متغير است. نوزادان به دنيا آمده به طور ميانگين دو متر و نيم طول دارند و وزنشان بين 136 تا 181 كيلوگرم مي باشد.
البته يك زايمان 6/15 كيلوگرمي نيز مشاهده شده است. بخش سفيد رنگ پوست نهنگ هاي قاتل بعد از تولد به رنگ سفيد كرمي يا نارنجي كمرنگ است و بعد از گذشت يك سال روشنتر شده و به رنگ سفيد روشن در ميايد. با اين حال برخي گزارش ها از آبهاي قطب جنوب حاكي از اين هستند كه برخي نهنگ هاي قاتل اين رنگ زرد مانند را تا هنگام بلوغ حفظ كرده اند. در روزهاي اول تولد باله پشتي و انتهاي باله دمي نرم و انعطاف پذيرند و با گذشت زمان سخت مي شوند.
نگهداري از نوزاد:
با اينكه رفتارهاي شيردهي نوزاد غريزي به نظر مي رسند اما ماده هايي كه براي بار اول مادر شده اند داراي تجربه كمتري جهت نگهداري از نوزاد هستند و جهت كسب تجربه شيردهي به رفتار مادرهاي ديگر توجه مي كنند.
نوزاد از پستان هاي مادر كه در شيارهاي شكمي ( مختص پستانداران دريايي ) مخفي شده استفاده ميكند. پرستاري از نوزادان به مدت هاي طولاني انجام مي گيرد و اولين شيردهي موفق 26 تا 28 روز بعداز تولد ادامه مي يابد. شير دهي به نوزاد نزديك سطح آب صورت مي گيرد. نهنگ مادر به شكل افقي شنا مي كند و باله دمي خود را خميده نگه مي دارد. نوزاد روي يك پهلوي خود شنا مي كند در حالي كه دهان خود را روي غده شيري چپ يا راست نگه مي دارد.
نوزاد نهنگ قاتل در طول روز به دفعات زيادي از شير مادر تغذيه مي كند كه هر مرتبه 5 تا 10 ثانيه به طول مي انجامد. شير خوردن نوزاد در روزهاي اول تولد به حداكثر خود ميرسد يعني مجموعا 90 دقيقه در روز. بعد از آن به تدريج زمان شير خوردن به 10 دقيقه و يا كمتر كاهش مي يابد و از آنجا كه نوزاد در اين مدت در شير خوردن ماهر تر شده است مقادير بيشتري شير در طول اين ده دقيقه مي نوشد. شير مادر چنان مغذي است كه بدن نوزاد به سرعت لايه قطوري از چربي بوجود مي آورد. در ابتداي دوران شيردهي چربي شير 48 درصد است و پس از گذشت زمان به تدريج به 28 در صد كاهش مي يابد. نوزاد در سن يك سالگي از شير گرفته مي شود ولي در برخي موارد ممكن است تا ماه ها بيشتر ادامه يابد.
رشد نوزاد نهنگ قاتل :
دندان هاي بالايي در دو يا سه ماهگي در مي آيند. دندان هاي پاييني به طور ميانگين در چهار ماهگي در مي آيند. مطالعات نشان مي دهند كه بچه نهنگ ها در دو يا سه ماهگي مقدار اندكي ماهي مي پسندند و در چهار ماهگي با غذاي جامد سازگاري مي يابند. آنها در يك سالگي از شگ ماهي ها ماهيان فلس نازك و نرم تن ها به مقدار 23 تا 27 كيلوگرم تغذيه مي كنند.ميزان رشد يك نوزاد نهنگ قاتل در سال اول هر ماه 10 سانتي متر ميباشد. طول آن در يك سالگي 2/3 متر و وزن آن 454 كيلوگرم ميشود.
نوزاد در همان روزهاي آغازين پس از تولد جدا از مادر خود به شنا كردن مي پردازد ولي با اين حال مادر با فاصله نزديكي از نوزاد خود شنا مي كند و با دقت به حركات او نظارت دارد. نوزاد در كنار مادر شنا مي كند و همچنين مي تواند وارد Slip Stream شود. Slip Stream يك محدوده هيروديناميكي است كه از شناي نهنگ مادر در آب ايجاد مي شود ( همانند يك محدوده هواي كم فشار كه در پشت يك كاميون در حال حركت ايجاد ميشود) و باعث ميشود كه نهنگ نوزاد در اين محدوده با صرف انر?ي بسيار كمتري شنا كند.
رشد صوتي :
دانشمندان عضو انجمن تحقيقاتي دنياي آبهاي قطب (HSWRI) پيشرفت صوتي نهنگ هاي قاتل را مورد بررسي قرار داده اند
به نظر ميرسد كه اين رفتار به طور ?نتيك در آنها وجود دارد. نوزادها در طي زمان ياد مي گيرند كه از چه صدايي تحت چه شرايطي استفاده كنند. نوزادها به احتمال زياد از صداي مادر خود تقليد مي كنند. آنها مجموعه صداهاي مختلف را فقط از مادر خود ياد مي گيرند حتي اگر نهنگ هاي قاتل بيشتري حضور داشته باشند و صداهاي با بسامد بيشتري توليد كنند. نوزاد در همان روزهاي اول تولد ميتواند از خود صدا ايجاد كند كه شبيه به صداي جيغ مي باشد ( يك صداي خيلي زير و بلند ) كه هيچ شباهتي به صداي انواع بالغ ندارد. نوزاد در دو ماهگي براي اولين بار صدايي توليد مي كند كه شبيه به صداي يك نهنگ بالغ مي باشد. از آن لحظه تا سن بلوغ او ميتواند صداهاي بيشتري توليد كند.
حواس چندگانه :
حس شنوايي:
نهنگ هاي قاتل حس شنوايي بسيار قوي دارند و قشر مغزي مربوط به شنوايي به خوبي توسعه پيدا كرده است.
محدوده شنوايي :
محدوده شنوايي انسان 17- 02/0 كيلو هرتز است اما نهنگ ها قادر به شنيدن اصواتي با فركانس 125- 5/0 كيلو هرتز هستند.
دريافت صدا :
بيشتر صداهايي كه نهنگ قاتل مي شنود احتمالا توسط فك پاييني صورت ميگيرد. او همچنين ممكن است توسط ماهيچه هاي نرم و استخوان هاي اطراف گوش صداها را دريافت كند. گوش در پشت چشم قرار گرفته و كاملا نا مشخص هستند. لاله گوش وجود ندارد. به نظر مي رسد كه اصوات با فركانس هاي بالا در محدوده 50 هرتز و بالاتر به شكل مؤثري توسط فك پاييني جذب شوند.
استخوان هاي فك پايين صداها را به گوش مياني هدايت مي كنند. استخوان هاي فك پاييني نهنگ هاي دندان دار پهن شده و در محل اتصال به استخوان جمجمه تو خالي هستند. درون اين استخوان هاي ظريف چربي ته نشين شده است كه به سمت تشكيلات استخواني گوش ادامه مي يابد. صداها توسط فك پاييني دريافت مي شوند و از آنجا به گوش مياني و گوش داخلي راه مي يابند و توسط تارهاي عصبي از گوش داخلي به مراكز شنوايي در مغز ميرسند. نهنگ هاي دندان دار مي توانند به طور همزمان با يكديگر ارتباط صوتي برقرار كنند و راهيابي صوتي نيز انجام دهند. صداهاي با فركانس بالا احتمالا براي جهت يابي استفاده مي شوند اما هنوز كاربرد صداهاي با فركانس پايين توليد شده توسط نهنگ قاتل شناخته نشده است.
مسير يابي صوتي :
قابليتي است كه در نهنگ هاي دندان دار و معدودي حيوانات ديگر مانند خفاش ها وجود دارد كه در آن حيوان امواجي با فركانس بالا به صورت صداي كليك به محيط بيرون مي فرستد و از روي صداي امواج برگشتي از اجسام محيطي محل قرارگيري آنها را تشخيص مي دهند. آنها يك صدايي به شكل يك نوار پهن كه از اتصال هزاران صداي كليك بوجود آمده اند ايجاد مي كنند كه هر كدام از آنها يك هزارم ثانيه به طول مي انجامند. سرعت اين امواج 5/1 كيلومتر در ثانيه است.
مطالعات نشان مي دهند كه نهنگ ها با استفاده از اين صداها مي توانند اندازه شكل سرعت فاصله جهت و حتي بخشي از ساختمان دروني اشياء اطراف را تشخيص دهند.
بينايي :
نهنگ قاتل در آب و بيرون از آب بينايي عالي دارد. چشم هاي نهنگ قاتل در دو طرف بدن درست پشت دهان و رو به روي لكه هاي چشمي قرار گرفته اند.
غده هاي ترشحي چشم در گوشه چشم يك ماده لزج ?له مانند ترشح مي كند كه باعث چرب شدن چشم و تميز شدن آن مي شود و احتمالا چشم را از عوامل بيماري زا محافظت مي كند.
برخي مواقع طعمه ممكن است قصد صدمه زدن به چشم نهنگ به جهت رهايي از دست او داشته باشد كه در اين صورت لكه چشمي توجه طعمه را به خود جذب ميكند و چشم واقعي نهنگ صدمه اي نمي بيند. براي مشاهده محيط بيرون از آب نهنگ سر خود را به حالت عمودي از آب بيرون ميكند.
حس لامسه :
تحقيقات روي آناتومي ( تشريح اعضاء و جوارح ) نهنگ قاتل و مشاهدات نشان ميدهند كه اين جانور داراي حس لامسه قوي است و به محدوده زيادي از تحريكات لامسه اي پاسخ ميدهد.
حس چشايي :
اطلاعات كمي در مورد حس چشايي نهنگ قاتل در دسترس است. روي زبان آنها جوانه هاي چشايي وجود دارد ولي آنها به طور دقيق مورد مطالعه قرار نگرفته اند هرچند در آكواريوم هاي آبي مشاهده شده است كه آنها برخي غذاها را ترجيح ميدهند.
حس بويايي :
بخش مغزي وي?ه بويايي و اعصاب بويايي در نهنگ هاي دندان دار وجود ندارند كه حاكي از اين مطلب است كه آنها حس بويايي ندارند. از آنجا كه نهنگ هاي قاتل از هواي بيرون از آب تنفس ميكنند ولي بيشتر وقت خود را در آب مي گذرانند حس بويايي در آنها يك عضو غير ضروري محسوب مي شود.
طول عمر :
هيچ كس به طور قطع نمي داند يك نهنگ قاتل چقدر عمر مي كند. به دلايل نا مشخص آنها در دوران نوزادي مرگ و مير فراواني دارند. براي مثال در اقانوس هاي شمال غربي 43 درصد نهنگ هاي قاتل در 6 ماه اول زندگي مي ميرند كه اين مقدار در جمعيت هاي ديگر ممكن است به 50 درصد برسد.
تحقيقات بلند مدت نشان داد كه نهنگ هاي قاتل ساكن اقيانوس اطلس شمالي حداقل 35 سال زندگي مي كنند. دانشمندان از طريق شمردن لايه هاي دندان نهنگ به اين نتيجه رسيدند و در راه اصلاح و پيشرفت اين روش مي باشند.
دانشمندان در سال 1970 با مطالعه دسته هاي نهنگ قاتل در اقيانوس هاي شمال غربي به طور متوسط توانستند طول عمر آنها را تخمين بزنند. دانشمندان اعتقاد دارند كه اگر يك نهنگ قاتل بتواند شش ماه اول زنده بماند اگر ماده باشد تقريبا 50 سال و اگر نر باشد تقريبا 30 سال عمر مي كند. البته با ادامه مطالعات مشخص شد كه طول عمر اعضاء دسته هاي مختلف با يكديگر متفاوت است.
دلايل مرگ ومير :
بيماري ها و انگل ها:
بسياري از نهنگ هاي قاتل توسط اين عوامل از بين مي روند. انگل هايي مانند كرم هاي لوله اي كرم هاي نواري و نوعي كرم پهن به نام Fluke و عفونت هاي ويروسي و باكتريايي و قارچي از جمله اين موارد هستند. علاوه بر اين در آنها زخم دستگاه گوارش بيماري پوستي و تومور شايع است.
شكارچيان :
نهنگ هاي قاتل حرفه اي ترين و بزرگ ترين شكارچيان دريا هستند اما نهنگ هاي قاتل پير نهنگ هاي جوان و نهنگ هاي مريض خوراك كوسه ماهي ها مي شوند.
دخالت بشر در طبيعت :
نهنگ هاي قاتل ساحلي بيشتر در معرض خطر آلودگي آب رقابت با انسان بر سر غذا و ديگر عوامل محيطي هستند. براي مثال آنها با پاره كردن تورهاي ماهيگيري ضرر بزرگي به قشر ماهيگيران و همچنين به اقتصاد وارد مي كنند.
به دام افتادن :
يك مورد بسيار كمياب است برخي نهنگ هاي قاتل روي شن هاي ساحل به دام مي افتند كه علت اين امر هنوز مشخص نيست. يك فرضيه است كه مي گويد نهنگ هاي قاتل به هنگام تعقيب شكار خود در آبهاي كم عمق به طور اتفاقي در شن هاي ساحل به دام مي افتند. سابقا در سواحل شمالي نرو? 14 نهنگ قاتل به دام افتادند كه گمان مي رود در حال تعقيب شگ ماهي بوده اند. البته هر چهارده نهنگ سالم به آب برگردانده شدند و به دسته خود پيوستند.
كشتار توسط انسان :
انسان ها بسيار مجذوب نهنگ هاي قاتل هستند اما تا همين اواخر اطلاعات بسيار كمي در مورد آنها در دسترس بود. نقاشي مربوط به يك نهنگ قاتل در يك غار در شمال نرو? يافت شد كه مربوط به 9000 سال پيش مي شود.
در عهد باستان تعداد كمي از تمدن ها به نهنگ قاتل احترام مي گذاشتند. يك قرن پس از ميلاد مسيح يك دانشمند بزرگ رومي به نام Plini در مورد نهنگ هاي قاتل چنين نوشت : " نميتوان آنها را كاملا شرح داد و توصيف كرد به جز يك توده انبوه گوشت كه توسط دندان هاي وحشي مسلح شده است.
حتي در تمدن هاي پيشرفته نيز نهنگ هاي قاتل به عنوان يك تهديد براي انسان محسوب مي شوند. در سال 1973 ايالات متحده در كتاب مقررات غواصي در مورد نهنگ هاي قاتل هشدار داد كه در هر موقعيتي به انسان حمله مي كنند.
نهنگ هاي قاتل حيواناتي هستند كه در افسانه ها و توهمات غرق شده اند و اين اطلاعات نادرست در بسياري مواقع باعث انهدام و نابودي آنها شده است.
در گذشته برخوردهايي ميان انسان و نهنگ هاي قاتل پيش آمد كه در آن ماهيگيران عصباني خواستار از ميان رفتن اين گونه پستاندار شدند. دولت هايي نظير امريكا به طرفداري از اين قشر پرداختند. يك مثال از اين برخورد تاريخي و تلخ مي توان به مقاله اي اشاره كرد كه توسط نيروي دريايي امريكا در سال 1956 تهيه شد. در اين مقاله اظهار شد كه دولت امريكا در دو سال پياپي اقدام به مقابله نظامي با نهنگ هاي قاتل كرده و سواحل ايسلند را از آنها پاكسازي كرده است .
در سال 1958 دولت ?اپن جواز رسمي استفاده از تفنگ 50 كاليبري بر ضد نهنگ هاي قاتل صادر كرد. سالانه 60 نهنگ قاتل در آبهاي ?اپن صيد مي شوند و گوشت آنها در مغازه ها به فروش مي رسد و از املاح و احشام آنها براي كود و يا طعمه ماهيگيري استفاده مي شود.
گران ترين جنسي كه از نهنگ هاي قاتل تهيه مي شود روغني است كه از آب كردن چربي هاي آن بدست مي آيد. بعضي مواقع از پوست آنها در صنعت كفش سازي نيز استفاده مي شود.
نتيجه گيري :
بعد از بحث و مطالعه در مورد جنبه هاي مختلف زندگي نهنگ هاي قاتل پي ميبريم كه اين موجود نه تنها هيچ خطري براي انسان محسوب نمي شود بلكه اين انسان بوده كه به دلايل مختلف به حيات اين موجود آسيب هاي بي شماري وارد كرده است. نسل نهنگ هاي قاتل هم اكنون در برخي نقاط دنيا در حال انقراض است و در برخي نقاط ديگر دنيا از آنها به منظور سرگرمي و جلب مشتري براي باغ وحش هاي آبي استفاده ميشود و در اين ميان موضوعي كه طبق معمول از قلم مي افتد چاره انديشي براي جلوگيري از قرار گرفتن اين جانور بي آزار در معرض خطر نابودي است. به اميد روزي كه انسان به آن سطح درك برسد كه متوجه شود كه خود او تنها موجودي نيست كه لياقت يك زندگي آرام را دارد.
منابع :
http://www.whalewatchingvictoriabc.com/photos_whale_watching.html
http://www.intercontinentalcog.org/photogallery9.shtml
http://www.rockisland.com/~orcasurv/changing.htm
http://www.whaleresearch.com/
http://www.seaworld.org/infobooks/KillerWhale/
www.orca.online.fr/kwhales.htm
http://dmoz.org/Science/Biology/Flora_and_Fauna/Animalia/Chordata/Mammalia/Cetacea/Toothed_Whales/Dolphins/Orca/
http://marinebio.org/species.asp?id=84
www.nwfsc.noaa.gov/research/divisions/cbd/documents/srkw_research_plan0806.pdf
www.seakayakbc.com/killer_whales_orcinus_orca.html
www.cms.int/reports/small_cetaceans/data/o_orca/o_orca.htm
www.killerwhale.org/fieldnotes/field.html

چگونگى تهيه اسكلت حيوانات مهره دار
در اينجا روش تهيه اسكلت حيوانات مهره دار، جهت مطالعه علمی و همچنين نگهداری در موزه شرح داده می شود. تهيه چنين اسكلتی با تهيه اسكلت هايی كه جنبه نمايشی دارند كاملا متفاوت است. در تهيه اين نوع اسكلت ها بايد دقت نمود كه هيچ نوع صدمه ای اعم از شكستگی ، بريدگی يا ايجاد سوراخ يا فقدان قسمتی از اعضا نظير دندان و غيره در هنگام جوشاندن استخوان ها پيش نيايد. اگر مايل به تهيه اسكلتی هستيد كه از لحاظ علمی حائز اهميت باشد بايد موارد زير را مراعات نمائيد:
يك دفترچه يادداشت جهت ثبت اطلاعات بدست آمده تهيه نموده و هر نمونه را شماره گذاری نمائيد. برای اين كار از عدد يك شروع كنيد مواظب باشيد هرگز شماره ها مخلوط يا تكرار نگردند. هر اسكلت را جداگانه تهيه خشك و نگهداری كنيد.

طرز تهيه:
بعد از اندازه گيری و بررسی علمی ، پوست حيوان را با دقت جدا نموده و چنانچه مايل به مطالعه و نگهداری پوست نيز می باشيد همان شماره را بر روی پوست نصب كنيد. گوشت را از استخوان جدا كنيد ليكن مواظب باشيد زردپی های اطراف مفاصل قطع نگردند. جهت سهولت دقت شود كه سر و پا ها از قسمت های ديگر بدن جدا شوند ، اما مواظب باشيد كه هيچ كدام از استخوان ها نشكنند. بايستی توجه كرد كه گاهی اوقات استخوان های كوچكی در داخل گوشت و قاعده زبان موجود است و همچنين استخوان های شانه و ترقوه بوسيله گوشت پوشيده شده اند كه بايد با دقت جدا شوند.
از طريق سوراخ مهره اطلس ، مغز را از جمجمه خارج نموده و جهت جدا كردن مغز از جمجمه های كوچكتر ميتوان از يك سرنگ زير جلدی استفاده كرد ، بدين ترتيب كه سرنگ را از آب پر كرده و بعد سوزن سرنگ را بدقت به داخل انتهای مغز فرو كنيد ، سپس به آرامی آب سرنگ را بداخل جمجمه در زير مغز خالی نمائيد بدين ترتيب مغز از جمجمه جدا می شود. همچنين برای خارج نمودن مغز از جمجمه های بزرگ می توان از يك قطعه چوب نازك و مسطح استفاده نمود. دقت شود كه اين كار باعث گستگی و تخريب ساختمان داخلی جمجمه نگردد.
سپس اسكلت را داخل يك ظرف آب قرار داده و به مدت 24 ساعت نگاه داريد تا خون داخل آن خارج گردد. در هوای سرد می بايست استخوان را به مدت بيشتری در آب نگه داشته و با افزودن كمی آمونياك به داخل آب عمل را تسريع نمود. بعد از خارج شدن خون اسكلت را در آب خالص گذاشته و حرارت دهيد و حرارت آب را تا زير نقطه جوش با لا ببريد ( البته زمان لازم برای حرارت دادن اسكلت ها نسبت به اندازه آنها می تواند از 2 تا 60 دقيقه متغير باشد. ) سپس شعله زير ظرف را خاموش نموده و كمی آمونياك اضافه كنيد و پس از چند دقيقه اسكلت را خارج نموده و گوشتهای چسبيده به استخوان را جدا كنيد. ( برای محافظت از دستهای خود از دستگش های لاستيكی استفاده نمائيد. )
استخوان ها را تميز نموده و با دقت آنها را روی يك صفحه تميز قرار داده تا خشك شوند ، از آنها مراقبت نموده تا مفقود نگردند و از دسترس بچه ها و حيوانات دور نگاه داريد.

تهيه و بكار بردن Dermestid beetles ( حشرات گوشتخوار )
روش ديگری كه اغلب موزه های بزرگ تاريخ طبيعی بكار می برند اينست كه بجای پختن و جوشاندن كه اغلب باعث ضايع شدن استخوان جمجمه می گردد از حشرات گوشتخوار استفاده می گردد.
پوست حيوان را با دقت جدا كنيد ، سعی می شود كه استخوان های كوچك موجود در دم و پا حفظ گردند. اعضای داخلی را خارج كنيد. به آرامی جمجمه را از بدن جدا كرده و مغز را با سرنگ محتوی آب بشوئيد سپس جمجه را شماره گذاری نموده و مواظب استخوان های ظريف و شكننده جمجمه باشيد.
همچنين گوشت های زائد پشت و پاهای حيوان را جدا نموده وشماره گذاری نمائيد.
با دقت اسكلت را طوری پيچيده كه دم و پاها در كنار هم قرار گيرد. بعد اسكلت و جمجمه را در سايه و مكان خنكی قرا ر داده تا خشك شود. وچناچنچه لازم باشد می توان آن را در محلی دور از دسترس كودكان و حيوانات و مورچه ها آويزان نمود. بعد از يك يا دو روز كه اسكلت خشك شد آن را در يك ظرف فلزی در بسته كه دارای تهويه باشد قرار دهيد. در اين موقع از حشرات گوشتخواری به نام سوسك قالی carpet beetles كه به طور طبيعی در لاشه حيوانات يافت می شوند استفاده می گردند. اين حشرات به رنگ های سفيد و سياه و قهوه ای ديده شده اند و طول آنها به يك سانتی متر مي رسد. ظرف محتوای اسكلت و حشره را در تاريكی و دور از نور خورشيد قرار دهيد . يك گروه سالم از اين حشره می تواند به سرعت يك اسكلت كوچك را تميز كند.
بعد از آنكه حشرات كار خود را انجام دادند ، استخوان ها را خارج نموده و اسكلت را در ظرف محتوی آمونياك قرار دهيد سپس به آرامی گوشت ها و مواد زائد روی استخوانها را جدا نموده و پس از خشك شدن استخوان بطور انفرادی آنها را شماره گذاری كنيد.

طرز تهيه مخصوص ، جهت اسكلت پرندگان
استخوان های پرندگان بسيار ظريف و شكننده هستند. شما بايد با به كار بردن روشهای مختلف از انهدام اسكلت جلوگيری نمائيد.
قبل از شروع با دقت پرها را بكنيد ، قسمت های داخلی بدن را بيرون آورده و گوشت بدن پرنده را از استخوان جدا نمائيد ، مواظب باشد استخوان های كوچك نزديك به انتهای بالها گم نشود.
روش شماره يك : با دقت بال ها پا ها و جمجمه را جدا سازيد ، گردن ، پشت و استخوان های لگن را به حال خود بگذاريد. سپس تمام قسمت های اسكلت پرنده را در درون محلول آب كه در آن آمونياك اضافه شده به مدت چند ساعت قرار داده تا خون خارج شده و پوشش های روی استخوان نرمتر گردند. سپس اسكلت را در يك ظرف آب قرار داده و حرارت را تا زير نقطه جوش برسانيد و مدتی بعد حرارت را قطع نموده و بگذاريد تا آب سرد شود.
سيمی را از داخل سوراخ مهره های پشت عبور داده تا تمام مهره ها در همان محل طبيعی خود قرار گرفته و جابجا نشوند ، سپس با اسكالپل ، پنس و قيچی كوچك به آرامی استخوان ها را تميز كنيد.
در هنگام كار مواظب باشيد كه محلول آمونياك گرم با پوست يا چشم شما تماس پيدا نكند.
روش شماره دو: با دقت بال ها ، پا ها و جمجمه را جدا سازيد ، گردن ، پشت ، سينه و استخوان های لگن را به حال خود بگذاريد. سپس تمام قسمت های اسكلت پرنده را درون محلول آب كه درآن آمونياك اضافه شده به مدت چند ساعت قرار داده و حرارت را تا زير نقطه جوش رسانيده و اسكلت را در يك ظرف آمونياك خالص قرار داده تا باف های اضافی تبديل به ماده ژلاتينی گردند. سپس سيمی را از داخل سوراخ مهره های پشت عبور داده تا تمام مهره ها در همان محل طبيعی خود قرار گرفته و جابجا نشوند. در اين موقع ميتوان بافت های باقيمانده را به آسانی با دست جدا كرد ، توجه داشته باشيد كه برای اين عمل حتما بايد دستكش مخصوص پلاستيكی بدست كرده باشيد. بهتر است در هنگام تميز كردن استخوان آنها را در زير شير آب جاری گرفته تا آب به طور آرام از روی آن عبور كند.
روش شماره سه : قسمت های مختلف اسكلت را طبق روشهای 1 و 2 جدا نسازيد. بلكه بوسيله يك سيم فلزی از قسمت ستون پشتی البته سرتاسر آن عبور داده تا كليد قسمت ها را در جای خود نگهدارد. سپس لاشه پرنده را بمدت3 الی 5 دقيقه درآب ، با مقدار كمی دترژانت از قبيل پودر تايد بجوشانيد و لاشه را در يك ظرف آب بمدت 4 تا 7 روز نگهداشته بطوريكه سرپوش ظرف بطور آزاد روی آن قرار گيرد. در پايان اين مدت محتوی ظرف را در يك آبكش خالی نمائيد تا استخوان های كوچك محفوظ گردند. گوشت های ژله مانند روی استخوان را بشوئيد. سپس استخوان را دوباره برای مدت 3 تا 5 دقيقه بجوشانيد البته در يك ظرف آب كه در آن مقدار كمی پودر صابون ريخته شده باشد ، با اين عمل كليه گوشت ها و بافت های باقيمانده روی استخوان جدا شده و بوی بد استخوان نيز از بين ميرود.
هر روشی را كه شما بكار ميبريد مستلزم اين است كه اسكلت تميز شده را بكناری گذارده تا خشك شود و سپس استخوان ها را همان طوريكه قبلا گفته شد بطور انفرادی شماره گذاری نمائيد.

طرز تهيه مخصوص جهت اسكلت مار
استخوان های مار معمولا كوچك و نازك و ظريف هستند ، بعلاوه استخوان های جمجمه مار بيديگر چسبيده شده اند اما پوست روی جمجمه جدا ليكن بسيار نزديك به استخوان قرار گرفته است. هنگاميكه مبادرت به كندن پوست مار مينمائيداين موضوع بسيار مهم به نظر مي رسد. برای كندن پوست مار احتياج به يك قيچی نوك تيز داريد. سرتاسر شكم از انتهای دم تا زير چانه را ببريد ، مواظب استخوان های كوچك و نازك دم و همچنين دنده ها و استخوان های نازك پشت باشيد. پوست را از گوشت بوسيله انگشتان خود جدا سازيد واين عمل را از دم مار شروع نموده و به آهستگی تا قسمت سر ادامه دهيد ، در هنگاميكه پوست سر مار را جدا مينمائيد خيلی مواظب باشيد كه پس از جدا كردن پوست ، تمام اعضای داخلی حيوان را خارج كنيد. سپس ماهيچه طويل پشت مار را بيرون آوريد و به آرامی سر را از گردن جدا سازيد ولی فك ها را از جمجمه جدا نكنيد. جمجمه و اسكلت را در يك ظرف شيشه ای كه سر آن محكم باشد بگذاريد بگذاريد و آن را در يك ظرف لعابی كه آمونياك غليظ به آن اضافه شده است قرار دهيد ، و بگذاريد اسكلت برای چندين روز خيس بخورد ، بعد از آنكه كاملا خيس خورد ، يك سيم ضخيم فلزی از ميان ستون پشتی حيوان عبور داده تا تمام قسمت های انفرادی بهم مربوط شوند ، سپس می توان بوسيله اسكالپل ، پنس و قيچی گوشت های نرم شده را جدا نمود. شما ممكن است مجبور باشد ساعت ها جهت پاك كردن يك اسكلت مار وقت صرف نمائيد. اگر چنانچه در بين عمل مجبور به ترك كار شديد اسكلت را درون ظرف آمونياك بازگردانيد. جمجمه واسكلت تميز شده را در مكانی محفوظ گذارده تا خشك شود. و مطمئن شويد كسی دست به استخوان ها نزند. و پس از جمجمه ، فك ها و استخوان ها كاملا خشك شدند ، جمجه ، فك ها و استخوان های بزرگ را شماره گذاری كنيد.

انبار ذخيره اسكلت های تميز شده
استخوان های تميز شده ای را كه آماده برای مطالعات علمی ميباشند می توانيد در جعبه های معمولی شيرنی قرار دهيد. و چون استخوان ها جدا از هم هستند شما می توانيد اكثر اسكلت ها را در جعبه فوق با اندازه های مختلف قرار دهيد . و با دقت و ظرافت شماره و علائم نمونه ها و اطلاعات جمع آوری شده را بر روی درب جعبه ياداشت نمائيد. مواظب باشيد كه هرگز استخوان های نمونه های مختلف را با هم مخلوط نسازيد. و مطمئن شويد كه نمره های روی استخوان ها با اطلاعات دفترچه يادداشتتان و نوشته های روی درب جعبه مطابقت دارند. جعبه اسكلت ذخيره شده را در يك محل سرد و مطمئن از قرار دهيد.
نويسنده : رابرت جي تاك

آواز نهنگ ها
آواز وال ها ( whale song ) ، صدايى است كه وال ها براى برقراى ارتباط توليد مى كنند. واژه
( song ) براى توصيف الگويى منظم و پيشگويى صداهايى كه به وسيله گونه هايى از وال ها توليد مى شود ، مورد استفاده قرار مى گيرد. اين مكانيسم براى توليد كردن صدا در خانواده وال سانان و پستانداران دريايى شامل : دلفين ها ، وال ها و نهنگ هاى دندان دار ، كه به صدا براى ايجاد ارتباط بيشتر از حس هاى ديگر در پستانداران زمينى وابسته هستند ، استفاده مى شود ، زيرا ساير حسها در آب اثر محدود ترى دارد.
بينايى در پستانداران دريايى به دليل اينكه نور در راه آب جذب مى شود محدود است. بويايى هم اثر كمترى دارد ، زيرا مولكول ها در آب خيلى آهسته تر پراكنده مى شوند تا در هوا. پستانداران دريايى از صدا ها براى برقراى ارتباط و تغذيه استفاده مى كنند.
طرفداران محيط زيست و وال شناسان ( cetologist ) معتقدند كه افزايش صداها در اقيانوس هاى جهان به وسيله كشتيها و لرزه هاى درياى باعث صدمه به وال ها مى شود.
توليد صداها
انسانها صدا ها را با بيرون راندن هوا از ميان حنجره توليد مى كنند. تارهاى آوايى داخل حنجره باز و بسته مى شود و اين امر براى توليد جريان هوا ضرورى است ، اين جريانات همراه با گلو ، زبان و لبها صدا ها را توليد مى كنند.
وال ها صدا ها را با مكانيسم متفاوتى توليد مى كنند. اين مكانيسم در 2 زير خانواده عمده در وال ها متفاوت است: Odentoceti ( Toothed whale ، شامل دلفين ها ) و Mystceti ( Baleen wale ، شامل وال هاى بزرگ و وال هاى آبى )
توليد صدا در Toothed whale

مناطقى كه در سر دلفين ها توليد صدا مى كنند.
دلفين ها صداهاى طولانى ، مكرر وپائينى مانند وال ها ايجاد نمى كنند. به جاى آن صدايى سريع وبلند از تق ها و سوت ها ايجاد مى كنند. صداى تق معمولا براى جهت يابى و مجموع تق ها و سوت ها براى ارتباط برقرار كردن استفاده مى شود. يك گله دلفين ممكن است صداهاى متفاوت و گوشخراشى توليد كنند كه مقدار خيلى كمى از آنها قابل تشخيص است.
صدا هاى مختلف در آنها به وسيله عبور دادن هوا از ميان ساختارهايى در سر كه مانند عبور دادن هوا از بينى در انسانها ست توليد مى شود ، كه اين ساختارها لبهاى آوايى ( Phonic lips ) ناميده مى شوند.
هوا از يك مجراى خيلى باريك عبور میكند ، پرده لب هاى آوايى به داخل كشيده مى شود و به وسيله بافت ها محاصره مى گردد و به ارتعاش در مى آيد. اين ارتعاش مانند ارتعاش حنجره در انسانها ست ، كه به طور آگاهانه و با يك حساسيت فوق العاده كنترل مى شود.
تمام دلفين ها و يك گونه از وال ها Sperm whales ، 2 لب آوايى دارند ، بدين نحو قادرند 2 صداى مستقل ايجاد كنند. در يك نوع آن هوا از لب هايى آوايى عبور كرده و از Vestibular sac خارج مى شود. و در نوع ديگر هوا دوباره به داخل بر مى گردد و وارد قسمت پائينى بينى شده و دوباره توليد مى شود و از سوراخ بينى نهنگ كه در بالاى سرش قرار دارد خارج مى شود.
در يك سرى از تحقيقات نشان داده شده است كه يك گونه از دلفين ها به نام دلفين هاى پوزه دار(Bottlenose dolphins ) ، صدا را به وسيله تركيبات پيچيده بينى و ششها و با كمك عضله Platopharygeal توليد مى كنند و صداى توليد شده تا زمانى كه دلفين ها نفس خود را در زير آب حبس مى كنند ، ادامه مى يابد.
تو ليد صدا در Baleen whale
وال ها ساختارهاى آوايى ندارند ولى به جاى آن ساختارهايى شبيه حنجره دارند كه نقش توليد صدا را بر عهده مى گيرند. اما فاقد تارهاى آوايى هستند. به هر حال اين فرآيند به طور كامل قابل مقايسه با انسانها نيست ، زيرا وال ها براى توليد صدا هوا را به بيرون نمى دمند. آنها هوا را در داخل بدنشان به چرخش در مىآورند. ممكن است انحناهاى جمجمه اى ( cranial sinuses ) در توليد صدا در وال ها نقش داشته باشند ، اما تا كنون فرآيند هاى سلولى آن مشخص نشده است.
چون والهاى گوژپشت صداهاى پيچيده اى توليد مى كنند ، عده اى معتقدند كه صدا هاى ساده در اين وال ها براى انتخاب جفت مى باشد. صدا هاى ساده در ديگر وال ها در تمام طول سال استفاده مى شود.
دلفين ها قادرند كه به وسيله صدا ها جهت يابى كنند ( به وسيله ارسال امواج فرا صوتى ) و قادرند به اندازه و موقعيت اجسام به طور دقيق پى ببرند. در صورتى كه وال ها اين توانايى را ندارند. بويايى در وال ها پيشرفته نيست و صدا هايى كه براى انسان قابل شنيدن است در وال ها نقش قطب نما را دارد.
آواز وال هاى گوژپشت

اسپكتوگرام آواز وال ها
آواز هاى 2 گروه از وال ها ، وال هاى گوژپشت و زير گونه وال هاى آبى ، كه در اقيانوس هند زندگى مى كنند مورد بررسى قرار گرفته است. وال هاى گوژ پشت نر يك آواز مخصوص در فصل جفتگيرى دارند و دانشمندان حدس مى زنند كه هدف از اين آوازها انتخاب جفت است. به هر اين آوواز ها يك رفتار تعاونى بين وال هاى نر براى انتخاب جفت است. به عبارت ديگر با اين كار قلمرو خود را مشخص مى كنند و در مقابل وال هاى ماده جلب توجه مى كنند. اين آوازها در وال هاى ماده ديده نشده است.
جالب توجه است كه در طول اين آوازها وال ها تنها هستند و دنباله رو گله نمى باشند و به طور منفرد به وال ماده نزديك مى شوند.
2 دانشمند به نام هاى Roger payne و Scotmcvay آناليز آواز اين وال ها را در سال 1971 طراحى كردند. اين آناليز داراى يك سلسله مراتبى است كه اساس وپايه آن ارسال صداهاى منفرد در يك زمان كوتاه است. اين صدا ها فركانسى بين 20Hz تا 10kHz دارند ، ( رنجى كه در انسان قابل شنيدن است20Hz تا 20kHz است ). اسپكتوگرام اين صداها در تصوير بالا مشخص شده است. وال ها در اين گزارش صدا هايى قطعه هاى مشابهى به طور مكرر در طول 2 تا 4 دقيقه دارند. كه اين صداها به فراوانى در طول ساعت ها و روزها و به طور يكنواخت تكرار مى شود.

تصوير شماتيكى از آواز وال هاى گوژپشت
تمام آواز وال هاى يك منطقه تقريبا يكسان و شبيه هم هستند و در طول زمان و به آهستگى تكامل پيدا مى كنند. براى مثال در تحقيقات نشان داده شده است كه صداها ، در ابتدا به صورت خط صاف بالاى تصوير مى باشد و به آهستگى اين خط صاف شروع به موج دار شدن مى كند. در قسمت هاى بعدى صداها بلندتر است.
اين تكامل در آواز وال ها در طول سال و به سرعت انجام مى شود. و نمودارها در سال هاى بعدى داراى تفاوت هايى است.
وال ها در مناطق خاصى پيدا مى شوند كه بيشتر شامل اقيانوس ها و خليج هاى بزرگ است. وال هاى مناطق مختلف آوازهاى كاملا متفاوتى دارند. تكامل آوازها در وال ها نشان مى دهد كه الگو هاى قديمى در مورد آنها فاقد اعتبار است. يك آناليز از اين آوازها كه در 19 سال پيش در يك منطقه خاص تهيه شده ، داراى الگو و تركيبى است كه هرگز در آناليزهاى ديگر تكرار نشده است.
وال هاى گوژپشت داراى يك مراسم آواز خوانى خاص در دوران جفتگيرى هستند. در نهايت وال هاى گوژپشت يك سرى صدا توليد مى كنند كه در تغذيه به آنها كمك مى كند ( كه مدت آن 5 تا 10 ثانيه است ) وال ها معمولا به طور گروهى تغذيه مى كنند. آنها به طرف اعماق دريا شنا مى كنند و ناگهان به طور گروهى و همه با هم به سطح آب مى آيند ، در اين حركت رئيس گله صدايى توليد مى كند كه گروه براى پاسخ دادن به اين صدا همه با هم حركت مى كنند.
بيشتر Ballen whale ، صداهايى در حدود 15 تا 20 هرتز توليد مى كنند. با اين حال تحقيقاتى كه زيست شناسان دريايى بر روى وال هاى شمال اقيانوس آرام براى 12 سال انجام دادند متوجه شدند كه آواز آنها 52 هرتز است.
دانشمندان تا كنون نتوانسته اند يك مجموعه قواعد و دستورات خاصى براى اين آوازها مشخص كنند.
کشف سرنخ تکامل گیاهان در فسیل فضولات دایناسور توسط یک پژوهشگر ایرانی
پژوهشگر ایرانی دانشگاه«پنجاب» هند با همکاری محققانی از هند و سوئدبا کشف قدیمی ترین بقایای گیاهان علفی در فسیل فضولات بر جای مانده از گونه ای ازدایناسور با قدمتی حدود 67 میلیون سال به سرنخهای جدیدی در بررسی سیر تکامل گیاهان وذایناسورها دست یافت که تحقیقات در زمینه روند تکامل گیاهان و دایناسورها را وارد مسیری جدید میکند.به گزارش ایسنا،یافته علمی جالب توجه دکتر حبیب علی محمدیان –دانش آموخته ایرانی دکترای زمین شناسی و پژوهشگر مرکز مطالعات پیشرفته زمین شناسی دانشگاه «پنجاب» هند-که با همکاری پروفسور «آشوک ساهنی»دانشمند برجسته هندی ،واندانا پاراساد از موسسه سنگواره شناسی گیاهی «لاک نو»وكارولينا استرومبرك ازتاریخ طبیعی سوئد حاصل شده اخیرا در مجله علمی معتبر((ساینس)) به چاپ رسیده وبازتاب قابل توجهي در مجامع علمی و خبری جهان داشته است.دکتر علی محمدیان و همکارانش با بررسی فسیل فضولات بر جای مانده از گونه ای دایناسور گیاهخوار گردن دراز که در مناطقی از هند جمع آوری شده ،توانسته اند وجود گونه هایی از علف در حدود 67 میلیون سال پیش را اثبات کنند،بدین ترتیب مشخص شد که علفها بخشی از غذای دایناسورها را در آن زمان تشکیل میدادند .این علفها از گونه های گیاهی بودند که دانشمندان تصور نمیکردند در آن دوران بر روی زمین رشد کرده باشند.
تخم مرغی غنی شده با ریزمغذی ها در کشور تولید شد.
با تلاش یک دانشجوی دکترای تخصصی بیماری های طیور دانشگاه تهران امکان تولید انبوه تخم مرغهای غنی شده از ویتامینEوسلنیوم و سایر ریزمغزی ها با مصارف عمومی ودرمانی و قابلیت تامین ریزمغذی های مورد نیاز بدن و کاهش خطر ابتلا به بیماری ها در کشور فراهم شد.
دکتر آرش قلیان چی لنگرودی ،مجری این طرح در گفت و گو با ایسنا ،اظهار کرد :تخم مرغهای غنی شده در چهار نمونه غنی شده با «سلنیوم وویتامینE»،با «اسید فولیک»،با «ید»و با «روی» تولید و جهت تایید نهایی به آزمایشگاه های معتبر داخلی و خارجی ارائه شده اند.
نتایج تستهای انجام شده بر روی تخم مرغ غنی شده با سلنیوم و ویتامینE که از آزمایشگاه «یوروفین»در آلمان واصل شده، نشان داده که میزان سلنیوم موجود در این تخم مرغ سه برابر و میزان ویتامینEآن حدود هشت برابر افزایش یافته است که در حال حاضر در انتظار دریافت پاسخ تست سایر تخم مرغها شده و کسب مجوز لازم از سوی سازمان دامپزشکی کشور برای تولید انبوه آنها هستیم.وی با ابراز امیدواری به این که نخستین تخم مرغهای غنی شده با ویتامینEو سلنیوم سال آینده در کشور عرضه شود،خاطر نشان کرد:تخم مرغهای غنی شده مصرف طبی و عمومی داشته و از نظر قیمت،تفاوت چندانی با تخم مرغهای معمولی ندارد.
این پژوهشگر درباره روش تولید گفت:تولید این تخم مرغها با تغییر در جیره غذایی مرغها و اضافه کردن مواد آلی به آنها و متعادل کردن مواد معدنی جیره به منظور جلوگیری از تداخل مواد مغذی آن انجام شده که مرغها باید به مدت دو ماه از این جیره غذایی استفاده کنند. وی تصریح کرد:در حال حاضر کشورهای پیشرفته به تخم مرغ غنی شده با omega3(اسید چرب) و سایر مواد مغذی نظیر ید ،ویتامینE ،سلنیوم،لوتئین،روی واسید فولیک روی آورده هند که این محصولات اغلب در اروپا و آمریکا به مصرف کنندگان عرضه میشود.وی درباره ارزش غذایی تخم مرغ غنی شده با سلنیوم و ویتامینEاظهار کرد:ویتامین Eکه در بدن تولید نشده و عمدتا ً باید از طریق مواد مصرفی وارد بدن شود،به عنوان یکی از قویترین آنتی اکسیدانها از اثرات مضر رادیکالهای آزاد و متابولیتهای سمی جلوگیری کرده است و در محافظت از بدن در برابر سرطان (به ویژه سرطان سینه و ریه)پیری و بیماری های قلبی و عروق ،دیابت ،ارتواسکلروزیس ،تقویت سیستم ایمنی بدن و تولید مثل و غیره اثر مثبت دارد.
ماهی های قرمز ناقل بیماری هستند.
کارشناسان زیست محیطی و سازمان دامپزشکی کشور اعلام کرد :ماهی های قرمز ناقل بیماری اند.
در آستانه ی فرا رسیدن عید نوروز و شروع فصل خرید و فروش ماهی کارشناسان زیست محیطی و سازمان دامپزشکی کشور اعلام کرد:ماهیهای قرمز به علت رعایت نکردن شرایط بهداشتی در زمان عرضه میتواند مخاطرات انسانی و زیست محیطی و بروز بیماریهای مشترک آبزیان به ویژه ماهی قرمز را همراه داشته باشد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، بیماری پیسوریا زیس وسل پوستی ازجمله بیماری هایی است که از ماهی قرمز ، لاکپشت ومار آبی به انسان منتقل میشود . این بیماری در مراحل اولیه قابل تشخیص نیست و درمراحل پیشرفته درمان ناپذیر وگاهی کشنده است .

اسبها
همه چیز درباره عادات بد اسب
اسبها دارای خصوصیات و احساسات فردی هستند. آنها موجوداتی میکانیکی با مجموعه ای از الگوهای رفتاری نیستند ، ÷س عادات بدی را در زمان های مختلف از خود نشان می دهند. عادات بد عموما نتیجه شرایط تعلیمی یا وضعیتی است. اسبها با رفتار بد به دنیا نیامده اند. این ما انسانها هستیم که گاهی این رفتارها را به آنها تحمیل می کنیم.
عادات بد در اصطبل
عادات بد در اصطبل اغلب به علت خستگی ایجاد می شود. درمان چنین مشکلی باید اولین مسیری باشد که طی می کنیم. البته ، واضح است اجتناب و جلوگیری از چنین مشکلاتی در درجه اول ایجاد تحریکات منظم و متناسب برای اسب است.
گاز گرفتن آخور زمانی روی می دهد که حیوان جسم مادی ( در آخور ، دستگاه تغذیه و غیره ) را با دندان هایش محکم می گیرد و نفس نفس می زند. نتیجه این حرکت دندان های لب ÷ریده و فرسوده جلویی و مشکلات مزاجی مانند التهاب روده بزرگ یا نفخ را موجب می شود. از گاز گرفتن آخور با تسکین کسالت حیوان یا توسط ÷وشش دادن سطوح جذاب با ماده ای بد طعم اما بی ضرر جلوگیری می شود.
این عمل نیز عموما ناشی از خستگی است که حیوان به طور مستمر سر و بدنش را به اطاف می جنباند. در حالات شدیدتر ، این کار موجب استرس و از دست دادن سلامتی اسب می شود. از بین بردن این حرکت در اسبها که عادتی جدی و ÷ایدار است مشکل می باشد و گاهی اوقات غیر قابل درمان به حساب می آید. با نصب یک نرده v شکل در قسمت الایی در آخور می توان از جلو و عقب رفتن اسب جلوگیری نمود ، هر چند که اغلب اسبها در این صورت به عقب رفته و به مار÷یچ رفتن در آخور ادامه می دهند.
راه دیگر بر طرف نمودن این علائم ، دادن وعده های منظم غذایی کوچک به اسب است تا حیوان را مشغول نگاه داریم.پاره کردن قالیچه و خوردن محل کاه و پوشال نیز از علائم خستگی هستند. به طور کلی مشغول نگه داشتن حیوان با تمرینات منظمو وعده هایی غذایی مکرر ، بهترین درمان برای این عادات است.تعویض محل کاه و پوشال با شیء ای غیر خوردنی مثل کاغذ روش دیگری برای مایوس نمودن اسب از خوردن محل کاه و پو شال است. هدف اصلی باید از بین بردن دلایل پنهان خستگی باشد تا از وقوع عادت های بد بیشتر جلوگیری کنیم.
اسبها مشکلات سوارکاری بسیاری می توانند ایجاد کنند. چنین عاداتی اکثرا نتیجه درد قلبی ، عادت بد و یا تعلیم نا کافی می باشد.بسیاری از اسبها عادت آزار دهنده ای را در خود افزایش داده اند. این عادت راه رفتن در هنگام سوار شدن بر آنها است. این کار احتمالا به علت ضربه خوردن به دنده ها یا کشیده شدن دهنه در زمان سوار شدن در گذشته است. در این صورت ، نمی توان اشب را به خاطر سر پیچی مقصر دانست . اکنون ضروری است که اسب را دوباره تعلیم داده و به او اطمینان خاطر داد که هر زمان سوار او می شوید هیچ دردی نخواهد داشت. به همین شکل ، ناراحتی ناشی از قرار دادنساز و برگ است به شکل نا مناسب موجب بی قراری و بالا و پائین پریدن حیوان می شود. یراق اسب باید به طور منظم بازرسی شودتا از هماهنگی و تناسب آن اطمینان حاصل شود.
سر باز زدن
این حرکت نمونه ای است از رجوع اسب به غریزه خود که از شیئ بالقوه نگران کننده دوری می کند. در این حالت ، باید به اسب اطمینان خاطری به گونه ای نرم و ملایم اما جدی و قطعی داد. این حرکت برای اسبهایی که مجاز به بدرفتاری و سر باز زدن در گذشته بوده اند ، حرکتی عادی است.
رم کردن
عادت بسیار خطرناکی است که بسیاری از اسبها از خود نشان میدهند. به طوری که بسیار رایج است. رم کردن نتیجه عدم تناسب یراق و استفاده تند و خشن از دهنه که به جای سلطه سوارکار حیوان را به درگیری با سوارکار تشویق می کند. همچنین هنگامی که اسب ترسیده است به غریزه رم کردن رجوع می کند. حیوان برای این کار نباید تنبیه شود بلکه یک غریزه کاملا طبیعی است و به اطمینان بخشی متین و با وقاری نیاز دارد.
به زمین اند اختن سوار
سواركاري موفقيت آميز به آگاهي و درك غرايز طبيعي اسب نياز دارد.اما حتي قابل اعتمادترين حيوان نيز ميتواند غير قابل پيش بيني باشد.اين وضعيت هنگامي پيش مي آيد كه حيوان احساس ميكند تحت كنترل است و در نتيجه غرايز طبيعي حيوان خود را نشان ميدهند.
در طول اعصار,بشر با موفقيت با اسب پيوسته و به شيوه اي هماهنگ با او كنش متقابل داشته است.اسبهاي وحشي حيوانات گله اي هستند كه شيوه دفاعي آنها جنگ يا فرار است.
در واقعوعلت اصلي بسياري از جنبه هاي رفتاري اسب دو غريزه اساسي هستند كه بقاي حيوان در حيات وحش به آنها بستگي دارد:
-غريزه قدرتمند گله اي بودن
-توانايي سريع دويدن و فرار كردن از درد سر
اسبهايي كه قبلاًاهلي شده هند در ميان گله پرسه ميزنند.اين اسبها كه توسط اسب آلفا هدايت ميشوند در جستجوي غذا و سر پناه هستند.غريزه گله -كه در تعداد زياد امنيت وجود دارد-و گرايش يك اسب از ديگري اين دسته را با هم نگه ميدارد.اسب نر پيشتاز از گله در برابر مهاجمان و تهديد خطر دفاع ميكند.عليرغم اين واقعيت كه امروزه بيشتر اسبها از گله هاي آزاد جدا شده اند,اين غرايز بسيار تثبيت شده هستند.
جانشين شدن آلفا
اسب آلفاي گله به شما نگاه ميكند و منتظر دستور شما در زمان ترس يا اضطراب است.اسبتان به سمت شما نگاه ميكند براي اينكه به او اطمينان بخشيده و علامتي نشان دهيد كه اشاره به مناسب بودن نحوه فعاليت او داشته باشد.بنابراين,اطمينان بخشي به اسب كار بسيار مهمي است اگر ميخواهيد از واكنش ترسناك او كه صرفاً به وسيله غرايز ذاتي او سبب گرديده است جلوگيري كنيد.
آيا غرايز طبيعي علت ريشه اي بد رفتاري هستند؟
اين گفته تا حدي منصفانه است كه بگوييم بسياري از مشكلات رفتاري اسبها به غرايز طبيعي نسبت داده ميشوند.براي مثال,چرت زدن صرفاً نشانه عدم تمايل حيوان به ترك گله است.هنگامي كه سواركار يا مربي خود را در نقش عضوي از آلفا قرار ميدهد,حيوان كم كم ترك گله را به شكل امن,مطمئن و قابل پذيرش مي پذيرد.
حتي رام ترين اسبها اغلب زماني كه رو به سوي گله دارند,آسايش بيشتري دارند.به همين طريق به عنوان مثال,استفاده از اسبي كه مسلط تر است يا سلسله مراتب قدرت خود را افزايش داده تا اسب جوانتري را هدايت كند,در برخورد با مانع ترسناكي براي پرش موفق تر نشان ميدهد.اين امر صرفاًخواهش غريزه طبيعي يك اسب است كه با جدا شدن از بقيه گله مقاومت كند.
آيا لگد زدن و به زمين انداختن سوار رفتارهاي غريزي هستند؟
يك روش كليدي دفاعي كه بسياري از اسبها به نمايش مي گذارند لگد زدن و به زمين انداختن سوار است.در حيات وحش,اسب سوارش را به زمين ميزند تا فرد متجاوز يا مهاجم را از پشتش بردارد.
دانستن اين مطلب خصوصاً هنگام سوار شدن بر اسبي جوان سود مند است(تعليم اسب براي محل سوار)به علت ماهيت ديد پيرامون اسب ميتواند لحظه اي سواركار را بر روي پشتش ببيند.گاهي اوقات اين امر واكنش طبيعي بر زمين زدن سواررا تحريك ميكند كه تلاشي است براي دور كردن مهاجم بالقوه.بر زمين زدن سوار و لگد زدن صرفاًواكنشهايي طبيعي هستند.با در نظر داشتناين موضوع,سوار شدن بر اسب هميشه بايد به آهستگي انجام شود و با اطمينان كامل عضو آلفاي گله باشد.اكثر واكنشهاي اسب را ميتوان به غرايز طبيعي نسبت داد.درك نمودن و همدلي كردن با اين واكنش ها به منظور اينكه اسب به شما حرمت گذاشته و به شما اعتماد كند ضروري است.اين در حالي است كه شما بخواهيد بيشترين استفاده را از ارتباط با اسب داشته باشيد.
هيچ گاه قدرتهاي اسب را دست كم نگيريد.هر كس كه رمان نجواگر اسب اثر فيكولاس ايوانز را خوانده باشد(يا فيلم آن را ديده باشد)بدون شك ميتواند تواناييهاي اسب را در شركت جستن در الگوهاي ارتباطي پيچيده متوجه شود.
در واقع,اگر تا بحال با اسبي تماس داشته يا سوار ان شده باشيد,متوجه شده ايد كه اين دوست شما چقدر راغب به پاسخگويي به شماست.
اسبها در برقراري ارتباط توانايي بالا دارند,نه تنها با يكديگر بلكه با ديگر موجودات و انسانهاي اطرافشان.به منظور اينكه با موفقيت اسبها را كنترل كرده و سوار شويد,به درك روشني از خصوصيات و غرايزي كه رفتار اسب را موجب ميشوند,نياز داريد.
اسبها به شدت به حس تماس براي برقراري ارتباط با انسانها و با ديگر اسبها وابستگي دارند.اين موضوع در زماني كه اسب به فشار پا و فشار وزن سواركار پاسخ ميدهدبراحتي مشاهده ميشود.از سبيل براي لمس و احساس اشيا بويژه غذا استفاده ميكند.
تيمار داري متقابل بين اسبها شكلي از همكاري سنتي ميان گله ها است.اسبها همديگر را لمس كرده و به هم پوزه مي مالند به نشانه دوستي و پذيرش.تماس فيزيكي با ديگر اسبها براي بهبود ذهني اسب شما ضروري است.
حس بويايي اسب فراتر و حساس تر از انسان است.شناختن دوستان از طريق بويايي جه براي حيوان و چه انسان امكان پذير است.اين بدان معناست كه افراد تربيت كننده اسب بايد تلاش كنند تا عطر هايي كه از آنان استشمام ميشود,مداوم باشد(مثلاًلوسيون,ادكلنو صابون)بدين منظور كه به تشخيص اسب كمك كنند.
همچنين اسبها قادر هستند بوي خطر را كه از انسانها متصاعد ميشودحس كنند.اين موضوع تنش ايجاد شده را در زماني كه سواركار يا مربي ترس از خود نشان ميدهد توجيه مي كند.
زبان بدن و صورت ابزارهاي اوليه ارتباطي براي اسبها هستند كه با اين زبان اغلب ترس,كنجكاوي و عصبانيت به نمايش گذاشته ميشود.درحالت ترس،اسبها اغلب سوراخهاي بيني خود را گشادكرده وگوشهاراروي سرميخوابانند.
از سوي ديگر عصبانيت كه حركات صورت مشابهي داردنبايدباترس گرفته شود.چنين حركاتي ناشي ازخطر معمولا بادم سفت كردن همراه است ودرمراحل دفاعي بابازكردن دهان وبالا قبردن يك پا توام است.
ارتباط صوتي
حالات فيزيكي اغلب همراه با ارتباطات صوتي است.خرناس كشيدن كه با نگاه خيره وعميقي توام است يكي از روشهاي آگاه نمودن ديگراسبهااز احتمال خطراست ويا با اين كارازديگراسبهاي گله بپرسند كه آيا آنها تهديد به خطرشده انديانه.تعيين نمودن دوست يادشمن فردي كه خودرابراسب تحميل مي كند معمولا به وسيله دميدن شديددرسوراخهاي بيني مشابه خرناس كشيدن مشخص مي شود .صداي شيهه مانند شكل دوستانه ارتباط بين اسبها يابا انساني است كه آنرا دوست خود مي دانند.
بيشتر روشهاي ستيزه جويانه به شكل جيغ يا زوزه نشان داده ميشود. حالت دوم جدي تر بوده وعمدتاً نشان دهنده درگيري اي است كه رخ خواهد داد.جيغ عمدتاً علامت اخطار تلقي مي شود.شيهه پر صدا ترين ورايج ترين شكل ارتباط صوتي است كه به ندرت نشان دهنده اثري است.ازشيهه معمولاًبراي تعيين محل ديگر اسبها يا اظهار استفاده مي شود.
اسب مجموعه كامل ومفصلي از ابزارهاي ارتباطي در اختيار دارد واز آنها به نحو احسن بهره مي برد.برخي اوقات از يك وجود خود اسب حالت ساده استفاده مي كندوگاهي وقتها اين حالت در قالب الگوي پيچيده يا توالي نشانه ها قرار مي گيرد.
وصف بن كه اسب مامور مخصوص كشيدن واگن روي ريل معدن است,نمونه اي است ازارتباط دو جانبه شگفت آوري است كه بين اسب و انسان وجود دارد.آن داستان چنين است:
بن كه اسب كوتوله يك معدنچي بودو دراعماق معدن كار مي كرد,معمولاًدر وقت نهاربا ساندويچهاي صاحب خود شريك مي شد.روزي,بن از نهار خوردن با صاحبش امتناع كرد.در عوض , كناري ايستادوبه زمين سم ميكشيد.در ابتدا,صاحبش اورا ناديده گرفت اما وقتي كه بن شروع به شيهه كشيدن مي كند ورم مي كند, معدنچي تصميم مي گيرد كه اسب كوتوله اش را تعقيب كند.تقريباًبه طورناگهاني بام فرو ريخت. درست در همان نقطه اي كه معدنچي نشسته بود.يك نمونه فوق العاده از همدلي بود؟شايد چنين باشد.
در عین حال یک مسئله کاملاً روشن است. هر چقدر فردی با اسب صمیمی تر شود و به دنیای او راه پیدا کند، پاداشهای بزرگتری دریافت می کند.
همه چیز درباره رفتارهای سنی و جنسی اسب
بنیادی ترین مفهوم در مطالعه رفتار اسبها درک این نکته است که این حیوان اجتماعی و گله ای زندگی می کند و سلسله مراتب پیچیده ای بین گله وجود دارد.
غریزه گله
الوین هارنلی ادواردز، در مقاله خود تحت عنوان ذهن اسب این چنین توضیح می دهد: «غریزه زندگی گله ای به طور مستمر در اسب تظاهر می یابد که همیشه در پی بازگشت به گله یا بودن در کنار همنوعان خود است». مشکلات رفتاری نظیر چرت زدن (امتناع از ترک گله) و یا سختی رام کردن آنها صرفاً رجعت و بازگشت اسب را به غریزه طبیعی او که خواستار بودن در گله است،می باشد. در زمان تـرس یا تهدید، اسب به طور ذاتـی در طلب راهنمایی خواستن از دیـگر اسبها به آنها نگاه می کند. او باید بداند که بجنگد یا بدود.
در هر گله ای، سلسله مراتب قدرت وجود دارد که فقط ترتیب تسلط اسبها می باشد. رهبر یا همان اسب آلفا، عمدتاً اسبی است که توسط دیگران باهوش تر پیر تر شناخته شده و معمولاً مادیان است. بقیه گله برای راهنمایی خواستن در شرایط نا متعارف یا هنگامی که بدنبال غذای تازه یا سر پناه هستند به او مراجعه می کنند.
اگر چه عجیب است اما گله اغلب توسط یک اسب نر ( که عقیم نشده) مالکیت می شود که برای حمایت دسته خود از مهاجمان یا افراد غریبه مسئول است. اکثراً این غریزه جنگ و نبرد و طبع آتشین و تند اسبهای نر را برای سوارکاری نا مناسب می سازد. به این علت، بیشتر اسبهای سوارکاری نر عقیم شده اند که خلق و خوی آرامی را به بار می آورد. پس از عقیم سازی، به اسب نر اسب اخته اطلاق می شود.
سن بلوغ
اسبهای مختلف در سنین متفاوت بالغ می شوند. به عنوان قانونی کلی، کره مادیان یا کره اسب از زمان تولد باید کنترل شوند، امـا بر پشت آنها سوار نباید شد ( حداقل تا تابستانی که در آن سه ساله می شوند) همانند انسان، روند یادگیری هیچگاه به حد کمال نمی رسد. در عین حال بیشتر اسبها در حدود هفت-هشت سالگی به بلوغ ذهنی رسیده که در این زمان عمدتاً رفتارشان متین تر و پذیرنده تر می شود.
آیا سن يا جنس بر رفتار تأثیر می گذارند؟
تربیت عامل مهمی در تعیین رفتار است و نه سن یا جنس. مادیان ها هر چند از نرینه ها آرام تر هستند اما به علت فصلهای منظم( سیکل تحریکات جنسی) غیر قابیل پیش بینی هستند. این وضعیت در بعضی موارد آتها را برای مسابقه یا سوارکاری کودکان نامناسب می سازد. اسبهای اخته عمدتاً برای سوارکاری ترجیح داده می شوند به این علت کهطبیعت آرام تر و خلق و خویی ملایم دارند.
در رابطه با سن، رفتار اسبها از یکی به دیگری متفاوت است، اگرچه عموماً اسبهای بالای هشت سال آرامتر بوده و در طرز رفتار خود به پختگی بیشتری می رسند، به خصوص در محیط ناشناس و بالقوه استرس زا.
خود را در حکم رهبر دسته معرفی کنید.
عامل مهم در تعیین رفتار اسب شما این است که خود را عضو آلفای گله قرار دهید به این منظور که اسب شما به شما احترام گذاشته و برای هدایت و راهنمایی به شما مراجعه کند. این عوامل به همراه اعتماد داشتن و مطیع بودن، اسب را به سواری دادن و کنترل نمودت او وادار می سازد، که بدون توجه به سن و جنس حیوان، تجربه ای از سواری راحت تر و لذت بخش تر ایجاد می کند.
آترواسکلروزیس Atherosclerosis
آترواسکلروزیس بیماری است که در آن تکه هایی از مواد چربی (آترومس یا پلاکهای آترواسکلروتیک) در دیواره رگهای متوسط و بزرگ رشد کرده منجر به کاهش یا توقف جریان خون می شود.
آترواسکلروزیس می تواند بررگهای متوسط و بزرگ مغز، قلب، کبد، و سایر اندام های حیاتی، و پاها تاثیر بگذارد. آترواسکلروزیس مهمترین و شایع ترین نوع بیماری از عارضه آرتریواسکلروز، (واژه ای عمومی برای چندین بیماری که در آنها دیواره رگها ضخیم تر شده و الاستیسیته آنها کاهش میابد) می باشد.درباره علت گسترش آترواسکلروزیس دو فرضیه عمده وجود دارد: میزان بالای کلسترول خون که به آستر رگها آسیب می رساند، و سبب یک واکنش فساد شده و کلسترول و سایر چربی ها را قادر می سازد تا در آنجا تجمع یابند؛ و یا آنکه، آسیب به دیواره رگها می تواند طی مکانیسمهای گوناگون درگیر در سیستم ایمنی و یا طی تنظیم سمیت رخ دهـد. در هر دو مورد تغییراتی وجود دارد که می تواند منجر به تشکیل آترومس شود. دو تئوری احتمالاً با یکدیگر مرتبط بوده و متقابلاً مردود کننده یکدیگر نمی باشند.همچنین به نظر میرسد که آترواسکلروز مسئول ایجاد تورم نیز باشد؛ زیرا گلبول های سفید خاصی، (لمفوسیتها، مونوسیتها، و ماکروفاژها)، در سراسر فرایندهای توسعه آترواسکلروز حضور دارند. معمولا ً، این سلول ها تنها در هنگامی که التهاب رو به توسعه باشد تجمع می کنند. آترواسکلروز هنگامی آغاز می شود که گلبول های سفید فعال از جریان خون خارج شده، و به داخل دیواره یکی از رگها نفوذ کنند. آنها به فوم سل ها تبدیل شده، که کلسترول و سایر چربی را دربر گرفته،نگاه می دارند. در این لحظه فوم سل های حامل چربی در آنجا انـباشته می شوند. آنها رسوبهایی تکه تکه (آترومس) را در آستردیواره رگها تشکیل می دهند و در آنجا سبب ضخیم شدگی می شوند. عفونت نیز می توانند در ایجاد آترواسکلروز نقش داشته باشند. عفونت می تواند ناشی از باکتری (کلامیدیا پنومونیا که می تواند سبب پنومونی شود، یا هلیکوباکتر پایلورکه می تواند باعث زخم معده شود)، یا یک ویروس (هنوز شناسایی نشده است) باشد. عفونت می تواند به آستر دیواره رگها آسیب رسانده و شروع آترواسکلروز را ممکن سازد.
آترومس می تواند در سراسر طول رگهای متوسط و بزرگ پراکنده شود، اما آنها معمولا ً در جاهایی که رگها انشعاب می یابند تشکیل می شوند، و احتمالا ً دلیلش آن است که یک جریان خون آشفته همیشگی در این مناطق به دیواره رگها آسیب رسانیده ، این نواحی را جهت تشکیل آتروما مستعدتر می سازد.
آترواسکلروزیس چگونه بوجود می آید؟
دیواره یک رگ از لایه های متعددی تشکیل شده است. آستر یا لایه داخلی (اندوتلیوم) که معمولا ً صاف و یکنواخت می باشد. آترواسکلروزیس معمولا ً هنگامی ایجاد می شود که این آستر آسیب دیده و معیوب شده باشد. سپـس گلبول های سفید ویژه ای فعال شده از جریان خون خارج می شوند و از آستر گذشته و به درون دیواره رگ وارد می شوند. آنها در پشت آستر تبدیل به سلول هایی به نام فوم سل می شوند که تکه های چربی و بخصوص کلسترول را دربر می گیرند. در این لحظه سلول های ماهیچه ای صاف از لایه میانی خارج شده به درون آستـر دیواره می روند و در آنجا تکثیر می شوند. همچنین، همان گونه که بقایای سلول، بلورهای کلسترول، و کلـسـیـم می توانند در آنجا تجمع یابند مواد بافت پیوندی و ارتجاعی نیز در آنجا انباشته می شوند. این توده از سلول های انباشته از چربی، سلول های ماهیچه ای صاف، و سایر مواد یک رسوب ناهمگن به نام آتروما یا پلاک آترواسکلروتیک را تشکیل می دهد. همان طور که آنها رشد می کنند، آترومس دیواره عروق را ضخیم ساخته و متورم می سازد و کانال رگ را مسدود می سازد. آنها می توانند یک رگ را تنگ یا مسدود ساخته، و جریان خون را کم یا متوقف سازند.
رگها تحت تاثیر آترواسکلروزیس قرار می گیرند و الاستیسیته خود را از دست می دهند و این می تواند موجب افزایش فشار خون گردد. همان طور که آترومس افزایش می یابد، درون (مجرای) رگها تـنگ می شود. با گذشت زمان کلسیم در آترومس انباشته می شود که (آتروما) می تواند شکننده شده و شکافته شود. خون ممکن وارد آترومای شکافته شده شود و رگ را تنگ تر کند. یک آترومای شکاف برداشته می تواند محتویات چربی خود را به درون جریان خون پراکنده کند. این توده چربی (چربی که سد جریان خون شده است) می تواند از طریق جریان خون جا به جا شده و در هر نقطه دیگری از بدن یک رگ را مسدود سازد. شکاف یک آتروما اغلب موجب تشکیل یک لخته خون می شود که علت اصلی حمله قلبی یا سکته می باشد. لخته خون می تواند سبب تنگی یا انسداد رگ شود، یا روانه شود و (تبدیل به یک مسدودکننده رگ شود)، از طریق جریان خون جا به جا شود، و جریان های فرعی دیگری را ببندد.
عوامل خطرساز
عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس شامل سیگار کشیدن، میزان بالای کلسترول خون، فشار خون بالا، دیابت، چاقی مفرط، عدم فعالیت فیزیکی، و میزان بالای آمینو اسید هوموسیستئین در خون می باشد. این عوامل خطرساز اغلب می توانند تعدیل شوند. عوامل خطرساز غیر قابل تعدیل، شامل داشتن سابقه پیشین بیماری آترواسکلروز در خانـواده (که رابطه تنگاتنگی با ایجاد بـیـماری در سـنـیـن جوانی دارد)، رسـیـدن به سـنـیـن بالا، و جنـس مذکـر می باشد. خطر ابتلاء مردان بیشتر می باشد، هرچند احتمال مرگ زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر بیشتر از خطر مرگ مردان مبتلا به آن می باشد.
سیگارکشیدن: یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای قابل کنترل سیگار کشیدن می باشد. خطر ایجاد بیماری عروق کرونر در یک فرد سیگاری مسقیما ً در ارتباط با تعداد سیگارهایی است که روزانه استعمال می شود. استعمال دخانیات بویژه برای افرادی که پیش از این خطر ابتلا به بیماری قلبی در آنها بالا بوده است، فوق العاده خطرناک می باشد.سیگار سطح لیپوپروتئین پرچگالی، کلسترول (HDL)، یعنی کلسترول "خوب" را کاهش و سطح لیپوپروتئین کم چگالی، کلسترول (LDL)، یعنی کلسترول "بد" را افزایش می دهد. سیگار کشیدن سطح کربن منوکسید خون را افزایش می دهد که می تواند خطر آسیب دیدگی آستر دیواره رگ را افزایش دهد. سیگار کشیدن به زودی سبب تنگ و منقبض گردیدن رگها بوسیله آترواسکلروز، و کاهش هرچه بیشتر رسانش خون به بافتها می شود. در مجموع سیگار کشیدن موجب افزایش تمایل خون به تشکیل لخته (بوسیله تشکیل توده چسبنده پلاکتها)، و لذا افزایش خطر ایجاد بیماری عروق فرعی (آترواسکلروزیس بر سایر عروق، به غیر از عروق تامین کننده قلب و مغزنیز موثر است)، بیماری های عروق کرونر قلبی، سکته مغزی، و انسداد عروقی محل یک رگ پیوندی استقرار یافته در طول یک عمل بایـپس (قرار دادن یک رگ جایگزین به جای یک رگ از کار افتاده)، خواهد شد. میزان خطر ابتلاء در افرادی که سیگار کشیدن را ترک می کنند، بدون در نظر گرفتن طول زمانی که قبلا ً سیگار می کشیده اند، تنها نصف میزان این خطر در افرادی است که به سیگار کشیدن ادامه می دهند. متارکه سیگار همچنین میزان خطر مرگ پس از عمل بایپس عروق کرونر یا حمله قلبی یا خطر بیماری و مرگ در افراد مبتلا به بیماری عروق فرعی را کاهش می دهد. فواید ترک سیگار بلافاصله پس از شروع آغاز شده و با گذشت زمان فزونی می یابد.
میزان بالای کلسترول: میزان بالای کلسترول از سایر عوامل مهم قابل کنترل می باشد. کاهش میزان بالای کلسترول به وسیله مصرف اِسـتاتـیـن بوضوح می تواند خطر حمله قلبی، سکته مغزی، و مرگ را کاهش دهد. بسیاری از ریسک فاکتورها برای میزان بالای کلسترول برای آترواسکلروزیس نیز خطر ساز می باشند. این عوامل عبارتند از: سیگار کشیدن، دیابت، چاقی مفرط، عدم تحرک فیزیکی. یک رژیم غذایی پر چربی می تواند سبب افزایش سطح کلسترول در افراد مستعد گردد. میزان کلسترول با افزایش سن فزونی می یابد، و در مردان به طور طبیعی بیشتراز زنان می باشد، هرچند در زنان پس سن یائسگی افزایش می یابد. با وجود این همه کلسترول ها موجب افزایش خطر ابتلا به آترواسکلروز نمی شود. کلسترول میزان بالای تری گلیسرید اغلب با میزان کم کلسترول HDL مرتبط می باشد. در هر حال شواهد حاکی از آن است که میزان بالای تری گلیسرید نیز به تنهایی باعث افزایش شانس ابتلا به آترواسکلروزیس می شود.
همچنین تعدادی از اختلالات موروثی منجر به افزایش سطح کلسترول و سایرچربی ها نیز شانس ابتلا به آترواسکلروزیس را افزایش می دهد. به عنوان مثال، هایپرکلسترولمی موروثی که نهایتا ً منجر به افزایش سطح کلسترول می شود، ابتدا باعث تشکیل آترومس در عرق کرونر قلب می شود. افرادی که این بیماری را دارند در سنین اوایه فوت می کنند.
فشار خون بالا: فشار خون بالای دیاستولی یا سیستولی کنترل ناپذیر یک عامل خطر برای حمله قلبی و سکته هایی می باشد که بواسطه آترواسکلروز ایجاد می شوند.
دیابت قندی: افرادی دارای دیابت نوع I (IDDM) می باشند، تمایل به ابتلاء به آترواسکروزیس رگهای کوچک، نظیر رگهای درون چشم وکلیه، می باشند. تعدادی از افراد مبتلا به دیابت نوع I و بیشتر افراد دارای دیابت نوع II هستند تمایل به ایجاد آترواسکلروزیس در رگهای بزرگ دارند. این افراد همچنین خیلی بیشتر از کسانی که مبتلا به دیابت نیستند، مستعد ابتلا به آترواسکلروزیس در سنین ابتدایی می باشند. خطر ابتلا به آترواسکلروزیس در افراد مبتلا به دیابت، بخصوص در زنان دو تا شش برابر بیشتر است. زنان مبتلا به دیابت، بر خلاف آنهایی که دیابت ندارند، قبل از سن یائسگی از خطر ابتلا به آترواسکلروزیس مصون نمی باشند.
چاقی مفرط: چاقی، بویژه چاقی شکمی (تنه ای)، خطر بیماری عروق کرونر (آترواسکلروزیس عروقی که بر تأمین خون قلب تأثیر گذار می باشد)، را افزایش می دهد. چاقی شکمی شانس سایر ریسک فاکتور های آترواسکلروزنظیر فشار خون بالا، دیابت نوع II، و میزان بالای کلسترول را افرایش می دهد. کاهش وزن در کاهش همه این ناهنجاری ها کمکی مؤثر می باشد.
عدم تحرک فیزيکی: به نظر می رسد عدم فعالیت فیزیکی خطر ایجاد بیماری عروق کرونری را افزایش می دهد، شواهد بسیاری حاکی از آن می باشد که فعالیت منـظم ورزشـی این خطر را کاهـش می دهـد. ورزش هـمچنـیـن می تواند با کاهش فشار خون و میزان کلسترول و با کمک به کاهش وزن به کاهش این دسته از عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس کمک کند.
میزان بالای هوموسیستئین خون (هوموسیستئینمی): میزان بالای هوموسیستئین (یک آمینواسید) در خون می تواند مستقیما ً به آستر رگها آسیب برساند، و تشکیل آترومس را محتمل تر سازد. میزان بالای هوموسیستئین همچنین می تواند تشکیل لخته های خون را گسترش دهد. میزان هوموسیستئین همراه با افزایش سن، بویژه پس از یائسگی فزونی می یابد. سطح بالای هوموسیستئین در خون می نواند ناشی از بیماری هوموسـیـسـتـیـنـوریا (یک بیماری موروثی که سبب دفع بیش از حد هوموسیستئین در ادرار می شود)، باشد. افرادی که این بیماری را دارند، اغلب در سنین جوانی، به آترواسکـلروزیسی در مقیاس وســیع دچار می شـونـد. آترومس در بسـیاری از عروق تشکیل می شود، اما نه ابتدا در عروق کرونری، که قلب را تأ مین می کنند. اگر هوموسیستئینمی ناشی از عارضه ای به غیر از هوموسیستینوریای موروثی باشد، خطر بیماری آترواسکلروزیس عروق قلبی (و به همان میزان عروق مغز و رگهای محیطی)، افزایش خواهد یافت. شرایطی که می تواند منجر به افزایش هوموسیستئین خون شود عبارتند از: کمبود فولیک اسید یا ویتامین B 6 یا B 12، نارسایی کلیوی، برخی سرطان ها (نظیر سرطان سینه)، پسوریازیس، سیگار کشیدن بیش از حد، و استفاده از برخی داروها.
علائم
معمولا ً آترواسکلروزیس تا زمانی که بیش از 70% فضای داخل رگ را نگیرد علائمی ایجاد نمی کند. علائم وابسته به محل ایجاد تنگی یا انسداد عروق می باشند که می تواند در هر نقطه ای از بدن رخ دهد. اگر رگهای تأمین کننده قلب (عروق کرونر) تنگ شده باشد، درد قفسه سینه (درد موضعی شدید) ایجاد می شود؛ و اگر این رگها مسدود شده باشد حمله قلبی رخ می دهد. همچنین ممکن است ریتم قلب غیر عادی شده و نارسایی قلبی حاصل گردد. انسداد عروق تغذیه کننده مغز (شاهرگ ها) میتواند ایجاد سکته کند. انسداد رگهای پاها میتواند ایجاد گرفتگی شدید عضلانی (لنگی متناوب) نماید. در افراد دارای سن بالاتر از 55 سال، رگهای تأمین کننده یک یا هر دو کلیه ها می تواند تنگ یا مسدود گشته، گاهی اوقات سبب نارسایی کلیوی یا فشار خون بالای خطرناکی میشود(فشار خون بالای زیان آور).
علائم از آن جهت روی می دهند که همان طور که آترواسکلروزیس یک رگ را تنگ وتنگ تر می کند، بافت های تأمین شونده توسط آن رگ خون و اکسـیـژن کافی دریافت نمی کنـنـد. اولـیـن عـلامت تـنگی یک رگ می تواند درد یا گرفتگی در لحظه ای باشد که جریان خون دیگر نمی تواند به خوبی پاسخگوی نیاز بافت به اکسیژن باشد. به عنوان مثال در طول ورزش، شخص ممکن است بدليل نرسیدن اکسیژن کافی به قلب دچار درد قفسه سینه شود؛ و یا هنگام راه رفتن شخص ممکن است بدلیل نرسیدن اکسیژن کافی به پا دچار گرفتگی عضله پا شود.
همان طور که آتروما به آرامی یک رگ را تنگ می کند علائم رفته رفته به طورمرموزی توسعه می یابند. به هـر حال گاهی اوقات علائم اولیه به طور ناگهانی بروزمی کنند، زیرا انسداد به طور ناگهانی رخ می دهد؛ به عنوان مثال، هنگامی که یک لخته خون در یک رگ تنگ شده بوسیله آتروما گیر کند، سبب حمله قلبی یا سکته می شود.
پیشگیری و درمان
برای کمک به پیش گیری از ایجاد آترواسکلروز شخص باید از علائم خطر ساز قابل کنترل نظیر سیگار کشیدن، کلسترول بالای خون، فشار خون بالا، چاقی مفرط، و عدم فعالیت فیزیکی پرهیز کند. لذا بر اساس این عوامل خطر سازفردی، پیش گیری می تواند شامل ترک سیگار، کاهش کلسترول، کاهش فشار خون، کاهش وزن، و شروع یک برنامه ورزشی باشد.هنگامی که آترواسکلروز به حدی رسد که مشکل ساز گردد، خود عوارض باید درمان شوند. این عوارض شامل آنژین، حمله قلبی، ریتم غیر عادی قلب، نارسایی قلبی، نارسایی کلیوی، گرفتگی پاها، و فشار خون بسیار بالا می باشد.
آدرس اینترنتی... www.merck.com
منطقه حفاظت شده ارس سیستان (هزار مسجد)
پستانداران گوشتخوار
منطقه هزار مسجد یکی از مناطق حفاظت شده استان خراسان رضوی با وسعتی حدود 112714هکتار با سیمای کوهستانی و صخره ای واقع در شمال شرقی مشهد که دارای تنوع فون و فلور قابل ملاحظه ای می باشد.از گونه های جانوری مهم در منطقه گرگ،قوچ و میش و پلنگ را می توان نام برد. ارس سیستان از سال 1376 به منطقه شکار ممنوع اعلام گردید و در سال 1378 به منطقه حفاظت شده ارتقاء یافت . در حال حاضر به معرفی تعدادی از پستانداران در تعقیب ، کشتن و خوردن جانوران دیگر تخصص دارند . دندانهای نیش در این پستانداران کاملا رشد کرده و دندانهای آسیا برای دریدن گوشت مناسب است.
: (pantherapardus)پلنگ
مشخصات :جثه ای بزرگ ،بدنی عضلانی ولی نرم و قابل انعطاف ،سری پهن ، گوش هایی کوچک وگرد دارد . دست و پا نسبتا کوتاه با پنجه های پهن و ناخن های تیز و بلند ،موها نرم و کوتاه ورنگ موهای پشت کرم متمایل به نارنجی ،و زیر بدن کرم متمایل به خاکستری است سطح پشت و پهلو از خال های تو خالی شبیه گل و سر و گردن ،روی دستها وپاها و زیر بدن از خال های تو پر پوشیده است.
پراکندگی : در ایران علاوه بر جنگلهای انبوه در مزارع و دشتهای وسیع ، مناطق کوهستانی و بیابانی نیز زندگی می کند. پلنگ می تواند در محیط های مختلفی زندگی کند به همین علت توانسته است بهتر از بقیه گونه های بزرگ نسل خود را حفظ نموده و پراکندگی وسیع تری داشته باشد .
تغذیه : از اکثر پستانداران بزرگ و کوچک و به خصوص پازن ،قوچ و میش ،و همچنین پرندگان ،خزندگان ،ماهی ها و حشرات تغذیه میکند ،به شکار و خوردن گوشت روباه و سگ اهلی نیز علاقه مند است.
تولید مثل :جفت گیری معمولا در اواسط زمستان صورت می گیرد . در این فصل صدای نعره پلنگ ها شنیده می شود . گاهی دیده شده که چند نر برسر یک ماده نزاع می کنند و در هر زایمان 1 تا 6 بچه متولد می شود.
:(felis chaus)گربه جنگلی
مشخصات :طول بدن به یک متر و ارتفاع شانه اش به 35 سانتیمتر می رسد.طول دم این گربه دو سوم ارتفاع بدنش است . نوک گوشهای گربه جنگلی سیاه رنگ و دارای مو های بلند است و دمش نیز کوتاه است به همین علت ممکن است از دور با سیاهگوش و کارال اشتباه می شود . اما گربه جنگلی بر خلاف دو گربه دیگر دست و پاهایی راه راه و دمی با حلقه های تیره رنگ دارد.
پراکندگی :این گربه در جنگل و بیشه زار به سر می برد در شمال ایران در جنگلهای کهنسال خزر و بوته زارهای کنار در یاچه ها و رود خانه ها زندگی میکند.در سیستان در نیزارهای انبوه نیز دیده شده است .
تغذیه:خوراک گربه جنگلی متنوع است . در ایران از پرندگان ،پستانداران کوچک ،مردار و گیاهان به ترتیب ارجحیت تغذیه می کند.
:(felis manul)گربه پالاس
مشخصات:گربه ایست با جثه متوسط و طول کلی بدنش به حدود 85 سانتیمتر می رسد. گوشهایش خوابیده و فاصله آنها از یکدیگر زیاد است در گونه اش دو نوار تیره و در روی پیشانی خالهای مشخصی دارد.
پراندگی : در شمال شرق و نواحی شرقی ایران یعنی در همان مناطقی که جرد بزرگ وجود دارد،زندگی می کند.
تغذیه:مهمترین منبع تغذیه این گربه پستانداران کوچک و همچنین جرد بزرگ می باشد.
گرگ (canis lupus) : 
مشخصات:گرگ از اجداد سگ اهلی و شباهت زیادی به سگهای گرگی دارد بااین تفاوت که گرگ ها موهای بلندی در قسمت پشت گونه های صورت ،گردنی کلفت تر و کوتاهتر ،سر پهن تر ، چشمان مورب و گوشهای کوتاهتری دارند . نوک گوش ها مانند سگ تیز نیست و غالبا آنها راسیخ نگه می دارد. دم قدری افتاده و صاف است. رنگ بدن نسبتا یکنواخت است.در ایران رنگ گرگ ها معمولا خاکستری با سایه های سیاه رنگ است.گرگها به اندازه های متفاوت دیده می شوند گرگهای شمال ایران از گرگهای جنوب بزرگترند . وزن نرها ی آنها گاهی به بیش از 70 کیلو گرم میرسد طول کلی بدن گرگ حدود 170 سانتیمتر است که یک سوم آن را دم تشکیل می دهد.پاهای گرگها ی ایرانی بطور کلی کمرنگ بوده و پشت بدن آنها تیره است .
پراکندگی :گرگها در ایران در منطقه وسیعی پراکنده اند به طوریکه در همه استانها از مناطق جنگلی شمال تا سواحل دریای جنوب از کویر تا کوهای بلندوجود دارند.
تغذیه:گرگها علاوه بر پستانداران بزرگ مثل قوچهای وحشی ازجانوران کوچک مانند جوندگان، قورباغه ها نیز تغذیه می کند.
تولید مثل :جفتگیری در فصل زمستان انجام می گیرد ،نر و ماده می توانند با سگ و شغال جفتگیری و بچه دار شوند. پس از دو ماه 2 تا10 بچه می زاید.
:(vulpesvulpes)روباه معمولی
مشخصات:روباه معمولی در ایران به رنگ قرمز خیلی تیره و همچنین گاهی سفید دیده می شوند البته روباه معمولی در هر رنگی که باشد می توان آن را از پشت گوش سیاه و نوک دم سفیدش تشخیص داد.طول کلی بدن روباه بالغ حدود یک متر است.
پراکندگی:در سراسر ایران ،از سطح دریا تا ارتفاع بیش از 3500 متر زندگی می کند .در منطقه ارس سیستان نیز به وفور مشاهده شده است.
تغذیه : خوراک روباه معمولی از انواع مواد گیاهی و حیوانی تشکیل شده است. از جوندگان نیز به تعداد زیاد تغذیه می کند ولی میوه و مردار و آشغال نیز می خورد.
اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان
بخش محیط طبیعی_قاسم پور
blue whale نهنگ آبی
نهنگ بزرگترین پستاندار کره زمین است که وزن آن به 100 تا 150 تن و طول آن به 25 تا 30 متر میرسد.علت نامگذاری این گونه نهنگ رنگ آبی خاکستری ویژه آن است. قلب بزرگترین نهنگ آبی که تاکنون یافت شده به بزرگی یک خودرو و طول زبان این حیوان به اندازه بدن یک فیل است و همچنین تخمین زده اند که با هوای بازدم این حیوان می توان 2000 بادبادک را باد کرد ! متوسط عمر این جانور 80 سال است و سرعت شگفت انگیز آن تا 22 کیلو متر می رسد .بزرگترین پستاندار زمین در سالهای 5 تا 10 زندگی می تواند تولید مثل می کند و هر 2 تا 3 سال یکبار بچه دار می شود دوره بارداری این حیوان 10 تا 12 ماه طول می کشد . نکته جالب این جاست که غذای اصلی بزرگترین حیوان زمین را پلانگتون ها تشکیل می دهند . موجودات ریزی که میلیون ها عدد از آن ها را می توان راحتی در سطل آبی از دریا جای داد. در تمام اقیانوس ها دیده شده در فصل سرما به سمت آبهای گرم تر مهاجرت می کنند . زمانی حدود 250 هزار نهنگ آبی در اقیانوس آبی وجود داشته امروزه تعداد آنها 1300تا 12000 است که رقم به شدت نگران کننده ای است . به علت سرعت بسیار زیاد این جانور و نیز جثه بزرگش شکار چیان قدیمی نمی توانستند آن را به دام اندازند اما متاسفانه یا اختراع تفنگ های نیزه دار و ساخته شدن کشتی های بزرگ شکار بی رویه نهنگ آبی اغاز شد و تا جایی ادامه یافت که اینک دنیا با خطر انقراض این جانور روبه رو شد . سیر تجاری نهنگ پس از سال 1365 شمسی ممنوع شد. اما فعالان می گویند از ان زمان تا کنون بیش از 20000 نهنگ صید شده که بسیاری از آنها به بهانه های علمی صورت گرفته است طرفداران محیط زیست و فعالان سازمان ملل متحد پس از تلاشهای فراوان توانسته اند موافقت نامه های را مبنی ممنوعیت صید نهنگ ها به امضاء برسانند که البته موارد مختلفی از تخلف در این زمینه دیده می شود .جالب ترین نکته ای که در مورد این حیوان مطرح است خود کشی آن هاست دانشمندان مطمئن نیستند چرا نهنگ ها خود را به ساحل می کشانند تنها سر نخ از پژوهش های گروههای طرفداراز محیط زیست بدست آمده است که معتقدند نوعی امواج صوتی نهنگ ها را به ساحل می کشاند و موجب مرگ آنها می شود به گفته دانشمندان مدارک علمی متقاعد کننده فراوانی وجود دارد که نشان می دهد امواج صوتی با شدت بالا و فرکانس متوسط نیروی دریایی کشورها(به ویژه آمریکا که از آنها برای ردیابی زیر در یایی بدون سر و صدا استفاده می کند)می تواند باعث مرگ یا صدمه دیدن نهنگها و دیگر گونه های زیست دریایی شود.
جوجه تیغی بادکنکی آتلانتیک
The harder-to-pronounce (scientific) name: Diodon hystrix
ماهی بادکنکی توانایی ویژه ای در باد کردن بدن خود با آب یا هوا دارد تا شبیه به ماهی بزرگی شود زمانی که عصبانی می شود یا احساس خطر می کند. جوجه تیغی بادکنکی آتلانتیک،بهر حال دارای یک عمل دفاعی دیگر نیز می باشد ، زمانی که بدن خود را باد می کند سطح بدن خود را با خارهای تیزی که بصورت عمود و مستقیم قرار گرفته اند می پوشاند. این عجیب نیست که این ماهی را جوجه تیغی ماهی می نامند.این ماهی می تواند تا سه فیت رشد کند. ماهی بادکنکی در جزایر مرجانی و علف های هموار بیشتر برای جستجوی غذا گشت می زند.این ماهی واقعا غذا خوردن را دوست دارد. می گویند این ماهی تا زمانی غذا می خورد که تقریبا بیهوش می شود.این ماهی خیلی خوب، برای پیدا کردن و خوردن غذا مجهز شده است.شاخک های آویزان شده از منافذ، به این ماهی در پیدا کردن غذا در زمان چریدن درکف اقیانوس کمک می کند.دندان های جلویی این ماهی شباهت زیادی به نوک پرندگان دارد که به بلند کردن غذاهای دریایی ظریف کمک می کند. بهر حال یک صدف سخت نمی تواند از یک خرچنگ یا نرم تن محافظت کند وشانس کافی درداخل دهان ماهی ندارد.صفحه استخوانی بالایی و پایینی به آسانی صدف صدفداران را می شکند.
ترجمه : الگا عظیمی
ماهی خاویار(Acipenser) :
برای نخستینبار در کشور استحصال خاویار از ماهیان پرورشی توسط پژوهشگران ایرانی با موفقیت انجام شد.
بهگزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «دکتر محمود بهمنی» معاون پژوهشی و قائممقام انستیتو تحقیقات بینالمللی ماهیان خاویاری گفت: استحصال خاویار از ماهیان پرورشی در یک مولد مادهی ازونبرون پرورشی برای نخستینبار در کشور امکانپذیر شد.
«بهمنی» افزود: دستیابی به روش مولدسازی از ماهیان خاویاری در شرایط پرورشی یکی از اقدامهای این مؤسسه بود که برای اولینبار در کشور در سالهای 84 و 85 توانستیم دو گونه «اوزنبرون» و «تاس ماهی شیب» را مولدسازی کرده و از آنها خاویار «دان یک» استحصال کنیم.
او با اعلام اینکه ارزش کیفی خاویار و گوشت استحصال شده با نمونههای صید شده در طبیعت برابر است، یاداور شد: میزان درصد خاویاردهی در ماهیان خاویاری پرورشی نسبت به وزن کل بدن در حالت طبیعی بیشتر بوده است.
معاون پژوهشی و قایممقام انستیتو تحقیقات بینالمللی ماهیان خاویاری گفت: در حالی که 10 تا 13 درصد وزن ماهیان خاویاری در نمونههای طبیعی را خاویار تشکیل میدهد این میزان در ماهیان پرورشی 13 تا 5/18 درصد است...
· ماهیان خاویاری که استروژن نامیده می شوند و از خانواده تاس ماهیان، از جمله گونه های آب زی کم نظیری هستند که از قدمتی چند صد میلیون ساله که به عصر ژوراسیک باز می گردد بر خوردارند و از این رو ماهیان خاویار را فسیلهای زنده جهان می نامند که همراه با تکاملی فیلوژنی تا به امروز باز مانده اند . از منظر تعدد گونه ها به ۲۷ گونه و زیر گونه در جهان تقسیم می شوند که از این تعداد ۵ گونه در دریای خزر زندگی می کنند ،دریایی که خود به تنهایی ۹۳ درصد ذخایر ماهیان خاویاری جهان را در خود جای داده است. اما ارزش ماهیان خاویاری نه به جهت استفاده از گوشت انان که به واسطه تخم انان که به خاویار یا مروارید سیاه مشهور است ،می باشد . خاویار خود به تنهایی به عنوان اشرافی ترین صبحانه جهان محسوب می گردد بسیاری آن را به شکل خام و یا همراه با تخم مرغ و اغشته به زرده ان میل می کنند و گروهی نیز به اندازه نوک قاشقی از ان را همراه با سبزیجات معطر یا قطعه کوچکی از نان و کره می خورند و بوی تند ماهی مانند ان و طعم شورش را بسیار دوست می دارند و انرا بسیار پر کالری و انرژی زا می دانند و این چنین نیز هست . خاویار انواع گوناگونی دارد چون خاویار طلایی و سرخ و سیاه که البته در این میان خاویار سیاه از ازرشی قابل توجه بر خوردار است. ۵ گونه از ماهیان خاویاری ممتاز جهان نیز در این دریا میزیند که به ترتیب کیفیت عبارتند از « فیل ماهی» -«قره برون یا ماهی خاویاری ایران »- «ماهی خاویاری گلد(چالباش) یا روس»- «ماهی شیپ »-« ماهی ازون برون»، . فیل ماهی بزرگترین ماهی ابهای داخلی است که از نقطه نظر کیفیت خاویار رتبه اول را به خود اختصاص داده است نام دیگر ان بلوگا است و نمونه هایی از انها با وزنی در حدود۱۴۰۰کیلوگرم و سنی بیش از ۱۰۰ سال صید شده است .هر ۲ یا ۳ سال یک بار تخم ریزی می کند و بین ۱۴ و ۱۷ سالگی بالغ می شود و به واسطه بهترین خاویار، رتبه گرانترین ماهی و خاویار جهان را دارا ست . از قامتی معادل یک و نیم متر تا بیش از چهار متر بر خوردار است ، رکورد صید ان در ایران ۶۲۰ کیلوگرم بوده است.
همانگونه که خاویار سیاه در ایران و جنوب روسیه شناخته شده تر است، خاویار سرخ در سیبری و خاور دور طرفداران بیشتری دارد .گرچه خاویار سرخ از خاویار سیاه ارزانتر است اما طعم و ارزش غذایی آن دست کمی از خاویار سیاه ندارد. در ایران کرانه های شرقی دریای خزر بویژه سواحل بندر ترکمن( از حسنقلی تا میانکاله) مهمترین محل صید میاهیان خاویاری می باشد که به تنهایی نیمی از خاویار ایران در آنجا استحصال می شود. خاویار سرخ یا سیاه را میتوان در تمامی فروشگاههای مواد غذایی روسیه خریداری کرد. در اغذیه فروشیها چند دانه خاویار سرخ بر روی برشی از نان با یک برگ جعفری سرو میشود. البته علاقمندان واقعی خاویار، آن را سرد و با یک قاشق کوچک و بدون نان میل میکنند .طعم خاویار که ترکیبی از بوی تند ماهی و شوری نمک است، ممکن است برای بسیاری اصلاً خوشایند نباشد.
واژه خاویار واژهای فارسی و دگرگونشدهٔ واژهٔ خاگآور (به معنی تخمآور) است.
اکثر کاربران ویندوز XP با قابلیت Hidden کردن یا مخفی کردن فایلها از طریق قسمت Folder Option آگاهی دارند. هنگامی که شما فایل یا فولدری را Hidden میکنید کافی است که از طریق View > Folder Option قابلیت دیدن فایلهای Hidden را فعال کنید تا این فایلهای مخفی شده به سادگی مجدد رویت شوند.اما در این ترفند قصد داریم روشی بسیار کارآمد را به شما معرفی کنیم که همواره فایلهایی که Hidden کرده اید را Hidden نگه میدارد! به طوریکه حتی با فعال کردن گزینه Show hidden files and folders هم فایلها همچنان مخفی باقی خواهند ماند.
بدین منظور:
از منوی Start وارد Run شده و عبارت regedit را تایپ نموده و Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.
حالا به آدرس زیر بروید:
HKEY_LOCAL_MACHINE/SOFTWARE/Microsoft/Windows/Current Version/Explorer/Advanced/Folder/Hidden/SHOWALL
اکنون از قسمت دیگر صفحه روی CheckedValue دوبار کلیک کنید. در پنجره باز شده Value را از 1 به 0 تغییر دهید.
حالا OK کرده و خارج شوید.
اکنون اگر در My Computer از منوی View وارد Folder Options شوید و سپس به تب View بروید ، در قسمت Hidden files and folders ، تیک گزینه Show hidden files and folders را بزنید و خارج شوید در صورت بازگشت مجدد خواهید دید که این گزینه لغو خواهد شد و همواره فایلهای شما به حالت Hidden باقی خواهند ماند.
ماهی ها چگونه در عمق های مختلف شنا می کنند ؟
یك ماهی با تنظیم مقدار گاز موجود در مثانهی شنا به حالت شناوری دلخواه میرسد و بی آن كه انرژی چندانی هزینه كند، خود را در هر ژرفایی نگه ميدارد. هنگامی كه ماهی به ژرفای پایین فرو میرود، گاز درون مثانهی شنا، فشرده میشود. در نتیجه، ماهی سنگینتر میشود و به پایین میرود. برای این كار، باید گاز بیشتری به مثانه وارد شود. از سوی دیگر، اگر ماهی به بالا شنا كند، باید اندكی از گاز مثانهی شنا بیرون فرستاده شود تا ماهی سبكتر شود و بالاتر برود. این وضعیت را میتوان به مخزنهای آب زیردریایی مقایسه كرد كه برای پایینتر رفتن زیردریایی از آب پر میشوند و برای بالا آمدن زیردریایی، از آب درون آنها كاسته میشود.
بیرون فرستادن گاز از درون مثانهی شنا به دو روش انجام میشود. برخی ماهیها، مانند قزلآلا، مجرایی دارند كه مثانهی شنا را به مری مرتبط میكند. این ماهیها گاز را از همین مجرا به سادگی بیرون میفرستند. اما بیشتر ماهیها چنین مجرایی ندارند و گاز باید از ناحیهای پر از رگ به درون خون آزاد شود. به هر حال، در هر دو دسته گاز باید از راه خون به درون مثانهی شنا برسد و فقط شمار اندكی از ماهیها، هوای لازم برای فرستادن به درون مثانهی شنا را میبلعند.
گاز در جایگاه ویژهی به نام "غدهی گاز" به درون مثانهی شنا تراوش میكند. در این غده، شبكهی مویرگی گستردهای وجود دارد كه اكسیژن را به دام میاندازد. كارآیی چنین دستگاهی را در بدن نوعی ماهی كه در ژرفای 2400 متری زندگی میكند، میتوان دریافت. برای پر نگه داشتن مثانهی شنا در چنین ژرفایی، فشار گاز درون آن اندام، كه بیشتر از اكسیژن و اندكی نیتروژن، دیاكسید كربن، آرگون و منوكسید كربن است، باید بیش از 240 اتمسفر باشد كه در مقایسه با فشار گاز سیلندرهای گاز فولادی، بسیار زیاد است. با وجود این، فشار گاز اكسیژن درون خون ماهی از 2/0 اتمسفر، یعنی برابر فشار اكسیژن در سطح دریا، بیشتر نیست.
اكنون سازكار چنین دستگاه نیرومندی تا اندازهای روشن شده است. غدههای گاز، اسید لاكتیك ترشح میكنند كه به خون وارد میشود و شبكهی مویرگی نزدیك غده را بسیار اسیدی میسازد. در نتیجه، هموگلوبین بار اكسیژنی خود را آزاد میكند و غلظت اكسیژن در شبكهی مویرگی افزایش مییابد و به درون مثانهی شنا وارد میشود. فشار نهایی اكسیژن انباشته شده در مثانهی شنا به درازی مویرگهای آن شبكه بستگی دارد. این مویرگها در ماهیهای سطحزی، كوتاه و در ماهیهای ژرفازی، بسیار درازند. یك ماهی با تنظیم مقدار گاز موجود در مثانهی شنا به حالت شناوری دلخواه میرسد و بی آن كه انرژی چندانی هزینه كند، خود را در هر ژرفایی نگه ميدارد. هنگامی كه ماهی به ژرفای پایین فرو میرود، گاز درون مثانهی شنا، فشرده میشود. در نتیجه، ماهی سنگینتر میشود و به پایین میرود. برای این كار، باید گاز بیشتری به مثانه وارد شود. از سوی دیگر، اگر ماهی به بالا شنا كند، باید اندكی از گاز مثانهی شنا بیرون فرستاده شود تا ماهی سبكتر شود و بالاتر برود. این وضعیت را میتوان به مخزنهای آب زیردریایی مقایسه كرد كه برای پایینتر رفتن زیردریایی از آب پر میشوند و برای بالا آمدن زیردریایی، از آب درون آنها كاسته میشود.
بیرون فرستادن گاز از درون مثانهی شنا به دو روش انجام میشود. برخی ماهیها، مانند قزلآلا، مجرایی دارند كه مثانهی شنا را به مری مرتبط میكند. این ماهیها گاز را از همین مجرا به سادگی بیرون میفرستند. اما بیشتر ماهیها چنین مجرایی ندارند و گاز باید از ناحیهای پر از رگ به درون خون آزاد شود. به هر حال، در هر دو دسته گاز باید از راه خون به درون مثانهی شنا برسد و فقط شمار اندكی از ماهیها، هوای لازم برای فرستادن به درون مثانهی شنا را میبلعند.
گاز در جایگاه ویژهی به نام "غدهی گاز" به درون مثانهی شنا تراوش میكند. در این غده، شبكهی مویرگی گستردهای وجود دارد كه اكسیژن را به دام میاندازد. كارآیی چنین دستگاهی را در بدن نوعی ماهی كه در ژرفای 2400 متری زندگی میكند، میتوان دریافت. برای پر نگه داشتن مثانهی شنا در چنین ژرفایی، فشار گاز درون آن اندام، كه بیشتر از اكسیژن و اندكی نیتروژن، دیاكسید كربن، آرگون و منوكسید كربن است، باید بیش از 240 اتمسفر باشد كه در مقایسه با فشار گاز سیلندرهای گاز فولادی، بسیار زیاد است. با وجود این، فشار گاز اكسیژن درون خون ماهی از 2/0 اتمسفر، یعنی برابر فشار اكسیژن در سطح دریا، بیشتر نیست.
اكنون ساز و كار چنین دستگاه نیرومندی تا اندازهای روشن شده است. غدههای گاز، اسید لاكتیك ترشح میكنند كه به خون وارد میشود و شبكهی مویرگی نزدیك غده را بسیار اسیدی میسازد. در نتیجه، هموگلوبین بار اكسیژنی خود را آزاد میكند و غلظت اكسیژن در شبكهی مویرگی افزایش مییابد و به درون مثانهی شنا وارد میشود. فشار نهایی اكسیژن انباشته شده در مثانهی شنا به درازی مویرگهای آن شبكه بستگی دارد. این مویرگها در ماهیهای سطحزی، كوتاه و در ماهیهای ژرفازی، بسیار درازند.
هوش يا زيبايي
هرچند ممكن است برای برخي مردان خوشايند نباشد، اما زنان باعث پيدايش هوش بسيار زياد در نژاد انسان شدهاند. بر پايهي يك نظريه بحثانگيز، نياكان مؤنث ما به اندازهاي باهوش بودند كه هنگام انتخاب جفت بتوانند مغزها را بر ماهيچهها ترجيح دهند. آنان بر سينه هركولها و آدونيسهاي محلهشان دست رد زدند و در عوض مرداني را برگزيدند كه در چشمانشان بارقهاي وجود داشت كه از عقل و شعور و هوش بيشتر حكايت ميكرد. بشريت به خصوص مردان بايد شكرگزار باشند، زيرا اگر نياكان مؤنث ما اين انتخاب هوشمندانه را انجام نمي دادند، ما هنوز هم در جمع گوريل ها و شامپانزه ها در آفريقا به سر مي برديم.
هورمون زنانه برای مغز مردانه
پژوهشگران بلژيكي ثابت كردهاند، دستكم در موشها، هورمونهاي زنانهاي كه در مغز گردش ميكنند، رفتار مردانه را تعيين ميكنند. اگر طي روند رشد و نمو مغز، استروژن، هورمون زنانهي كه در تنظيم چرخهي توليد مثل زنان نقش اساسي دارد، به مغز موشهاي ماده راهيابد، آنها را به موشهاي نر تبديل ميكند.
براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد
هزینه بد مزه بودن ( The Cost of Bad Taste )
مورچه معلم
مورچهها با وجود مغز بسيار كوچكي كه دارند، رفتارهاي اجتماعي پيچيدهاي از خود نشان ميدهند. اكنون پژوهشگران پيشنهاد كردهاند كه آموزش نيز بايد به فهرست تواناييهاي مورچهها افزوده شود.
زبان انگلیسی:
زبان تخصصی: بسته آموزشی سنجش - زبان عمومی: 1- لغت : TOEFL ، 504 absoluely essential words ، و 2 - گرامر : TOEFL Longman
سلولی و مولکولی:
1- بیولوژی سلولی و مولکولی (لودیش) ، 2- بیولوژی سلولی و مولکولی (آلبرت) ، 3- زیست شناسی سلولی و مولکولی (سنجش) ، 4- زیست شناسی سلولی و مولکولی (احمد مجد)
ژنتیک:
1- ژنتیک (سنجش) ، 2- مجموعه تست های ژنتیک و بیولوژی مولکولی جلد اول (مجتبی سهرابی- انتشارات امید-1382) ، 3- درسنامه ژنتیک (زیر نظر دکتر سیدنا)
بیوشیمی:
1- بیوشیمی (شهبازی-ملک نیا) ، 2- بیوشیمی (لنینجر) ، 3- بیوشیمی (استرایر) ، 4- بیوشیمی (دولین) ، 5- بیوشیمی (سنجش)
میکروبیولوژی:
1- میکروبیولوژی (زینسر) ، 2- میکروبیولوژی عمومی (دکتر ملک زاده) ، 3- میکروبیولوژی پزشکی (جاوتز) ، 4- میکروب کاربردی (کروگر) ، 5- میکروب محیطی (شایسته سپهر) ، 6- میکروب غذایی (فرازیر) ، 7- ایمونولوژی (دکتر محمد وجگانی) ، 8- ویروس شناسی (دکتر ناطق) ، 9- قارچ شناسی پزشکی (دکتر امامی وهمکاران)
بیوفیزیک :
بیوفیزیک (سنجش تکمیلی)
گیاه شناسی :
1- گیاه شناسی پایه (احمد قهرمان) 2 جلد ، 2- زیست شناسی گیاهی ویژگی ها و رهبردهای تکاملی گیاهان (احمد مجد) ، 3- سیستماتیک گیاهی (حسن دیانت نژاد)
فیزیولوژی گیاهی :
1- فیریولوژی گیاهی (حسن ابراهیم زاده) 4 جلد ، 2- فیزیولوژی گیاهی (تایز - زایگر) 2 جلد
جانورشناسی :
1- جانورشناسی عمومی (دکتر طلعت حبیبی) ، 2- بافت شناسی انسانی پایه (دکتر محمد صادق رجحان) ، 3- جانور شناسی مهره داران (محمد درویش) ، 4- جنین شناسی (کاظن پریور)
فیزیولوژی جانوری :
فیزیولوژی پزشکی (گایتون)
گونه زایى و تنوع زیستى
ادوارد ویلسون، مسئول افتخارى بخش حشره شناسى موزه جانورشناسى مقایسه اى و نیز استاد پژوهشى ممتاز دانشگاه هاروارد، پرچمدار جنبش تنوع زیستى و حفاظت در سطح بین المللى است و تاکنون جوایز پرشمارى از جمله مدال طلاى صندوق جهانى طبیعت را در سال ۱۹۹۰ به خاطر تلاش هاى حفاظتى اش دریافت کرده است.وى عضو هیات مدیره بنیاد حفاظت از طبیعت، حفاظت بین الملل و موزه تاریخ طبیعى آمریکا است. دو عنوان از کتاب هاى وى جایزه پولیتزر برده اند. آخرین کتاب وى «آینده حیات» (۲۰۰۲) نام دارد. گفت وگوى زیر از طرف سایت اینترنتى www.actionbioscience.org با وى صورت گرفته است.
براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد
مقدمه
کوسه ماهیان جزء ماهیان غضروفی بوده ودر خلیج فارس ودریا ی عمان ازتنوع قابل ملاحظه ای برخوردارند.کوسه ها حلال گوشتند.
از 120گونه دردنیا ، 20گونه مهاجم هستند که فقط 4گونه ازآنها به انسان حمله می کند.
این گونه های مهاجم درخلیج فارس ودریای عمان وجودندارند. تقریبا گوشت تمام کوسه ها قابل خوردن بوده، لیکن گوشت کوسه های کوچکتر که پوست و باله آنها مناسب نیست مرغوبتر می باشد. چون غلظت اوره آن کمتربوده وعمل آوری آن نیز آسانتراست.
كشف معماي چگونگي حفظ دماي كندوي زنبورها
محققان موفق به كشف معماي چگونگي ثابت ماندن دماي داخل کندوهاي زنبورهاي عسل شدند. به نقل از خبرگزاري آلمان، محققان آمريكايي دريافتند در حاليكه زنبورهاي بزرگتر براي يافتن غذا، كندو را ترك ميكنند، زنبورهاي كوچكتر در كندو ميمانند و با گرماي بدن خود دماي كندو را ثابت نگه ميدارند و در صورتيكه هواي كندو گرم شود، زنبورهاي بزرگتر هواي خنك را از بيرون كندو و به داخل آن هدايت ميكنند. بنابر اين گزارش، تابحال محققان تصور ميكردند كه هر زنبوري بنا به احتياج، عمل گرم كردن و يا سرد كردن را انجام ميدهد.
همچنين به گفته محققان دانشگاه واشنگتن، وقتي دماي كندو سردتر از 30 درجه سانتيگراد شود، زنبورهاي كوچك با بدن خود هوا را گرم ميكنند و در صورتي كه درجه حرارت كند و بالاتر از 33 درجه باشد، زنبورهاي بزرگتر با بال زدن هواي خنك را وارد كندو ميكنند. بر اساس اين گزارش، زنبورها ميتوانند درجه حرارت بدن خود را با حركت عضلات بدنشان تنظيم كنند.
قورباغه ماهی ها
قورباغهماهيها، همانگونه كه از نامشان برميآيد، ماهيهاي شگفتانگيزي هستند كه به قورباغهها
همانندي زيادي دارند. درازاي بدن آنها از 3 تا 40 سانتيمتر است. شكل بدن آنها كروي است و بالههاي پامانندي دارند كه با آنها ميتوانند از صخرهها، سنگها و تپههاي مرجاني بالا بروند.
سفیدی موها
رنگ هایی که در زندگی شما وجود دارد هرکدام نشانه یا تعریف های خاص خود را دارد مثل رنگ سفید. بعضی از مردم در این تصورند که سفیدی موهایشان نشانه کهولت سن یا تجربه زیادشان از زندگی است، اما همیشه اینطور نیست.
پس از 1کشف ژنهای رنگ دانه نخود فرنگی41 سال پژوهشگران گزارش كردند كه سرانجام يكي از ژنهايي را كه كشيش اتريشي گرگور مندل در آزمايشهاي پيشگامانهي خود بررسي كرد، شناسايي كردهاند؛ همان آزمايشهايي كه به بنيانگذاري قانونهاي بنيادي ژنتيك انجاميد و ژن تعيينكنندهي رنگ دانهي نخود در آنها اهميت زيادي داشت.
راط خواب نیمروزی
چرا پس از خوردن يك وعده غذاي كافي احساس خوابآلودگي داريم؟ پژوهشگران دريافتهاند كه مقدار بالاي گلوكز خون، آن گونه كه پس از يك وعدهي غذايي كافي رخ ميدهد، گروهي از سلولهاي عصبي را خاموش ميكند كه در حالت عادي ما را بيدار و هوشيار نگه ميدارند.
چرا زبان مارها دوشاخه است
هزاران سال است كه زبان چنگالمانند مارها توجه مردم را به خود جلب كرده و به پيشنهاد فرضيههاي
گوناگوني پيرامون آن انجاميده است. در بسياري از فرهنگها و آيينها، زبان چنگالمانند نمادي از بدجنسي و فريبكاري است. ارسطو، نخستين پژوهشگري است كه در مورد اهميت كاركردي زبان چنگالمانند مارها نظر داده است. به نظر او، اين ويژگي باعث دو برابر شدن لذت احساس چشايي ميشود. 19 قرن پس از او، هوديرنا بيان كرد كه زبان چنگالمانند براي پاك كردن ذر ههاي خاك از سوراخهاي بيني به كار گرفته ميشود؛ زيرا مارها هميشه روي زمين ميخزند يا در سوراخها و غارچههاي زيرزميني پيش ميروند. نظريههاي ديگري نيز بيان شد.
براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد
بيش از 98 درصد DNA و 99 درصد ژنهاي انسانها و شامپانزهها يكسان است. با اين همه، ما و آنها از نظر ظاهر و رفتار تفاوت زيادي با هم داريم. براي بيش از 30 سال، پيش از آنكه توالي ژنوم انسان يا شامپانزهها تعيين شود، دانشمندان بيان كردهاند كه اين تفاوت ميتواند از شيوهي بيان ژنهاي يكسان و نه تفاوت در خود ژنها، برخاسته باشد. پژوهش جديدي كه در مجلهي Nature چاپ شده است، به نظر ميرسد اين نظريه را ثابت ميكند.
زرنگ تر ها زمستان ها می مانند در صورتی که دیگران فرار می کنند!!!
پالينولوژي
اصطلاح پالينولوژي نخستين بار توسط هايد و ويليامز در سال 1944 پيشنهاد شده است و مركب از دو كلمه يوناني paluno وpale مي باشد پالينولوژي دانش مطالعه اشكال فعلي و فسيل پالينومورف هاست.
براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد
هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز باد

سال نو را خدمت همه همکاران عزیز و ارجمندم تبریک عرض می کنم .
امیدوارم که سال خوب و خوش و توام با موفقیت و سلامتی داشته باشید .
پرندگان چگونه پدید آمدند ؟
در سال 1861 میلادی فسیلی از جانوری به اندازهی كلاغ را یك كارگر معدن لا به لای سنگهای آهك در منطقهی باواریای آلمان پیدا كرد. آروارهی فسیل شدهی آن جانور ناشناخته به آروارهی خزندگان شباهت داشت و اگر آثاری از پر در آن فسیل دیده نمیشد، با در نظر گرفتن آروارهی منقار مانند اما مجهز به دندانهای استخوانی، پنجههای دارای چنگال و دم استخوانی و درازش، آن را در گروه خزندگان نابود شده جای میدادند. اما آن فسیل را آركئوپتریكس لیتوگرافیكا نام نهادند و آن را نیای پرندگان امروزی دانستند كه نزدیك 170 میلیون سال پیش میزیسته است.
جانورشناسان از سالها پیش به وجود همانندیهای بین خزندگان و پرندگان پی برده بودند كه از جمله میتوان همانندیهای ساختاری و كاركردی زیر را نام برد:
1. جمجمهی خزندگان و پرندگان با یك مفصل گوی و كاسهای به نام كندیل پس سری به نخستین مهرهی گردن متصل میشود.(پستانداران دو كندیل دارند)
2. پرندگان و خزندگان فقط یك استخوان در گوش میانی(از نوع ركابی) دارند.(پستانداران در گوش میانی سه استخوان دارند)
3. آروارهی پایینی در پرندگان و خزندگان از 5 تا 6 استخوان درست شده است.(آرواره ی پایینی پستانداران فقط یك استخوان است)
4. مواد دفعی در پرندگان و خزندگان به صورت اسیداوریك است.(پستانداران اوره دفع میكنند)
5. پرندگان و خزندگان تخمهای زردهدار همانندی دارند و جنین اولیه در سطح زردهی آنها در مراحل آغازین تقسیم سلولی دیده میشود.(پستانداران چنین تخمی ندارند)
این همانندیها و همانندیهای كالبدشناختی و تنكارشناختی دیگر باعث شد كه توماس هنری هاكسلی، جانورشناس انگلیسی، پرندگان را "خزندگان ستوده شده" بنامد و آنها را همراه با گروهی از دایناسورها به نام تروپودها كه برخی ویژگیهای پرندگان را داشتهاند، در یك دسته جای دهد و با هم مرتبط بداند. كشف فسیل آركئوپتریكس نخستین مدرك فسیلی برای نظریهی هاكسلی بود و خیلی زود این جانور به عنوان حلقهی بین خزندگان و پرندگان و به عنوان یكی از "حلقههای گمشده"ی داروین پذیرفته شد.
آركئوپتریكس نام شایستهای دارد كه به معنای "پرنده ی قدیمی" است. با وجود این، همانندی آن به پرندگان امروزی بسیار اندك است. این جانور به مانند پرندگان امروزی استخوانهای توخالی و كیسههای هوا نداشته و در آروارههای استخوانی و منقار مانند خود، دندانهای استخوانی داشته است. دنبالهی ستون مهرههای جانور به درون دم دراز آن كشیده شده و آن را نگه میداشته است. این جانور پرهایی داشته كه به گرم ماندن آن كمك میكردهاند، اما برای پرواز چندان كارایی نداشتهاند، زیرا این جانور ماهیچههای پروازی چندان نیرومندی نداشته است. در واقع همانندی این جانور به پرندگان به اندازهای اندك است كه وقتی چند سال بعد فسیل دیگری از همین جانور كشف شد، به دلیل مبهم بودن آثار پرها و دشواری تشخیص آنُ فسیل را از آن پتروداكتیلی كوچك شمرده بودند و این اشتباه خود نشان میدهد كه حتی یك متخصص تا چه اندازه اركئوپتریكس را به خزندگان نزدیك میدیده است.
توضیح سادهای كه اكنون پذیرفته شده، این است كه نیاكان اين جانور از درختان بالا میرفتهاند. پرهاي اين جانداران كه از تغيير شكل پولك خزندگان فراهم شدهاند تا عايقي براي بدن باشند، كم كم بزرگتر شده و سرانجام آركئوپتريكس را قادر ساختهاند تا از شاخهاي به شاخهي ديگر پرواز كند و همان كاري را بكند كه امروزه سوسمارهاي پرنده به كمك پردهي پهلوی بدن خود انجام ميدهند. آركئوپتريكس میتوانسته از درخت بالا برود. يكي از چنگالهاي چهارگانهاش روبه عقب و مقابل بقيه قرار میگرفته است و در نتيجه، جانور ميتوانسته چیزها را محكم بگيرد. چنگالهاي روي بالها نيز به جانور براي گرفتن شاخهها بسيار كمك ميكرده اند. بالا رفتن از درختان نه تنها آنها را از شكارچیان بزرگ روی زمین دور میكرد، بلكه خوراك خوبی برای آنها از شكار حشرهها فراهم میشد.
بالا رفتن از درختان باعث نیرومندتر شدن پنجهها شد و كم كم لوبهایی بینایی در مغز جانور بزرگتر و در نتیجه بینایی جانور تیزتر شد. مخچه رشد بیشتری كرد تا تعادل جانور بهبود یابد و آروارهها سبكتر شدند و كم كم به صورت منقار درآمدند. اما شاید مهمتر از همه این بود كه زادههای این جانوران آرام آرام خونگرم شدند و توانستند دمای بدن خود را حفظ كنند. جانور حشرهخوار خونگرم، میتواند حشرهها را هنگامی كه سرد هستند و جنبش اندكی دارند، به سادگی به چنگ آورد. همچنین، خونگرم بودن برای جانوری كه در محیط پر باد روی شاخهها زندگی میكند، برتری بزرگی است. پرها كمك زیادی به حفظ دما میكنند و شاید هم به همین دلیل پدید آمده باشند، گرچه پژوهشگران بسیاری بر این باورند كه آنها در اصل برای پرواز پدید آمدهاند.
نویسنده : حسین دانشفر
برگرفته از سایت جزیره دانش
نمایی از فسیل آركئوپتریكس
تصویر بازسازی شده از آركئوپتریكس
مراحل تكامل بال
تكامل پرندگان از خزندگان
ای نام تو بهترين سر آغاز
با سلام به همه دوستان .
اين وبلاگ تا آنجا که من اطلاع دارم اولين پايگاه ماهی شناسی به زبان فارسی است و تاکنون چنين سايتی موجود نبوده است . قصد دارم که مطالب آن را به صورت صرفا علمی ارائه دهم و بدون شک چشم به راهنمايی همه شما دارم .
از آنجا که اين وبلاگ اولين وبلاگ فارسی ماهی شناسی ( ايکتيولوژی ) است و هر کار جديدی در نوع خود مقدس ؛ مطالب آن را به :
دکتر اسماعيل آزرم و مهندس احمد بريمانی نخستين کسانی که در نشر کتاب فارسی ماهی شناسی اقدام کرده اند .
استاد دکتر حسين عمادی مرد يگانه شيلات ايران و به همان اندازه منظم و سخت کوش که ترجمه فارسی کتاب ماهی شناسی لاگلر را انجام داده است.
استاد دکتر غلامحسين وثوقی که شاگردش بوده ام و ماهی شناس بزرگی است و بسيار متواضع و کتاب ماهيان آب شيرين به سعی ايشان حاصل شده .
استاد خانم دکتر مژگان خدادادی نخستين مدير گروه شيلات دانشگاه آزاد اهواز و رفتار مادرانه اش در چشم پوشی از خطا های دانشجويان و ايثارش در بهبود وضع آموزش اين مرز و بوم .
رضاشاه کبير ؛ مرد بی سوادی که آنقدر فهميده بود که در سال ۱۹۳۶ دکتر بلگواد دانمارکی را استخدام کرد و اولين ارزيابی ذخاير آبزيان خليج فارس و دريای عمان را به انجام رساند . ( کاری که هنوز متخصصان بسياری ارزش آن را درک نمی کنند . )
استاد دکتر بابا مخير و آقای دکتر اعتماد که به ترجمه کتاب بلگواد و لپنتين ( ماهيان خليج فارس ) همت گماشتند .
استاد دکتر قباد آذری تاکامی و تلاش منحصر به فرد ايشان در تکثير تاس ماهيان .
استاد پيروز ذکی نخستين استاد ماهی شناسی عمومی رشته شيلات دانشگاه آزاد اهواز .
آقای دکتر لک ؛ رئيس دانشکده منابع طبيعی دانشگاه اهواز که به دانشجويان احترام بسياری می گذارد و به درخواستهای علمی آنها نه نمی گويد . ( چيزی که امروزه در دانشگاه بسيار کم ياب است . )
استاد دکتر ابوالفضل عسگری ساری که هرچه می داند به ديگران ياد می دهد .
پدر و مادر مهربانم که قبوليم را در رشته پيش پا افتاده شيلات به رويم نياوردند .
و دانشجويان با صفای شيلات بندر عباس ورودی بهمن ۱۳۷۹
تقديم می کنم .
و البته دوستان انگشت شماری که در دانشگاه آزاد اهواز دارم.
والسلام
به نام يزدان پاک و با درود
تاريخچه ايکتيولوژی ۱ : نخستين ماهی شناس دنيا
ماهی شناسی يکی از شاخه های جانور شناسی است که به شرح و توصيف ماهيان میپردازد.
ارسطو نخستين ماهی شناس دنياست .

وی مشاهداتی را انجام داد که بر اساس آن توانست بين وال ها و ماهيان تفکيک قايل شود.
ارسطو ۱۱۸ گونه از ماهيان را شناسايی کرد که اين عمل در ۳۵۰ سال پيش از ميلاد حضرت مسيح کار بسيار بزرگی به شمار می آيد.
وی نوشته است که جنسيت کوسه ها را می توان از روی ساختار باله لگنی آنها تشخيص داد واينکه بعضی از ماهيان باس دريايی با افزايش سن تغيير جنسيت می دهند.
ارسطو برای ۱۸۰۰ سال يگانه ماهی شناس علمی جهان باقی ماند.
بدرود
به نام يزدان پاک
تاريخچه ايکتيولوژی ۲
کتاب تاریخ جانوران (Historia Animalium ) ارسطو پر است از ذکر مشاهدات و ملاحظاتی که به عادات شگفت انگیز حیوانات ارتباط دارد.
نکته ای که نبوغ بی پایان ارسطو را بیشتر به رخ میکشد شرح دقیق وی از ماهی برقی و تکانی است که در اثر تماس با این ماهی در بدن آدمی ایجاد می شود. ارزش این گزارش از آن جهت است که ارسطو هیچ گونه اطلاعی از ماهیت الکتریکی و الکتریسیته نداشته است.
همچنین ارسطو شرحی از روش زاد و ولد گربه ماهی نوشته که ترجمه آن را عینا نقل میکنم :

آنچه را که ارسطوی ماهی شناس نقل کرده بود کسی باور نداشت زیرا گربه ماهیان اروپای باختری در برابر نوزادان خود به این صورت دیده نمی شدند.
لویی آگاسیز (Louis agassiz ) این مطلب را کشف کرد که گربه ماهیان آمریکایی همانگونه هستند که ارسطو توصیف کرده است. مقداری از گربه ماهیان رودخانه اخلوس Achelous (که در خلیج کورینت میریزد ) به سال 1856 برای آگاسیز فرستاده شد و وی از روی آنها توانست صحت گفته ارسطو را ثابت کند واین ماهیان را به نام ارسطو نامید.
اين ماهی در اصل همان (Parasilurus aristotelis) است .
در سال 1906 این واقعیت برای تمام مردان علم بصورت کلی آشکار شد و مورد تصدیق قرار گرفت .
ارسطو همچنین به این مطلب اشاره کرده است که گربه ماهی و برخی دیگر از ماهیان با مالش پره تنفسی خود تولید صوت می کنند.
(منبع اصلی : تاريخ علم . جورج سارتون )
با کليک بر کلمات رنگی اطلاعات بيشتری بدست بياوريد.
به نام يزدان پاک
تاريخچه ايکتيولوژی 3 : خواب 2000ساله
با درود یاد آور میشوم که میتوانید با کلیک روی جملات رنگین به داده های علمی بهتری دست پیدا کنید.
آنچه در اکثر کتابها ناگفته می ماند این است که ارسطو چگونه توانست این همه
اطلاعات علمی را آزمایش وجمع آوری کند؟
بدون شک نا جوانمردانه است اگر بخواهیم نقش اسکندر مقدونی پسر فیلیپ و پول
و قدرت فراوان او را درکشفیات و اختراعات ارسطو نادیده بگیریم.(هر چند که اسکندر
به ایران یورش آورد و آبروی خویشتن را برد.)

«حتی خود اسکندر زمانی که شاگرد ارسطو بود به شناخت جانوران در یایی علاقه مند شد و گفته می شود که با استفاده از یک زنگ غواصی مجهز به دیدگاه ویژه توانست قسمتی از زیر دریا را ببیند و برسی کند »(برگرفته از کتاب دنیای زیر اقیانوسها نوشته دکتر گاسکل و ترجمه محمود پوزشی . بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1351)
این زنگ غواصی که عکس آن در کتاب گفته شده موجود است در اصل جد زیر دریایی
های امروزی بوده و ارسطو آن را طراحی کرده بود ولی بدون شک ساختن آن بدون
سرمایه اسکندر مقدونی عملی نبود.
کوتاه سخن اینکه اسکندر هر جا که میرفت ارسطو همراه او بود و سرزمین های
ندیده و موجودات ناشناخته را میدید و می آموخت و پول اسکندر را در این راه صرف
میکرد .
« می گویند زمانی که ارسطو از اسکندر جدا شد مبلغی پول برای کارهای علمی از او گرفت که معادل چهار میلیون دلار امروزی بود». (ماجراهای جاودان در فلسفه , نوشته هنری توماس.)
این خیلی مهم است که یک دانشمند در 2350 سال پیش یک حامی (اسپانسر) مانند
اسکندر مقدونی جهانگشا داشته باشد.
داستانی هم نقل میکنند که اسکندر روزی به ارسطو گفت : دوست دارم هیچکس نباشم جز ارسطو و ارسطو در عوض پاسخ داد من هم دوست دارم همه کس باشم جز اسکندر.

از ارسطوی ماهی شناس (فیزیولوژی , تاریخ طبیعی و سیستماتیک) که بگذریم علم
ماهی شناسی در خوابی 2000 ساله فرو رفت تا آنکه در قرن شانزدهم از این
خواب برخاست.
فراز و نشیب این علم را تا قرن هجدهم می توان به صورت زیر نگاشت:
× ارسطو (384 تا 322 پیش از میلاد): 118 گونه ماهی را شناسایی کرد و ...
× پیر بلون (1517 تا 1564) : در سال 1551 کتاب تاریخ طبیعی ماهیان را انتشار داد و حدود 110 گونه ماهی را بر اساس ویژگی های تشریحی (آناتومیکال ) خصوصا اندازه و شکل بدن طبقه بندی کرد.
× اچ . سالویانی (1514 تا 1572) : از سال 1554 تا 57 بخشهایی از یک رساله را در مورد ماهیان ایتالیا انتشار داد و در آن 92 گونه ماهی را توصیف کرد و به تصویر کشید (که در اصل یکی از نخستین کارهای ارزیابی ماهیان آبهای داخلی به حساب می آید).
× جی . روندلت Rondelet)) (1507 تا 1566) : با جمع آوری اطلاعات ماهی شناسی موجود تا آن زمان اولین کتاب های جامع ماهی شناسی را منتشر کرد.
× جورج مارک گریو (1610 تا 1644) : انتشار کتاب تاریخ طبیعی ماهیان برزیل در 1648 پس از مرگش.
× فرانسیس ویلوگبی (Willoughby) ( (1635 تا 1672) و جان ری (1627 تا 1705) : کتاب Historia piscium یا تاریخ ماهیان را در 1686 منتشر کردند و به شرح و دسته بندی 420 گونه ماهی پرداختند که 178 گونه جدید هم در بین آنها به چشم میخورد.
× پیتر آرتدی ( Peter Artedi) (1705 تا 1735) : پدر علم ماهی شناسی.
.
سرچشمه اصلی : Fishes : an introduction to ichthyology نوشته peter moyle و دیگران .
انتشارات دانشگاه کالیفرنیا , دیویس. 2000.
به نام يزدان پاک
تاريخچه ايکتيولوژی 4 : زندگی نامه پدر ماهی شناسی
با درود
پیتر آرتدی توسط نوسندگان زیادی (Günther, 1880; Lِnnberg, 1905; Merriman, 1938 ) به عنوان پدر ایکتیولوژی یا ماهی شناسی شناخته شده است.

زندگی وی بیشتر به افسانه می ماند :
پیتر آرتدی در 22 فوریه سال 1705 در Anundsjö سوئد متولد شد.
وی در ابتدا می خواست که یک روحانی شود , و در سال 1724 به دانشگاه اوپسالا Uppsala university رفت تا یزدان شناسی (الهیات) بیاموزد.(جالب است که این دانشگاه هنوز فعال است) .
در آنجا بود که به علاقه بی حد خود به پزشکی , شیمی و تاریخ طبیعی ماهیان پی برد.
در سال 1728 کارل لینه (پدر تاکسونومی) نیز به دانشگاه اوپسالا وارد شد (گویا برای فرا گرفتن علوم طبیعی) و این سر آغاز دوستی دیر پای لینه و آرتدی بود.
عبارت زیبایی در مورد لینه وجود دارد که می گوید: هرچه را خدا آفرید ؛ لینه نامگذاری کرد.
“God creates it, Linnaeus names it”
برخی منابع آرتدی را شاگرد لینه نامیده اند ولی آنچه درست تر به نظر می آید این است که پیتر آرتدی دوست , هم کلاس و همکار لینه بود و حتی لینه بخشی از سیستم نام گذاری خود را که به ماهیان می پرداخت ؛ بر اساس نظریات و یافته های آرتدی تغییر داد و بهینه کرد.
زمانی که آنها کار رده بندی جانداران را آغاز کردند , لینه پرندگان , حشرات و بیشتر گیاهان را انتخاب کرد و آرتدی ماهیان , دو زیستان و خزندگان را بر گزید.
بی شک اگر اثر گذاری فکری آرتدی نبود ؛ آنچه امروز به نام طبقه بندی لینه میشناسیم , شکل دیگری می داشت.
پیتر آرتدی پنج راسته Order) ) از ماهیان را تشخیص داد و آنها را به جنس های گوناگون تقسیم بندی نمود.
آرتدی نخستین کسی بود که مفهوم «جنس» یا Genus را در جانورشناسی برقرار نمود و طبقه بندی به راسته , رده , و خانواده را مقرر کرد.
اگر آرتدی , جوان مرگ نشده بود ؛ معروف تر از لینه از این جهان می رفت.
هر دو آنها دانشگاه اوپسالا را در سال 1732 ترک کردند.
آرتدی راهی انگلستان بود و لینه رهسپار لاپلند (Lapland) (جایی در شمال سوئد) .
پیش از جدایی پیمان یستند که اگر یکی از آنها زودتر از دنیا رفت , آن دیگری که باقی مانده , نوشته های علمی دوست مرده اش را چاپ کند. پس از چند سال (که از تعداد انگشتان دست فرا تر نمی رود) دست تقدیر این مسئولیت سخت را بر عهده لینه گذاشت.
آرتدی و لینه همدیگر را در پائیز سال 1735در آمستردام ملاقات کردند و آرتدی سیستم جدید رده بندی ماهیان خود را یه لینه نشان داد.
چند روز بعد خبر رسید که پیتر آرتدی تصادفا در یکی از کانالهای شهر آمستردام (پای تخت هلند) افتاده و غرق شده است. می گویند زمانی که لینه جسد دوست خود را در سرد خانه ( morgue ) دید ؛ افسوس خورد که چه دانش بی پایانی با مرگ وی نابود شده است. (روایتی هم وجود دارد که میگوید لینه حدود سه هفته پس از مرگ آرتدی از این رخداد با خبر شد.)
کارل لینه به قولش وفادار ماند و پنج دست نوشته از آرتدی را به همراه زندگی نامه ای از وی در کتاب واحدی با نام Ichthyologia, sive opera omnia de piscibus یا به طور خلاصه Ichthyologia در Leiden هلند و در سال 1738به چاپ رساند.

کتاب ایکتیولوجیا از لحاظ تاریخی شاید مهم ترین اثر سیستماتیک مدرن ماهیان باشد.
بخشهای کتاب Ichthyologia عبارتند از :
بخش نخست) Bibliotheca ichthyologica
بخش دوم ) Philosophia ichthyologica
بخش سوم ) Genera piscium
بخش چهارم ) Synonymia nominum piscium
بخش پنجم ) Descriptiones specierum piscium
در این کتابها آرتدی ضمن بررسی سایر نوشته های ماهی شناسی, ماهیان را رده بندی و گونه های هر جنس را نوشته بود و سپس نام عمومی یک بخشی (single-word generic names) برای هر گونه پیشنهاد کرده بود تا مشکل هم نامی های موجود را بر طرف کند.همچنین در بخش پنجم کتابش به ریز ترین مشاهداتش در مورد ماهیان و بیومتری (زیست سنجی) آنها اشاره کرده بود.
وی به طور کلی 5 راسته, 47 جنس و 230 گونه را وصف کرده است.همچنین در برخی منابع نامگذاری راسته Cetacea را که به پستانداران آبزی می پردازد را به آرتدی مربوط میدانند.
در کتاب Genera piscium به جنسهایی مانند : Acipenser , Amia , Cyprinus , Clupea , Esox , Lampetra ,Mola , Mugil , Perca , Silurus , Salmo , Raja , Pristis و ... اشاره شده است.
کارل لینه نه تنها کتاب آرتدی را به چاپ رساند بلکه یک جنس را از گیاهان خانواده Apiaceae را به نام وی Artedia نام نهاد که امروزه نیز به همین نام خوانده می شوند.


همچنین جنسها و گونه های زیادی از ماهیان امروزه به نام آرتدی شناخته می شوند که همگی از نام پدر ایکتیولوژی گرفته شده اند.
مانند ماهی Artedidraco mirus که عکسش را می بینید.

پیتر آرتدی کسی که امروز پدر ماهی شناسی یا The Father of Ichthyology نام گرفته است , در27 سپتامبر سال 1735 در سن 30 سالگی چشم از این جهان فرو بست در حالی که بیشتر عمر خود را به دانش اندوزی صرف کرده بود و حتی مرگ وی نیز در هنگام انجام یک مطالعه تحقیقاتی رخ داد.
آیا از خود پرسیده اید طبقه بندی موجودات در دسته های منطقی و با دلیل علمی ویژه چه کار دشوار و خسته کننده ای است؟ آن هم در 300 سال پیش ؟
آیا خود شما امروزه در این قرن می توانید بدون یاری کتابهای جانور شناسی یا سیستماتیک و بدون کمک استاد یا اینترنت , مثلا فقط 100 عدد ماهی را در خانواده های درست و منطقی طبقه بندی کنید؟ جنس و گونه هم بماند پیشکش شما ...
جورج شاو در سوگ پیتر آرتدی شعر معروفی سروده است که آن را در زیر می خوانید:
In humulum Artedi:
Here lies poor Artedi, in foreign land pyx'd
Not a man nor a fish, but something betwixt,
Not a man, for his life among fishes he past,
Not a fish, for he perished by water at last.
George Shaw (1751-1813)
Transcribed from the back flyleaf of Linnaeus's copy of the Ichthyologia.
آرتدی ناکام و غریب آرمیده است اینجا
نیم ماهی , نیم انسان ؛ و نه هیچ کدام
انسان نبود , زیرا با ماهیان می نشست یکجا
ماهی نبود , زیرا گردابش کشید در کام.
(سروده جورج شاو و ترجمه فربد امامی)
روانش شاد باد
سرچشمه ها (منابع) :
سایت دانشگاه واشینگتن UWFC) )
Fishes : an introduction to ichthyology نوشته peter moyle و دیگران .انتشارات دانشگاه کالیفرنیا , دیویس. 2000.
ماهی شناسی (جلد اول) . ترجمه ستاری . انتشارات نقش مهر.
خلاصه زندگی نامه علمی دانشمندان . 1374. زیر نظر احمد بیرشک.انتشارات علمی و فرهنگی/ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. 1331 ص .
http://en.wikipedia.org/wiki/Peter_Artedi
http://www.lacoctelera.com/artedi/post/2005/06/08/tricentenario-peter-artedi-1705-2005
http://www.linnaeus.uu.se/online/animal/3_4.html
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_people_known_as_the_father_or_mother_of_something
http://en.wikipedia.org/wiki/Ichthyology
http://info.uu.se/fakta.nsf/sidor/uppsala.university.id5D.html
با درود و شادباش نوروز
تاریخچه ایکتیولوژی 5 : مارکوس الیسر بلوخ
نخستین تلاش ها پس از آرتدی مدیون مارک الیسر بلوخ ( 1723 - 1799 ) است .
جالب است که وی تا سن 56 سالگی چیزی در مورد ماهیان به چاپ نرساند !
اما آنچه بلوخ پس از آن ارائه کرد آنقدر ارزنده بود که به 56 سال خاموشیش می ارزید !
Marcus Elieser Bloch یک پزشک و طبیعی دان یهودی آلمانی بود .
وی نه تنها به نام ترین ماهی شناس یا ایکتیولوژیست قرن هجدهم (18) است ، بلکه معروفیت وی تمام تاریخ ماهی شناسی را تحت تاثیر قرار داده است .
![]()
مارکوس بلوخ ، بین سال های 1782 تا 1795 کتابی 12 جلدی و نگارین (مصور ) و بسیار زیبا و همانقدر علمی در باره ماهیان جهان منتشر نمود .
کتاب یاد شده که Ichthyologiae یا Allgemeine Naturgeschichte der Fische نام داشت در واقع دانشنامه ( دایره المعارف ) و به بیان بهتر ، اطلس ماهیان جهان بود .
چنین نقل شده که یکی از ثروتمند ترین شاهزاده (پرنسس) های آلمان هزینه انتشار این کتاب را پرداخته بود .
کتابی که در موردش خواندید ، مدت ها تنها منبع استاندارد کسانی بود که می خواستند در مورد ماهیان دنیا چیزی بیاموزند .
کتاب ایکتیولوجیا برای بیش از 20 سال یگانه و منحصر به فرد باقی ماند .
3 جلد نخست این کتاب به بررسی ماهیان آلمان می پرداخت و جلدهای 4 تا 12 ماهیان سایر نقاط جهان را توصیف می کرد .
نویسنده همچنین سعی کرده بود که به غیر از نام علمی ، اسامی ماهیان را به چند زبان گوناگون در کنار عکس هر ماهی بنویسد .

پس از مرگ بلوخ ، یکی از شاگردانش به نام یوهان اشنایدر یا Johann Gottlob Schneider (1750 – 1822 ) کتاب بلوخ را باز نگری نمود و آن را با عنوان Systemae Ichthyologiae و به نام خود مارکوس بلوخ منتشر کرد .
کتاب باز نویسی شده اشنایدر 1519 گونه را شرح می داد .
امروزه 1500 گونه ای که بلوخ طی 20 سال از سر تا سر دنیا برای مطالعه گرد آورده بود در موزه تاریخ طبیعی دانشگاه هامبولت در برلین یا ''Museum für Naturkunde der Humboldt Universität" ، نگهداری می شود .
نگفتن این نکته بی انصافیست که در آن زمان چنین مجموعه وسیعی از ماهیان در دنیا بی مانند بود !

پرسش : به راستی چرا هنوز پس از این همه سال کلیه کارهای یک ماهی شناس از نمونه های فیکس شده تا یادداشت ها و نقاشی هایش درکشورش نگهداری می شود ؟
و چرا در مملکت ما چنین کارهایی رسم نیست ؟

بدرود
به نام یزدان پاک و با درود
تاریخچه ایکتیولوژی 6 : کوویه ، کسی که شیطان را گیاه خوار معرفی نمود !
پس از اینکه اشنایدر ، شاگرد مارک بلوخ در سال 1801 کتاب ماهی شناسی یا ایکتیولوجیا بلوخ را با شرح 1519 گونه ماهی منتشر نمود ، برای دو دهه دگرگونی چندانی در این علم به وجود نیامد .
تا اینکه نوبت به جورج ( ژورژ ) کوویه (کوویر) رسید .
بارون جورج کوویه Georges Cuvier ( 1769 – 1832 ) جانور شناس ، دیرین شناس ، ماهی شناس و دانشمند فرانسوی ؛ بی شک یکی از پر بارترین مغز هاییست که تاریخ علوم زیستی به خود دیده است .
به راستی نوشتن در مورد چنین شخصیتی کار آسانی نیست .
جورج کوویه به عنوان پدر علم دیرین شناسی ( palaeontology ) و همچنین تشریح مقایسه ای (comparative anatomy ) شناخته می شود .

جورج کوویه در 23 اگوست 1769 در مونت بلیار (Montbéliard) چشم به جهان گشود.
کوویه از نو جوانی مورد توجه دوک وورتمبرک ( Duke of Württemberg ) قرار گرفت و با پشت گرمی وی در سالهای 1784 تا 1788 به دانشگاه کارولین (Caroline ) در اشتوتگارت ( Stuttgart ) فرستاده شد و زیر نظر ک.ف.کیلمایر به تحصیل پرداخت .
جورج کوویه سپس در سالهای 1788 تا 1795 به عنوان یک معلم خصوصی (tutor) یک کنت فرانسوی در نورماندی به کار مشغول شد و همین اشتغال سبب شد که وی از خشونت های انقلاب فرانسه در امان بماند .
کوویه در این سال ها به مطالعه بی مهرگان دریایی و به ویژه نرم تنان پرداخت و در این زمینه مطالبی نوشت . همین نوشته ها به دست پروفسور جانورشناس در موزه تاریخ طبیعی با نام اتئین ژوفروا سنت هیلر ( Étienne Geoffroy St. Hilaire ) رسید و باعث شد که وی از کوویه درخواست کند که برای یاری رساندن به وی در راه اندازی موزه ای با ساختار جدید به پاریس برود .
این رخداد به سال 1795 مربوط می شود .
کم و بیش یک سال بعد ، کوویه نخستین تقسیم بندی های جدید جانوران به چهار دسته اصلی مهره داران ، نرم تنان ، بندپایان و شعاعیان را مطرح نمود .
او همچنین نخستین کسی بود که به طور منظم به کالبد شناسی نرم تنان پرداخت
و راهکارهایی برای رده بندی بهتر آنها ارائه کرد .
کوویه و ژوفروا در مقاله ای مشترک ، که در مورد اورانگوتان ها نوشته شده بود ، موضوع پیدایش گونه ها از یک نوع را بی باکانه مطرح نمودند .
جورج کوویه به یمن استعداد درخشان خود و همچنین به دلیل کمبود جانور شناس در پاریس ، نردبان ترقی را به سرعت پیمود :
- استادیار کالبد شناسی جانوری در موزه تاریخ طبیعی در سال 1795
- عضویت در انستیتوی فرانسه در سال 1795
- دبیر دائمی علوم فیزیک
- استاد کولژ دو فرانس
- مشاور دانشگاه
- دریافت لقب شوالیه
- عضو شورای دولتی و رئیس بخش داخلی شورا
- عضویت در فرهنگستان فرانسه
- دریافت لقب " گراند وفیسپه " ، لژیون افتخار
- عضویت در مجلس اعیان فرانسه
- کوویه در 1831 لقب بارون و پییر گرفت .
کوویه در موزه تاریخ طبیعی ، که در آن زمان بزرگترین موسسه پژوهشی علمی جهان به شمار می رفت ، مجموعه های کالبدشناسی تطبیقی یا آناتومی مقایسه ای را بسیار گسترش داد .
او در مطالعه جانوران از میان رفته ، گام هایی بلند با دقتی نوین برداشت . بازسازی های دیرین شناختی مشهور او مبتنی بر موجود زنده بود و او فرض را بر این اصل می نهاد که هر تکه استخوانی که خوب حفظ شده باشد ، بی گمان می تواند رده ، راسته ، جنس ، و حتی گونه را آشکار سازد .
همچنین می توان با در دست داشتن تکه استخوانی از جایی از بدن یک موجود ، پی به عادت ها و رفتار های او برد . مثلا حیوانی با دندان های چون دندان گاو حتما باید گیاه خوار باشد .
داستان خنده دار و جالبی در مورد کوویه وجود دارد :
نقل شده که یک در نیمه شبی بسیار تاریک ، برخی از دانشجویان کوویه ، لباسی که دارای شاخ و سم و دم دراز بود و شکل شیطان را به یاد می آورد به تن کردند و با لای بستر استاد خود رفتند .
دانشجویی که لباس شیطان را به تن کرده بود کوویه را صدا زد و گفت : کوویه ! کوویه ! بیدار شو ! من آمده ام که تو را بخورم .
"Cuvier, Cuvier, I have come to eat you."
کوویه چشم هایش را گشود و سرتاپای شیطان را بر انداز کرد و گفت : بر طبق تحقیقات من ، تمامی مخلوقاتی که دارای شاخ و سم می باشند ، گیاهخوار هستند .
پس ؛ تو نمی توانی مرا بخوری !
“All creatures with horns and hooves are herbivores. You can't eat me.”
سپس با خیال راحت به خواب خود ادامه داد و دانشجویان را شگفت زده نمود !؟

او مجموعه ماهیچه ای جانوران از میان رفته را از روی باقی مانده ماهیچه ها بر روی استخوان ها باز سازی کرد .
در سال 1796 نخستین مقاله دیرین شناسی خود را در مورد مقایسه فیل های امروزین با فیل های فسیل شده (ماموت) قرائت نمود ، مقاله ای که در سال 1800 به چاپ رسید و " جستجو در باره طبقه بندی فیل ها " یا Mémoires sur les espèces d'éléphants vivants et fossils نام داشت .
یادداشت هایی که از آخرین دوره های درسی او در کولژ دو فرانس برداشته شده و با نام " تاریخ علوم طبیعی از آغاز پیدایش آنها " به چاپ رسیده است ، نخستین اثر بزرگ درباره این موضوع گسترده است .
کوویه به مفهوم " توازن طبیعت " به عنوان یک شبکه به هم پیوسته باور داشت و می پنداشت که این شبکه مانند گونه ها ، از روز آفرینش ثابت مانده بوده است .
این پندار که فیکسیسم نامیده می شود تاریخچه ای طولانی دارد .
از عهد فلاسفه یونان تا قرن هجدهم نظریات راجع به سیر تکامل جانداران یکسان بود .
دانشمندان معتقد بودند که چون انسان از انسان و هر حیوانی از حیوان مشابه خود به وجود آمده ، پس حیوانات همواره ثابت اند .
به قول مولوی :
هیچ گندم کاری و جو بر دهد ؟ / دیده ای اسبی که کره خر دهد ؟
این نظریه به نام ثبوت انواع یا فیکسیسم مشهور است .
طرفداران این نظریه می گفتند : انواع جانوران و گیاهان هر یک جداگانه خلق شده اند و شباهت های آنها آنگونه نیست که نوعی را شکل متکامل نوعی دیگر بدانیم .
کتب دینی ( و بیشتر از همه تورات ) نیز بر فیکسیسم پا می فشارند !
تا آنکه کشفیات دیرین شناختی خود کوویه ناچارش ساخت بپذیرد که آفرینش مراحل متعددی داشته است .
اما از آنجا که وی یک پروتستان بسیار معتقد بود ، عقاید مذهبیش در ابتدا باعث شد که وی بر نظریه فیکسیسم اصرار ورزد .
اما پس از مدتی در حین تحقیقات دیرین شناسی و مطالعه سنگواره ها ، متوجه شد که جانداران دوره های مختلف قدیمی ، به یک شکل و هیئت نبوده اند .
کوویه چنین اندیشید که در هر دوره ای گروهی از جانداران مخصوص زندگی کرده اند و سپس منقرض شده اند و جای خود را به گروه های دیگری که با آنها تفاوت داشته اند داده اند .
امری که نظر کوویه را بسیار به خود مشغول داشت این بود که میان جانداران منقرض شده دوران قدیم و جانداران کنونی شباهت اساسی موجود است .
وجود چنین شباهتی وی را به این فکر انداخت که : گرچه انواع ثابتند و به طور مستقل خلق شده اند ، در خلقت آنها قاعده و ترتیبی نیز بوده است و به طور کلی خلقت از روی طرحی مشخص صورت گرفته است .به این نظریه ، کاتاستروفیسم یا Catastrophisme یا تئوری خلقت های متوالی می گویند .
کوویه بنا بر علل سیاسی ، مذهبی و علمی به ستیز مشهوری علیه دوستان پیشینش لامارک و ژوفروا پرداخت .
همچنین زمانی که دو تن از شاگردان ژوفروا به نام های لورانسه و میرانکس ، کوشیدند با یک فرضیه متهورانه ، شباهتی ساختاری میان ماهیان و سرپایان (سفالوپودا) بر قرار سازند ؛ یعنی انتقال و تکامل محتمل بی مهرگان به مهره داران را به اثبات برسانند ، کوویه در صدد بر آمد که فرهنگستان را از بررسی این اثر باز دارد .
کوویه در سراسر زندگی پر بارش کتاب های فراوانی نوشته است که هر کدام در نوع خود بی مانند بوده اند . برخی از آنها از این قرارند :
- " درباره طبقه بندی پستانداران "
- " نظریاتی در باره انقلاب زمین "
- " درسهایی از تشریح مقایسه ای "
- " تحقیقاتی درباره استخوان های فسیل "
- " سلسله الحیوانات "
- " تئوری زمین "
- " توصیف زمین شناسی اطراف پاریس "
سه کتاب منتشر شده او در زمینه جانورشناسی عمومی شامل طبقه بندی های اغلب شتاب زده و محافظه کارانه هستند و استحکام طبقه بندی های لامارک ، لاتری یا ژوفروا را ندارند ؛ البته به استثنای ماهیان !
کتاب عظیم کوویه با نام تاریخ طبیعی ماهیها ، Histoire naturelle des poissons در 22 جلد ، اثری بنیادی در ماهی شناسی مدرن است و بیشتر تقسیم بندی های او از خانواده های ماهیان از چنان شالوده صحیح و محکمی برخوردارند که هنوز در طبقه بندی کنونی جزء راسته ها یا خانواده ها به شمار می روند !
این مجموعه ماهی شناسی ارزنده بدون یاری شاگرد کوویه ، آ .والنسینسA.
و چاپ کتاب ، همت گماشت .
گفتنیست که در این کتاب که بین سالهای 1828 تا 1849 به چاپ رسید ، کوویه و شاگردش 5000 گونه را شرح و توصیف نمودند .
به غیر از داده های مربوط به رده بندی یا سیستماتیک ماهیان ، کتاب کوویه پر است از اطلاعات بی نظیر در مورد آناتومی یا کالبد شناسی ماهیان و فیزیولوژی آنها و مطالبی در مورد رابطه ماهیان گوناگون با هم و اکوسیستم .
کوویه در نخستین جلد کتاب ماهی شناسی خود که در 1828 به چاپ رسید به تاریخچه ایکتیولوژی یا ماهی شناسی می پردازد .
بدین ترتیب پس از چاپ کتاب ایکتیولوجیای بلوخ در 1801 ، مهم ترین رخداد تاریخ ماهی شناسی را می توان انتشار کتاب تاریخ طبیعی ماهیان ژورژ کوویه در 1828 دانست .
بارون جورج کوویه در ماه 13 مه 1832 رخ در نقاب خاک کشید در حالی که یکی از پر بار ترین دانشمندان تاریخ بود . شناخت زندگی سیاسی و علمی وی نیاز به نوشتن کتابهای گوناگون و صرف وقت بسیار دارد .
بدرود
به نام یزدان پاک و با درود
تاریخچه ایکتیولوژی 7 : ماهی ناشناسی لاسپد
آشیل والنسینس یا آشیل والانسیئن ( 1794 - 1848 ) Achille Valenciennes ، جانورشناس فرانسوی ، یکی از چهره های موثر در تاریخچه ماهی شناسی است .
اگر نبوغ فرا تر از تصور ژورژ کوویه نبود ، بی شک نام Valenciennes بسیار شناخته تر از این می بود .
والانسیئن ، که تحصیلش در کولژرووان بر اثر فوت پدرش که در موزه تاریخ طبیعی پاریس کار می کرد نیمه کاره مانده بود ، در سمت "دستیار" و سپس " کمک طبیعیدان " در موزه به کار پرداخت .
کرسی تدریس درباره کرمها ی حلقوی ، نرم تنان و جانوران گیاهی شکل را در موزه به دست آورد .
مهم ترین کار علمی والانسیئن یاری به کوویه در تهیه 8 جلد کتاب تاریخ طبیعی ماهی ها در زمان حیات استاد بود .
و از آن مهم تر ، آشیل والانسیئن 14 جلد دیگر کتاب تاریخ طبیعی ماهیان را پس از مرگ جورج کوویه ، به تنهایی منتشر نمود و با این کار نام خود را در تاریخ علم ثبت نمود .
پس از والانسیئن در تاریخ ماهی شناسی با کنت برنارد لاسپد روبرو می شویم :
برنار ژرمن اتیئن دو لاویل سور ایون کنت دو لاسپد ( 1756 - 1825 ) یا
Étienne de La Ville-sur-Illon Comte de Lacépède Bernard Germain یا به اختصار G. E. Laceped B. ، طبیعی دان و سیاستمدار فرانسوی است که تحقیقات نوینی در مورد ماهیان و خزندگان انجام داد.
وی با نوشتن کتابهایی چون Essai sur l'électricité naturelle et artificielle یا Essay on Natural and Artificial Electricity در 1781 در مورد الکتریسیته و همچنین Physique générale et particulière یا General and Particular Physics در 1782 تا 1784 در مورد فیزیک ، طبیعیدانان و دانشمندان زمان خود را شگفت زده نمود .

او همچنین کتابی 18 جلدی با نام Histoire générale physique et civile de l'Europe نوشت که در 1826 و پس از مرگش انتشار یافت و از کتبیست که نتیجه تلاش های وی در دوران پایان زندگیست .
او همچنین در موسیقی نیز دارای مهارت بود .
لاسپد (لسپد ، لیسپد) با پی گیری های پدرش تحصیلاتی خصوصی و موفق نمود و پس از فعالیت در موزه تاریخ طبیعی و همکاری با بوفون از علاقه خود به علوم زیستی و جانوران آگاه شد .
وی در دوران انقلاب موضع گیریهای سیاسی داشت . لاسپد در 1799 به عضویت سنای فرانسه در آمد و حکومت "دیرکتوار" او را به عنوان عضو انستیتوی جدید فرانسه بر گزید .
او سرهنگ افتخاری یک هنگ آلمانی (که هرگز آن را ندید ) بود .
لاسپد پس از کامل کردن کتاب تاریخ طبیعی ، به امور اجتماعی گرایش یافت و پس از سقوط ناپلئون ( کسی که احترام بسیار به کوویه می گذاشت ) به اپینه رفت و در آنجا به تحقیق در مورد نوشته های اخلاقی و تاریخی پرداخت .
بوفون ( Buffon ) طبیعیدان ، ریاضیدان ، زیست شناس ، کیهان پژوه و نویسنده مشهور فرانسوی از لاسپد برای ادامه کار در مورد کتاب " تاریخ طبیعی " یا "Histoire Naturelle " دعوت نمود .
این کتاب که به صورت سری و هر بخش مربوط به یکی از رده های حیات منتشر می شد مورد علاقه بسیار لاسپد قرار گرفت .
لاسپد به کمک بوفون ، "تاریخ طبیعی چهارپایان تخم گزار" ( 1788 ) با عنوان اصلی : Histoire naturelle des quadrupèdes ovipares و با نام انگلیسی : " Natural History of Oviparous Quadrupeds " را کامل نمود که به شرح خزندگان و دوزیستان می پرداخت .
سپس کتاب " تاریخ طبیعی مارها " (1789) یا Histoire naturelle des serpents با نام انگلیسی Natural History of Snakes را تهیه کرد که پس از درگذشت بوفون انتشار یافتند .
لاسپد در سال 1798 نخستین جلد از کتاب 5 جلدی "تاریخ طبیعی ماهیان " یا Histoire naturelle des poissons ( Natural History of Fishes ) را به چاپ رساند و جلد پنجم آن در 1803 منتشر گردید .

لاسپد در سال 1804 کتاب " تاریخ طبیعی نهنگها " یا Histoire des cétacés یا Natural History of Cetaceans را به زیور طبع آراست و کار بوفون را کامل نمود .

متأسفانه اتیئن لاسپد ، کتاب تاریخ طبیعی ماهیان را بر اساس یادداشتهای نیمه کاره و با تکیه بر آنچه به یاد داشت ( Memory ) تنظیم نمود .
به قول Moyle ؛ به نظر می رسد که بیشتر وقت جانشینان او صرف این امر شد که اشتباهاتی را که او انجام داده بود ، تصحیح کنند !
Much of his immediate successors time seems to have been spent correcting the errors he made !

برخی معتقدند که اگر انقلاب فرانسه رخ نمی داد و تحقیقات لاسپد را متوقف نمی کرد ، جایگاه وی در ماهی شناسی آنقدر پیشرفت می نمود تا از آوازه نام بلوخ و کوویه بکاهد !

بی.جی ئی لاسپد در 6 اکتبر سال 1825 در Epinay چشم از جهان فرو بست .
بدرود
|
فهرست صد كتاب ناب ادبيات جهان Selected Books from World Literature | ||
|
The following list has been noted in Dr. Elahi Ghomshei's official website The links to the books are added by Mohammad H. Ansari 1- اشارات و تنبيهات
اثر ابن سينا - قرن پنجم هجری
2- والدن، آثار ادبا غرب،
Walden
نوشته ی هنری ديويد ثورو
Henry David Thoreau
3- مهابهارات
4- در طبيعت اشياء،
On The Nature of Things
اثر لوکريتوس،
شاعر بزرگ رومی در قرن اول پيش از ميلاد
5- نمايشنامه ابرها،
اثر اريستوفانس Aristophanes
كمدي نويس مشهور يوناني،
معاصر سقراط قرن پنجم پيش از ميلاد
6- مجموعه اشعار سافو
Sappho
قرن ششم پيش از ميلاد
7- در آزادي بيان،
آريوپجي تيکا (AreoPagitica) اثر جان ميلتون شاعر معروف انگليسي در قرن هفدهم.
8- افسانه هاي پريان،
اثر هانس کريستين اندرسن (Hans Christian Andersen)
9- ديوان حافظ،
اثر شمس الدين محمد حافظ شيرازي
10- The Element Book of Mystical Verse
Edited by Alan Jacobs
انتشارات Element
شعر عرفاني به زبان انگليسی
11- كتاب مقدس(عهد عتيق و عهد جديد)
ترجمه: انجمن كتاب مقدس.
چاپ دوم در ايران 1987 – از روي نسخه چاپ 1904
12- داستانهاي كوتاه تولستوي
13- هنر چيست،
اثر تولستوي
14- اخلاق ناصری،
تصحيح مجتبي مينوي
با همكاري ترجمه كامل متن به انگليسي اثر Wickens
گزيده اخلاق ناصري براي دبيرستانها چاپ شده است.
15- اوصاف الاشراف،
اثر خواجه نصير طوسي
كتابي است كوچك اثر خواجه نصير طوسي در بيان مراتب سير و سلوك در فرهنگ اسلامي كه بارها به طبع رسيده و از جمله يك نسخه نفيس از آن به خط عمادالكتاب سيفي قزويني طبع و انتشار يافته است. مقصود از اشراف در عنوان اين كتاب انسانهاي پاك و شريف است نه صرفاً انسانهاي اشرافی و ثروتمند و رجال سياسي و اجتماعي و خاندانهای صاحب ثروت و قدرت. اين کتاب در عين کوچکی همه مراتب سير و سلوک عارفان و صوفيان حقيقی را در چهار چوب فرهنگ اسلامی به اختصار بيان کرده است. اين کتاب از مهمترين کتابهای کوچک محسوب می شود. 16- افسانه هاي هزار و يك شب
17- سير و سلوك ِ ترسا،
Pilgrim's Progress
اثر جان بانيان
By John Bunyan
| ||
مقدمه
يكي از عوامل تامين بخشي از نياز هاي پروتئيني كشور ما بهره برداري مناسب از آبهاي داخلي وپرورش انواع آبزيان ( ماهي وميگو) است. آبهاي داخلي ايران كه شامل آبهاي شيرين وشور هستند در هر منطقه از كشور برحسب موقعيت جغرافيايي وآب وهواي آن قابليت پرورش نوع خاصي از ماهي وميگو را دارد.
امروز تكثير وپرورش ماهي منابع اقتصادي وغذايي مهمي را براي بسياري از مناطق جهان در حال توسعه در بر دارد وآمارهاي اخير جهاني مصرف وسيع ومتنوع ماهي را نشان مي دهند.
اما مردم كشورهاي در حال توسعه نسبت به كشورهاي توسعه يافته وابستگي كمتري به ماهي به عنوان بخشي از غذاي روزانه خود دارند
(9).
با توجه به شناخت عوامل مضر در توسعه پرورش ماهي در سيستمهاي مختلف براي كاهش ضايعات وپيشگيري از بيماريها، انجام مطالعات انگل شناسي ضرورت تمام دارد. انگلها ممكن است باعث كاهش رشد، مرگ ومير، تأ خير در بلوغ جنسي ويا عقيمي ماهي شده واغلب زمينه را براي بيماريهاي ميكروبي، ويروسي وخارجي فراهم مي سازند. در پاره اي موارد مرگ ومير شديد ماهيان در اثر انگها ديده شده است(9).
برانش ماهيان هم يكي از اندامهاي بسيار حساس در بدن ماهي محسوب شده وهر گونه تغييري كه در محيط آبي اطراف ماهي رخ دهد، بطور مستقيم ويا غير مستقيم برانش ها را تحت تاثير قرار مي دهند. اين ارگان بعنوان يك ارگان تغذيه كننده وتنفسي محسوب مي شود وبا توجه به حساسيت آن، انگلهاي مختلفي آن را مورد حمله قرار ميدهند.
مخير ( 1972، 1973 ، 1353 ، 1359 ، 1360 ، 1368 ) اسلامي ومخير ( 1971 ) به بررسي شدت موارد انگلي در ماهيان ايران پرداختند وتعداد قابل توجهي از آنها را گزارش نمودند.
بسياري از نماتودها، پرياختگان وتك ياختگان انگلي آبهاي شيرين ايران توسط شمسي (1375) ، معصوميان ومولناز ( 1994 ، 1996 ) معرفي شدند.
ازآنجايي كه پرورش ماهيان پرورشي بايد به صرفه باشد ماهيان پرورشي با تراكم بيشتر از محيط طبيعي در استخرهاي پرورشي نگهداري مي شوند همين مسئله سبب مي شود كه عوامل انگلي بتوانند سريعتر عمل كرده وآسيب بيشتري وارد كنند زيرا هم اينكه ميزبانان بيشتري در دسترس دارند وهم اينكه انتقال بيماري يا عامل انگلي از يك ماهي به ماهي ديگر سريعتر انجام مي شود ودر نتيجه عوارضي مانند عقيمي- ايجاد تخمهاي ناسالم - بيماريهاي پوستي-– آسيب برانش وخفگي و... از جمله عوارضي هستند كه اين عوامل انگلي وارد مي كنند.
همچنين اين عوامل ممكن است توسط آب يا انتقال ماهيان يا تخمهاي ناسالم از يك كارگاه به كارگاه ديگر انتقال يابند كه باعث شيوع وهمه گيري بيماريهاي در كارگاهها شوند. پس براي جلوگيري از اين صدمات جبران ناپذير بايد از طريق آزمايش آب وماهيان از وجود يا عدم وجود اين عوامل آگاهي يافت وبا شناخت وبررسي اين عوامل وكشف چگونگي پيشگيري ودرمان آنها با آنها مبارزه كرد(7).
كليات
1-دستگاه تنفسي ماهيان ( آبشش ها)
دستگاه تنفسي در ماهيان شامل آبشش ها مي باشد كه به صورت چهار صفحه با اندام آبششي در حفره هاي آبششي در طرفين سر قرار دارند وبه وسيله سرپوش آبششي پوشيده مي شود.
يك صفحه آبششي شامل سه قسمت است :
1-1-كمان آبششي
قسمت پايه كمان آبششي يا قوس آبششي است كه غضروفي بوده ودر سطح خارجي آن شعاعهاي آبششي ودر سطح داخلي آن خارهاي آبششي قراردارند ودر داخل آن رگهاي خوني وجود دارد (2).
1-2-رشته هاي آبششي
رشته هاي آبششي يا شعاعهاي برانشي داراي ديواره نازك ومويرگهاي خوني فراوان هستند. اين رشته ها در واقع سطح تنفسي ماهيان را تشكيل مي دهند وعمل تبادل بين خون ومحيط اطراف در اين محل انجام مي شود. جهت جريان خون در داخل مويرگهاي شعاعها روي هر كمان به صورت دو رديفي قرار دارند(2).
آبشش هاي ماهيان استخواني در يك دسته هالوبرانش وهالوبرانش از دو شاخه مجزا كه دوانتهاي آنها به هم متصل است تشكيل شده كه به هر كدام همي برانش گفته مي شود. هر همي برانش داراي يك كمان برانشي است كه از آن تعداد زيادي رشته هاي آبششي به صورت باريك وموازي خارج شده است كه اين رشته ها لاملاهاي اوليه ناميده مي شوند. انشعابات ديگري بطور موازي تحت عنوان لاملاهاي ثانويه بيرون زده است كه تبادلات گازي تنفس در اين قسمتها انجام مي شوند.
لاملاهاي ثانويه سالم فقط از يك لايه سلول پوشيده شده اند. سلولهاي پيلار نيز در بين سلولهاي مويرگي لاملاهاي ثانوي قرار گرفته اند كه نقش بسيار مهمي در حفاظت سلولها دارند. اين سلولها در حفاظت سلولهاي مويرگي وجلوگيري از اتساع شديد نقش دارند(9).
1-3- خارهاي آبششي
ضمائمي كه در قسمت داخلي كمان آبششي نام دارند. كه مانند صافي عمل مي كنند وذرات معلق آب را دريافت كرده وبه سمت مري ماهي هدايت مي كنند. اندازه اين خارها در ماهيان پلانكتون خوار بزرگ بوده وداراي رنگ سفيد هستندودر صيد به ماهي كمك مي كنند. تعداد اين خارها براي شناسايي ماهيان مهم است وتعدادآنها را روي اولين كمان برانشي شمارش مي كنند(2).
2-آّبششها محيط مناسبي جهت انگلها
سطح خارجي حفره آبششي ماهي جذابيت زيادي براي انگلها نداشته، اما سطح داخلي آن محل مناسبي براي هجوم انگلها است. اكثر انگلها فقط آسيبهاي سطحي ايجاد كرده اما سبب بروز عفونتهاي ثانويه مي شوند.
بهر حال از ميان اين انگلها سخت پوستان به دليل اندازه بزرگشان ممكن است بطور محكم خود را به اين منطقه مرتبط چسبانيده وباعث اختلال در فعاليت طبيعي تنفس ماهيان شوند. آبششها وسيعترين منطقه مرتبط با آب را در ماهيان تشكيل مي دهندوبه دليل وظيفه خطيرشان در تنفس ودفع مواد زائد وبالاخره حفظ تعادل اسمزي از ساختمان بسيار ظريفي برخوردار بوده واز طرف ديگر عضو اصلي براي ورود جريان آب بداخل بدن ماهيان آب شيرين هستند. سلولهاي اپي تليال بين آب وخون مرز ظريف را تشكيل مي دهند كه اندازه آن در ماهيان غير فعال وفعال متغير است.
بدليل اين مجاورت مستمر آبشش ومحيط آبي وساختار آبشش، آبشش ماهي قادر به واكنش دفاعي موثري عليه عوامل زيان آور خارجي نيست. بنابراين با كمترين صدمه به وسيله هر عامل غير طبيعي به شدت آسيب مي بيند( 7)
تعداد لازم انگلها براي ايجاد آسيب در ماهيان بطور قابل ملاحظه اي برحسب گونه ها واندازه ميزبان ووضعيت سلامتي آن تغيير مي كند. بسياري از گونه هاي انگلي حداقل اختصاصي هستند وفقط قادر به آلوده كردن تعداد محدودي از گونه هاي ميزبان مي باشند. نمونه هاي انفرادي گونه هاي انگلي ممكن است كه اثرات بسيار متغير برروي گونه هاي مختلف ميزبانان داشته باشند. بايد زيست شناسي انگلهاي ماهي در رابطه با اثرات زيان بار آنها برروي ماهي، كنترل آن ويا نحوه مصرف ماهي به وسيله انسان بيشتر وگسترده تر بررسي شود(10 ).
عوامي كه باعث ايجاد ضايعات در آبشش مي شوند عبارتند از :
1-عوامل انگلي
2-عوامل باكتريايي
3-فاكتور هاي فيزيكوشيميايي آب
4-تغذيه (7)
3-انگل شناسي
بطور كلي انگل جانوري است كه بخشي از دوره زندگي خود يا تمام آن را با استفاده از جانور ديگري كه ميزبان ناميده مي شوند مي گذراند. انگها ممكن است در هر بافتي از ميربان يافت شوند وبويژه در سطوح خارجي بدن نظير آبششها يا پوست بسيار متداول هستند(8).
در اكوسيستم هاي مصنوعي كه غالبا" فراواني ميزبان بالاست وتراكم انگلها بسيار بيشتر از شرايط طبيعي است، انگلهايي كه براي كامل كردن چرخه زيستي خود به ميزبان واسطه نياز ندارند( بسياري از تك ياخته گان پوست وآبشش ها، و سخت پوستان ومنوژنه آ) غالبيت مي يابند.
در محيط هاي طبيعي، انگل ها با ميزبان خود به نحوي سازگار مي گردند كه بقاي آنها را استمرار بخشيده و از طرف ديگر حيات ميزبان را به مخاطره نمي اندازد.
در چنين شرايطي، غالبيت با انگل هايي است كه داراي چرخه زندگي غير مستقيم با يك يا دو ميزبان واسطه هستند(7).
4-انتشار جغرافيايي انگلهاي ماهيان آب شيرين
همانطور كه انتشار ماهيان آب شيرين در يك ناحيه وحوزه هاي آبريز متفاوت است، مي تواند بعنوان شاخصي براي انتشار انگلها در نواحي مختلف باشد.
نتيجه مطالعات انجام شده برروي گونه هاي مختلف آبهاي شيرين در سه ناحيه بوم شناختي كشور نشان مي دهد كه انتشار جغرافيايي اين انگلها مانند ميزبان آنها است و(مولنار 1975، به نقل از 7).
استثناء در اين موارد، شامل ماهياني است كه از يك ناحيه بوم شناختي به ناحيه ديگر انتقال يافته اند ( بطور سهوي يا عمومي ). اين ماهيان در مناطق جديد، آلودگي با برخي انگلهاي خود را نشان مي دهند واما برخي از انگلها اختصاصي آنها به ظاهر قادر به بقاء در محيط جديد نبوده اند.
فون انگلي با موارد زير رابطه مستقيم دارد:
1-وسعت محيط زيست ميزبان
2-سن ميزبان
3-تغييرات فصلي
4-تغييرات اقليمي
5-رژيم غذايي ماهيان
6-مورفولوژي وفيزيولوژي
7-عوامل جغرافياي
8-مهاجرت ماهيان ميزبان
9-فراواني ماهيان
10-همزماني چرخه زيستي انگل وميزبان (7).
5 – تك ياخته هاي انگل آبشش ماهيان پرورشيپ
تعدادزيادي از گونه هاي مختلف تك ياخته ايهاي انگل ماهيان وجوددارند كه برخي از آنها سبب عدم رشد، كم خوني، ناهنجاريهاي فيزيكولوژي، آسيب به آبششها، خفگي وبرخي ديگر سبب تغييرات اساسي ومرگ مي شوند. همچنين ممكن است مسئول آلودگيهاي ثانويه باكتريایي، قارچي ويا ساير انگلها گردند(8).
1-5 جنس كريپتوبيا (Genus cryptobia lidy , 1846 )
جنس كريپتوبيا از شايع ترين تك ياخته هاي انگلي تاژكدار است. گونه هاي متعددي ازاين جنس باعث آلودگي وبروز بيماري كريپتوبيوزيس در ماهيان اقتصادي آب شيرين وشور دنيا مي شوند.
تعداد گونه هايي كه ماهيان را آلوده مي سازندبه 10 گونه مي رسد وگزارشات متعددي از آلودگي ماهيان آب شيرين كشور، به گونه اي اين جنس وجود دارد. انتشار اين انگل جهاني بوده وبرخي محققين تعدادگونه هاي شناسايي شده را تا 52 گونه ذكر كرده اند كه از ميان آنها 5 گونه انگل خارجي پوست وآبشش و40 گونه انگل خوني و7 گونه در لوله گوارش ماهيان زيست مي كنند.
بطور تقريب در اكثر نقاط كشور حضور اين انگل در خون ويا آبشش ماهي گزارش شده است.
روش تقسيم اين انگل بصورت تقسيم 2 تايي وانتقال آن به شكل مستقيم ( در مورد گونه هاي انگل خارجي ) وغير مستقيم ( در مورد انگلهاي خوني ) به وسيله زالو است. برخي از اينهاتوانايي بيماري زايي قوي وبرخي توانايي ضعيف براي ايجاد بيماري دارند(7).
اين انگل داراي بدني دراز (بيضوي يا نواري شكل )وداراي 2 تاژك است كه هر 2 از انتهاي قدامي انگل منشاء مي گيرند. كينتو پلاست بيضوي به طور كامل برجسته ودر مجاورت هسته در انتهاي قدامي انگل قرار دارد. گونه كريپتوبيا برانشياليس اين خانواده انگل مربوط به پوست وآبشش است (7).
انتشار جغرافيايي
انتشار اين انگل جهاني بوده واغلب ماهيان آب شيرين به گونه هايي از اين جنس آلوده مي شوند. ماهيان كپور معمولي ، كاراس وگربه ماهي آسيايي حساسيت زيادي به انگل دارند.
انتشار جغرافيايي اين انگل به انتشار ميزبانان آنها از يك طرف وانتشار ميزبانان واسطه آنها ( در مورد انگهاي خوني ) بستگي دارد(7).
كريپتوبيابرانشياليس آز آبشش ماهيان آلوده مانند كپور معمولي جداشده ودر ميان آب در انتظار ميزبان ديگري قرار مي گيرد ودر صورتي كه از طريق آب وارد دهان ويا آبشش ماهي مناسب ديگري شود برروي آبشش ميزبان جديد جايگزين مي شود. طول مدت زيست انگل در آب زياد نيست به اين علت تراكم بالاي ماهيان كه شانس ملاقات انگل وميزبان جديد را فراهم مي آورد باعث گسترش سريع انگل مي شود(7).
علائم بيماري وبيماري زايي (كريپتوبيوزيس ):
بچه ماهيان آلوده به گونه هاي مختلف اين جنس كمي سياهتر از معمول وبي اشتها بوده وتمايل به شنا در سطح آب وكناره هاي استخررا دارند(8).
در عفونت به وسيله كريپتوبيابرانشياليس آبششها به رنگ قرمز، اما حالت غير طبيعي داشته وموكوس فراوان در آبشش وپوست تجمع مي يابد. ماهيان بزرگترمقاومت بيشتري دارند.
انگل زماني كه به وسيله تاژك خود به آبشش ماهي مي چسبد، به داخل اپي تليوم لاملاها نفوذ مي كند. در صورت هجوم شديد انگل ووجود ديگر شرايط مطلوب تخريب اپي تليوم در ماهيان حساسيت ايجاد شده وسپس به دلايل نقص اساسي در سيستم تنظيم اسمزي مرگ ماهي به سرعت فرا مي رسد(7).
پيشگيري ودرمان :
روش اختصاصي پيشگيري از بروز كريپتوبيوزيس ناشي از كريپتوبيابرانشياليس، استفاده از سولفات مس، سولفات آهن 2 به 5 هفته يكبار، در فصولي كه شانس بروز بيماري افزايش مي يابد است. تركيب فوق بايد به صورت افشانه در سطح استخر پخش شود. غلظت اين داروها نبايد به بيش از 7ppm در استخر برسد. اين محلول عليه ساير تك ياخته گان خارجي نيز موثر است (7).
5-2 جنس تريكودينا (Genus trichodina Ehrenberg , 1838 )
اين انگل متعلق به مژكداران است وبطورعمده انگل خارجي پوست وآبشش ماهيان بوده وقادر به ايجاد عفونت در ماهيان آب شيرين وشور است. در برخي شرايط مانند تراكم زياد ماهيان وساير عوامل مثل استرس زايي محيطي باعث مرگ ميزبان خود مي شوند(7).
تريكودينا نعلبكي شكل است ودندانه هاي فوقاني تيزي دارد كه در زمان تغذيه به سطح پوست يا آبشش هاي ماهيان آسيب مي رسانند(8).
اين انگل مژه هايي در نزديك دهان دارد كه اغلب مارپيچي هستند وبه صورت دايره كامل (360 درجه )، در برخي گونه ها كمي كمتر از يك دايره كامل (330 درجه ) ودر برخي گونه ها بيش از يك دايره كامل (540 درجه ) امتداد مي يابند(7).
اگر انگل تريكودينا به بافت آبشش آسيب برساند در بين رشته هاي آبششي به واسطه از بين رفتن ديواره مويرگها لخته هاي خوني ديده مي شوند كه در اين نواحي انگلها به راحتي مشاهده مي گردند(7).
زيست شناسي
گونه هاي مختلف جنس تريكودينا درروي بدن جانوران آبزي از اسفنجها تا لارو دوزيستان زيست مي كند ولي ماهيان عمده ترين ميزبان آنها هستند.
اعضاي اين جنس ميزبانان متفاوتي دارند. برخي گونه ها مانند كریبیتیس برروي بدن ماهي رفته گر زيست كرده، گونه پرووازكي در پوست وآبشش ماهي كلمه زيست مي كند، گونه آكوتا كه بطور طبيعي انگل ماهيان آّب شيرين مانند كپور ماهيان، سوف ماهيان مي باشد، ممكن است برخي سخت پوستان مانند دياپتوموس را آلوده كنند. Lom(1992) در چرخه زندگي اين انگل كيست تشكيل نشده وانتقال به وسيله شناي مژه دار از يك ميزبان به ميزبان ديگر انجام مي گيرد. اين گروه انگلها قادرند ساعتها ويا روزها بدون ميزبان بصورت آزدانه زيست كنند(7).
بيماريزايي
تريكوديناها انگل خارجي در سطح بدن، آبششها، محوطه آبششي يا درون بيني ماهيان يا اينكه برخي از آنها در ديواره داخلي مجاري ادراري زيست مي كنند. را ه انتقال گروه اخير به خوبي روشن نيست ، اما به نظر مي رسد به وسيله ادرار به آب انتقال مي يابند ولي نحوه انتقال به ساير ماهيان مشخص نيست .
زماني كه يك تريكودينا به اپي تليوم ميزبان مي چسبد سطح سلول به طرف بخش مكنده انگل كشيده مي شود. در ماهيان تحت استرس وضعيف شده، لاروهاويا بچه ماهيان كه قدرت دفاعي پوست وآبشش آنها كافي نيست، اين انگل به راحتي تكثير يافته وبخش عظيمي از پوست وآبشش را مي پوشاند وتحريك مستمر آنها وتخريب سلولي وبالاخره نقص در تعادل اسمزي موجب مرگ ميزبان مي شود. حتي در برخي شرايط اين انگها به داخل بافتهاي پوست ويا آبششها نفوذ مي كند.
بنابراين، هر گونه كاهش در مقاومت ماهيان به ويژه تحمل انواع استرس ها به آنها، باعث تكثير سريع تريكوديناها مي شود. در مناطق معتدل شيوع تريكوديناها فصلي است. در اواخر زمستان واوايل بهار توده اين انگلها به دليل استرس ناشي از زمستان گذراني افزايش مي يابد. تعادل ميزبان وانگل وابسته به درجه حرارت محيط است. مثلا در صورت افزايش سريع درجه حرات، كپور معمولي انگل تريكوديناپديكولوس را از دست خواهد(6).
پيش گيري ودرمان
اين انگل به شوري محيط حساس است، در شوري بالاتر از 300 ميلي گرم كلر در ليتر ديده نمي شود. يكي از راههاي درمان بيماري حاصل از اين انگل استفاده از 250 ميلي گرم كلر است كه در ظرف 4تا6 روز محيط از اين انگل پاكيزه مي شود(1).
5-3 جنس ايكتيوفتيريوس
(Genus Ichthyophthirius , fouquet 1870 )
اين انگل متعلق به شاخه مژكداران بوده تنها يك گونه بنام مولتي فيلي ايس دارد كه خطرناكترين انگل خارجي ماهيان آب شيرين بشمار مي آيد(7). ايكتيوفتيريوس عامل مسبب بيماري لكه سفيد يا ايك است (8).
انگل بالغ ايكتيوفيتريوس معمولا ماهي را ترك مي كند، اين انگل قهوه اي رنگ وپوشيده از مو است. اين انگل هسته نعل اسبي شكل بسيار مشخصي است ومعمولا آهسته حركت مي كند. وگاهي غير متحرك به نظر مي رسد.
اين انگل پس از ترك ماهي به كف استخر سقوط مي كند ودر همين حال كيسه دار مي شود پس از مدتي، حدود500 انگل كوچك گلابي شكل عفونت زا يا توميت از داخل كيست آزاد مي شود. چنانچه اين مرحله از انگل با ماهي تماس يابد به آن هجوم مي برد. اين انگها به پوست نفوذ كرده ووارد مرحله بعد، مرحله بلوغ مي شوند(8).
ترونت مرحله عفونت زايي انگل است كه به صورت آزاد زيست كرده وآماده تهاجم به ميزبان خود است ودر صورت عدم ملاقات با ميزبان خود در عرض مدت كوتاهي مي ميرد.
عامل مهم تعيين كننده اين مدت درجه حرارت آب است اما از 4 روز تجاوز نمي كند. ترونت ها به سطح لايه اپي تليوم پوست ويا آبشش ماهي مي چسبند ودر عرض 5 دقيقه به لايه بازال پوست نفوذ مي كنند. موكوسيت هاي مترشحه كه در انتهاي ناحيه سري ترونت تجمع يافته اند در چسبيدن آن به ماهي نقش مهمي را ايفاء مي كنند. در عفونت هاي سنگين چشم، زبان ومحوطه دهاني نيز مورد حمله انگل واقع مي شوند.
برخي محققين معتقدند كه ترونت به وسيله مژه هايش به سلول ميزبان مي چسبد وموادترشحي در اين مورد دخالت ندارد. نفوذ انگل توسط آنزيم هيلورونيداز تسهيل مي شوند. ماهيان مولددر حال تخم ريزي نسبت به اين انگل حساس تر از ساير ماهيان بوده كه علت آن استرس هاي تحميل شده به ماهي ماده در اثر فعاليت هاي توليدمثلي است (7).
ماهياني كه در دوره هاي قبلي به وسيله انگل آلوده شده باشند از توانايي مقاومت نسبت به هجوم بعدي ايك برخواردارند ونسبت به عفونت مجدد مصونيت دارند. بنابراين ماهيان جوان حساس تر از ماهيان بالغ هستند. حساسترين اندام ماهي به اين انگل آبششها هستند كه در حالت آلودگي شديد مرگ فرا مي رسد. به احتمال زياد يكي از دلايل آن عبور بيشتر آب از ميان فيلامان ولاملاي ماهی است که شانس ملاقات ترونت را با آبشش زیاد می کند.
بعلاوه آبشش قادر به ترشح موکوس به عنوان یک سد دفاعی مانند پوست نیست(8).
ایک به طور اساسی انگل کپور معمولی است . بنابراین، دوره طولانی ارتباط متقابل انگل وماهی کپور منجر به تولید کپورهای جدیدی شده که از نظر ژنتیکی دارای یک مقاومت نسبی نسبت به انگل هستند. برخی محققین در طی تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که ماهیان هیبرید از یک مقاومت نسبی نسبت به این انگل برخوردارند، مقاومتی که علت آن به خوبی مشخص نیست(7).
لوم (1992) سیکل زندگی انگل ایکتیوفیتریوس در بالاتر از 35 درجه سانتیگراد وکمتر از 3-2درجه سانتیگراد قطع می شود(7).
بیماری زایی
بیقراری اولین علامت هجوم انگل به ماهی میزبان در 3 روز پس از آغاز عفونت در 22 درجه سانتیگراد است. برخی ماهیان آلوده، به سطح آب آمده وپرش می کنند. 4 تا7 روز پس از آغاز عفونت عروق سطحی پوست پاره شده ولکه های سفید واجد تروفونتهای بزرگ، در تمام سطح بدن ظاهر می شوند. در طی روزهای 12 تا 14 ماهی به آرامی شنا کرده وباله ها شروع به ساییدگی می کنند سپس موکوس ضخیمی سطح پوست را فرا گرفته وآسیبهای پوستی نمودار می گردند(7).
علائم بیماری
معمول ترین علائم بیماری وجود لکه های سفید در سطح بدن ماهی بیمار است (10 ). در ابتدای عفونت، ماهیان با سرعت بیش از حد معمول شنا کرده وخود را به سطوح ودیواره های استخر می مالند. با گسترش بیماری ماهیان به سطح آب آمده وبه طور عادی شنا می کنند ودرپایان این رله اشتهایشان قطع ی شود.
در عفونت های شدید ساییدگی سطحی به زخم تبدیل شده ومحلی برای هجوم باکتریها وقارچها می شود(کاباتا 1985 وبایر1996، به نقل از 7).
میزان ضایعات بافتی نیز با توجه به شدت بیماری متفاوت است . این تفاوت به عواملی مانند استرس تحمیل شده به میزبان وضعیت تغذیه آن بستگی دارد. اما تعداد انگل وشدت بیماری عمده ترین عامل در میزان تغیيرات بافتی است (7).

درمان ماهیان یا ایمن سازی
این بیماری به ویژه در دمای بالای 17 درجه سانتیگراد متداول است (8).
دو روش برای درمان وجود دارد :
الف )روش فیزیکی
مثل جابجا کردن ماهیان آلوده در محیط های مختلف (در مورد ماهیان آکواریومی )، افزایش سرعت آب (در مورد قزل آلا)،گذراندن آب از دستگاه ماوراء بنفش ( در سیستم های مدار بسته)
ب ) روش شیمیایی
مثل اجرای حمامهای درمانی: طول مدت درمان متفاوت ودیگری تغذیه ماهیان با غذای دارودار انجام می گیرد(7).
یکی از مواردی که علیه ایک با اثرات فراوان کاربرد دارد نمک طعام (Nacl) است. ارزانی وسهل الوصول بودن استفاده از آن را گسترش داده است(7).
درمان با فرمالین با ترجیحا" مخلوط فرمالین ومالاشیت گرین انجام می گیرد. البته استفاده از این مواد به علت خطرناک بودن آنها برای سلامت انسان باید با احتیاط کامل انجام شود(8)0
5-4 جنس شیلودونلا یا چیلودونلا (Genus Chilodonella strand , 1929)
این انگل متعلق به رده مژکداران می باشد.
از این جنس دوگونه پیسی کولا وهگزاسیتکا برای ماهیان آب شیرین اهمیت دارند. گونه شیلودونلا هگزاسیتکا از انتشار کمتری نسبت به گونه قبلی برخودارند. این انگل تمایل بیشتری به ماهیان بزرگتر دارد. در گونه شیلودونلاپیس کولا تعدادی از آنها کیسه دار شده وبرای مدت مدیدی زنده باقی می مانند. اینگونه تماس بیشتری با بچه ماهیان دارد(7).
بطور عمده شیلودونلا در آبهای سرد فعال است به همین دلیل در درجه حرارتی که ماهیان تحت یک استرس حرارتی هستند، ضایعات وتلفات ناشی از این بیماری اهمیت اقتصادی دارد(5).
این انگل دارای میزبانان مختلفی بوده وکپور ماهیان عمده ترین میزبانان آنها هستند(7).
بیماری زایی
پوست وآبشش ماهیان مورد هجوم این انگل واقع می شوند. تحت شرایط مناسب محیطی، تراکم زیاد، محیط استرس زا به ویژه تحمل استرس به ماهیان در طول زمستان، شیلودونلا به سرعت تکثیر کرده وسطح اعظم بدن وآب ماهی را می پوشاند. این انگل باکاهش سطح تنفسی ماهی آلوده وتخریب کامل لاملاهاوفیلامان منجر به مرگ میزبان می شود.
در آلودگیهای شدید شیلودونلا باعث تحریک پوست وافزایش موکوس شده ولایه لزج در نقاطی از بدن نمای خاکستری رنگ به پوست می دهد ولایه ای از موکوس به همراه خرده های سلولی از پوست جدا می شود. ماهیان بیمار علائم خفگی وعدم تعادل ولاغری را نشان می دهند وحالت کدورت چشم وساییدگی پوست را نمایان می سازند(7).
این انگل ایجاد بیماری شیلودونلوزیس می کند. تشخیص ای بیماری برپایه علائم بالینی ماهیان بیمار ونمونه برداری مرطوب از موکوس وآبشش ماهیان انجام می گیرد. با درشت نمایی 40 انگل شیلودونلا به شکل بیضی بوده وبا ردیفهای مژه های شکمی بخوبی ازسایر تک یاختگان پوست وآبشش جدا می کند(7).
کنترل وپیشگیری
شرایط مطلوب محیطی، مدیریت صحیح پرورشی، غذای مناسب وکافی وجلوگیری در تراکم زیاد ماهیان از بروز همه گیریهای سنگین به شدت می کاهد. کیفیت آب در اینجا اهمیت زیادی دارد. آب با مقدار کم مواد آلی شرایط را برای رشد وتکامل انگل کم می کند. داروها مواد شیمیایی که برای درمان این بیماری به کار می روند مشابه ایکتیوفیتریازیس است. اما برخی مواد شیمیای به طور اختصاصی برای درمان این بیماری بکار می روند. سولفات مس، آهک ، برخی سولفات نامیدها وتتراسیکلین از انواع این داروها هستند.
آهک پاشی استخر به میزان 5/2 تن درهکتار در پیشگیری از بروز این بیماری توسط این انگل موثر است (7).
5-5 جنس ایکتیوبودو(کاستیا) ( Genus Ichthyobodo Printo , 1928 )
این انگل جزء تاژکداران است. در چرخه زندگی این موجود دومرحله انگلی وغیر انگلی وجود دارد که در مرحله غیر انگلی آن دارای شنای آزاد بوده وتغذیه نمی کند(7).
ایکتیوبودو تک یاخته گلابی شکل بسیار کوچکی است که به وسیله موهای جارو مانندی بنام تاژک حرکت می کند. کاسیتا اغلب در سطح آبشش ها وپوست یافت می شود و دریچه ماهی نورس بیشترین اهمیت را دارد. این انگل در زیر میکروسکوپ تقریبا به اندازه سلولهای پوست ماهی است ولی به خاطر حرکاتش از سلولهای پوست قابل تشخیص است (8).
دامنه میزبانی
دربین ماهیان سردآبی، یا در آبهای سرد همه گیری به کاستیازیس بسیار فراوان است(1).
ایکتیوبودو دارای دامنه میزبانی بسیار وسیعی است. تلفات در بین بچه ماهیان بین 43 تا 70 درصد متغیر است. استرس ناشی از انتقال بخصوص در بچه ماهیانی که از محیط باز وارد مخزنهای داخل سالن می شوند در افزایش شدت ابتلا موثر است. به نظر می رسد ماهیان تکثیر یافته بعد از یک عفونت به یك ایمنی اکتسابی دست می یابند. بطور کلی شدت ابتلاء ماهیان در آبهای ساکن نسبت به آبهای جاری بیشتر است(7).
اين انگل در آبهاي بالاتر از 25 درجه سانتی گراد مشاهده نمي شود وبچه ماهيان وماهيان جوان بخصوص در دوران زمستان گذراني به اين انگل حساستر مي باشد(1).
تكثير اين انگل در درجات 10 تا 25 درجه سانتي گراد به سرعت وحتي در ظرف يك ساعت صورت مي گيرد ودر حرارت زير 10 درجه سانتي گراد به صورت كيستي در مي آيند(1).
بيماري زايي
با افزايش يافتن اين انگل در آبشش ها وايجاد بيماري كاستیازيس آبشش ها متورم شده وترشحات موكوسي افزايش مي يابد. در اين حالت برخي ماهيان قادر به حفظ موقعيت خود در آب نبوده ونمي توانند به سطح آب بيايند ودر صورت شدت عفونت در آبششها هيپرپلازي شديد لامل هاي ثانويه وچسبيدن آنها به يكديگر بطور كامل آشكار مي شود. تزايد سلولهاي اپيتلیال وسلولهاي موكوسي باعث انسداد گردش خون ودر نهايت مرگ ماهيان مي شود(7).
درمان
حمام فرمالين، استفاده از مالاپشت گرين وخشك كردن وآهك پاشي استخرها پس از بهره برداري راههاي مبارزه ودرمان بيماري كاستیازيس هستند(7).
6-ترماتودهاي تك ميزبانه انگل آبشش ماهيان پرورشي
6-1جنس داكتيلوژيروس (Genus dactylogyrus , d. iesing , 1850 )
اين انگل متعلق به زير رده منوژن آ از شاخه كرمهاي پهن است كه كرمي شكل بوده وداراي 7 جفت قلابك حاشيه اي، 7جفت قلاب مياني و2-1 جفت رابط مياني در ديسك چسبنده خود است وبه راحتي به وسيله وجود دو جفت رنگدانه سياه حساس به نور در انتهاي قدامي ونيز غدد ويتلين موجود در محوطه بطني از ساير جنس ها تفريق مي شود. گونه هاي مختلف اين جنس به وسيله شكل واندازه اندام جفتگيري ونيز اندازه قلاب مياني وقلابكهاي حاشيه اي از يكديگر متمايز مي شوند(7).
دامنه ميزباني
گونه هاي جنس داكتيلوژيروس كه انگل آبشش ماهيان هستند به انتخاب ميزبان خود بطور اختصاصي عمل مي كند. گونه هاي مهم جنس داكتيلوژيروس در ماهي كپور معمولي عبارتند از:
– داكتيلوژيروس اكستنسوس
– داكتيلوژيروس آنكوراتوس
– داكتيلوژيروس ساهوانزيس
–داكتيلوژيروس واستاتور
–گونه مهم جنس داكتيلوژيروس در ماهي آمور عبارت است از :
–داكتيلوژيروس لاملاتوس
گونه هاي جنس داكتيلوژيروس در ماهي فيتوفاگ وبيگ هد عبارتند از :
-داكتيلوژيروس نوبيليس، داكتيلوژيروس ايهرانزيس، داكتيلوژيروس آريستيك در آبشش ماهي سرگنده
-داكتيلوژيروس هيپوفتالميك در آبشش ماهي كپور نقره اي (7).
بيماري زايي
داكتيلوژيروسها با ايجاد آسيب های وارده، فعاليت آبشش را مختل كرده ودر نتيجه عمل جذب اكسيژن بخوبي انجام نمي گيرد كه ممكن است سبب مرگ ماهي شود(1).
پيشگيري
خشك كردن استخرها پس از صيد ماهيان در آخر هر دوره وضد عفوني بستر توسط آهك وجلوگيري از ورود آلودگي به مزرعه پرورش ماهي از راههاي پيشگيري هستند(7).
درمان
جلالي (1377 )درمان اين انگل را توسط فرمالين، مالاپشت گرين وحمام نمك طعام توصيه مي كند.
شوري 1500 ميليگرم كلر در ليتر هيچگونه اثر سوئي برروي انگل داكتيلوژيروس نداشته وشوروي بيش از 2000 ميليگرم در ليتر باعث نابودي كليه انگلهاي داكتيلوژيروس مي شود. حرارت حدود 12 و37 درجه سانتيگراد براي انگل بحراني بوده وپس از 48 ساعت مقاومت انگل نابود مي شود.
استعمال مستقيم تتراآمين سوپرسولفات به غلظت 1/0 تا 2/0 ميليگرم در ليتر به مدت 3 تا 4 بار به فاصله 48 ساعت در استخرهاي آلوده براي درمان موثر است (7).
6-2 جنس ژيروداكتيلوس ( Genus Gyrodactylus Nordman , 1932 )
ژيروداكتيلوس از مهمترين انگلها از گروه انگلهاي تك ميزباني (مونوژن ) است كه حدود 5/0 ميليمتر طول دارد وبه رنگ مايل به سفيد است. اين انگل به ندرت با چشم غير مسلح ديده مي شود وبطور معمول در پوست وبندرت در آبشش وچشم ماهيان حضور مي يابد(8).
اين جنس بطور مشخص از ساير جنسهاي موژنه آ به واسطه بدن شفاف (بعلت عدم وجود غده وتيلين ) وقرار گرفتن جنين در شكم آنها كه موقعيت مياني دارد، متفاوت است. انگلهاي متعلق به اين جنس همچنين فاقد لكه سياه ( تحت عنوان چشم ) بوده وصفحه چسبيده آنها داراي 16 قلابك حاشيه اي ويك جفت قلاب مياني كه به وسيله دو رابط ميله اي به هم وصل شده هستند. تشخيص دقيق گونه هاي اين جنس به وسيله قلابكها وقلابها امكان پذير است (پاولووسكي 1964 به نقل از 7).
بدن اين گونه مستطيلي واز سطح پشتي شكمي مسطح مي باشد. قسمت قدامي بدن خيلي باريك است و2 شاخه اي داراي يك سري غده شده كه دهانه آنها به سمت خارج باز شده ودهان در قسمت قدامي قرار دارد وداراي يك حلق قوي مي باشد(10).
ژيروداكتيلوس ها با حركات انقباضي سريعي كه از خود نشان مي دهند به كمك ذره بين دستي يا عدسي با درشت نمايي كم به آساني قابل تشخيص مي باشند(10).
بيماري زايي
اين انگل در ماهيان آب شيرين وشور مشاهده مي گردد. ژيروداكتيلوس زنده زا است لذا قادر است بسرعت در سطح بدن ماهي تكثير نموده وآن را بپوشاند. اگر شدت آلودگي به ژيروداكتيلوس در برانش بالا باشد ضايعات شديدي مثل افزايش موكوس، هيپرپلازي وخونريزي در برانش را ايجاد مي كند(7).
درمان
استفاده از ضد كرمها براي مبارزه با اين انگل ودرمان ماهيان بيمار با موفقيت بكار رفته است (7).
انگل ژيروداكتيلوس در مزارع پرورشي به سهولت توسط فرمالين كنترل مي شود(8).
7-ترما تودهاي دو يا چند ميزبانه انگل آبشش ماهيان پرورشي
ترماتودهاي دو يا چند ميزبانه (ديژنه ها) داراي دوره زندگي چند مرحله وپيچيده اي مي باشند. آنها به طريقه جنسي وغير جنسي متفاوت توليد مثل مي كنند ميزبانان خود را براي رشد ونمو تغيير مي دهند تا به شكل بالغ در ميزبانان اصلي درآيند. ميزبانان واسطه ممكن است ماهي، پرنده ، يا پستانداران باشند. ترماتودهاي بالغ در روده، كيسه صفرا يا درلوله هاي اداري، عدسي چشم يا به ندرت در ساير اعضا ديده مي شوند(1).
انگلهاي ديژن به دو صورت ماهيان را آلوده مي كنند :
1-آلودگي ماهيان به اشكال بالغ كه در اين صورت انگل در دستگاه گوارش ماهي به بلوغ مي رسد.
2-آلودگي ماهيان به اشكال لاروي انگلهاي ديژن اعم از حالتهاي كيستيك ويا غير كيستيك است كه اندامهاي مختلف بدن ماهيان را آلوده مي سازد(7).
مراحل لاروي در ترماتودهاي ديژن سركر ومتاسركر است. سركرها در ماهيان يا به مرحله بلوغ مي رسند ويا بصورت كيست ويا آزاد به شكل متاسركر در بدن ماهيان زيست مي كنند. سركرها مي توانند از طريق پوست، چشم، آبشش وارد بدن ماهي شوند ويا اينكه به وسيله ماهي بلعيده شوند(7).
بيماري زايي
گونه هايي از اين جنس موجب آسيب آبشش ونقص در تنفس ماهيان مي شوند. تخم اين انگل و كرمهاي بالغ مي تواند سبب انسداد عروق شود. تلفات ماهيان آزاددر اثر تخريب آبششها ناشي از محبوس شدن تخم اين انگل در عروق خوني وخروج آنها از عروق آبششها است. ايجاد بيماري با متاسركرها در ماهيان به عامل اندام عفوني وتعداد انگل بستگي دارد.
بعضي اندامها مانند معز وطناب عصبي كه به عفونتهاي انگلي حساس هستند، حتي با تعدادكمي متاسركر عوارض خاصي را نشان نداده وكاهشي در توانايي زيستي ماهي بوجو نمي آورند. عفونتهاي سنگين كه با سرعت زيادي گسترش بيابد باعث تلفات بين ماهيان مي شود(7).
پيشگيري
بهترين روش پيشگيري از عفونت ديژنه آ در ماهيان خذف حلزونها كه به عنوان ميزبان واسطه عمل مي كنند است. چنين عملي به وسيله مواد شيمياي ضد حلزونها، اصلاح شرايط محيطي وبالاخره استفاده از ماهيان حلزون خوار در سيستم پرورشي عملي است (7).
روش ديگر استفاده از ماهيان صدف خوار در استخرها است مثلا استفاده از كپور سياه در پرورش چند گونه اي ماهي گرم آبي مي تواند در ريشه كني حلزونها بسيار موثر باشد(1).
خشك كردن استخرها وآهك پاشي قبل از كشت ماهي مي تواند موجب جلوگيري از آلودگي مجدد واز بين رفتن قسمت عمده اي از ميزبانهاي واسطه اول شود(1).
8-سخت پوستان انگل آبشش ماهيان پرورشي
«جنس لرنه آ Genus Lernaea , 1758 »
گونه هاي مختلف جنس لرنه آ هم اكنون جزء خطرناكترين نوع انگل ماهيان پرورشي آب شيرين وجهان بوده وبا گسترش پرورش ماهي به صورت متراكم اهميت آن محسوستر مي شود(7).
در جنس لرنه آ نرها زندگي انگلي ندارند وفقط به صورت آزاد زندگي مي كنند وزندگي آنگلي فقط در ماده ها پس از طي مراحل آزاد ديده مي شود(10).
بدن ماده ها بالغ طويل وكم وبيش استوانه اي وكروي شكل هستند(7).
لرنه آ در مرحله انگلي به پوست ماهي نفوذ مي كنند، محل نفوذ سطح شكمي است، در آنجا اندام لنگر مانند انگل رشد مي كند وبه آساني ديده مي شود(8).
وقتي لرنه آ بالغ شد به موجودي چرمي وكرم مانندتبديل مي شود كه به وسيله سر لنگر مانند خود تا عمق چند ميليمتري درون ماهيچه هاي ماهي نفوذ كرده وبه آن متصل مي شود. تخمهاي انگل درون آب رها مي شوند وبراي رسيدن به بلوغ چندين مرحله پشت سر گذارند. ماده هاي جوان در مرحله شناي آزاد توسط نرها بارور شده واز اين پس زندگي انگلي را آغاز مي كنند(8).
انتشار جغرافيايي
ماهيان آب شيرين در تمام طول سال مخصوصا" ماههاي گرم با اين انگل مواجه هستند. چون از لحاظ بوم شناختي چرخه زندگي انگل در درجه حرارتهاي بالا كامل مي شوند. بنابراين گسترش بيماري در مناطق معتدل فقط در طول تا بستان رخ مي دهد. اما در مناطق معتدل گرم در تمام طول سال امكان همه گيري به صورت خطرناك وجود دارد(7).
انتقال
انتقال بيماري در جمعيت ماهيان يك استخر، مي تواند به روش افقي از ماهيان آلوده به ماهيان سالم از طريق زاد وولد انگل هاي بالغ انجام گيرد. انتقال مراحل آزاد انگل اعم از مرحله نائوپيلي وكوپه پودي بوسيله آب وارد استخر هاي پرورش ماهي تحت سيستم متراكم شده ودر شرايط بوم شناختي مناسب براي تكامل انگل از قبيل وجود ماهيان ميزبان، درجه حرارت مطلوب آب، PH،ميزان نمك آّ ب، بيماري حالت همه گير مي يابد(7).
درمان
در منابع مختلف پرمنگنات پتاسيم به عنوان داوري انتخابي براي نابودي انگل توصيه شده است در آزمايشات انجام شده روي ماهي كپور نقره اي پرمنگنات پتاسيم اثرات ضايت بخشي در كنترل بيماري نشان داده است (7).
جايگاه تغذيه در صنعت آبزي پروري
تغذيه در آبزيان پرورشي از اهميت وجايگاه خاصي برخوردار است. اهميت تغذيه از تغذيه صحيح مولدين ماهي وميگو شروع وتا زمان بازاري شدن وصيد آنان از مزارع آبزيان پرورشي ادامه پيدا مي كند .تغذيه ركن اصلي در صنعت آبزي پروري مي باشد .
بيشترين هزينه را در مزارع آبزيان پرورشي هزينه غذا به خود اختصاص مي دهد .تغذيه تاثير مستقيم بر رشد و كيفيت لاشه آبزيان پرورشي دارد. تغذيه مناسب آبزيان پرورشي را در برابر بيماريها مقاوم مي سازد تغذيه تاثير بسيار زيادي بر اقتصاد آبزي پروري دارد .
نبود تغذيه مناسب و عدم مديريت صحيح تغذيه در مزارع باعث ضررو زيان جدي مزارع پرورش آبزيان مي شود . با توجه به اهميت تغذيه در صنعت آبزي پروري جا دارد بهاي لازم به اين بخش مهم ازآبزي پروري داده شود .
قبل از راه اندازي وبهره برداري از سايت هاي مختلف آبزي پروري وتوسعه صنعت آبزي پروري بايد با تشكيلات قوي ومنسجم وداراي نيروهاي متخصص زمينه مناسب را براي مطالعه وبررسي تغذيه آبزيان پرورشي فراهم نمود و شرائط را براي توليد خوراك با كيفيت ومناسب براي آبزيان پرورشي آماده ساخت نبود تشكيلات منسجم و قوي در امر تغذيه آبزيان پرورشي به صنعت آبزي پروري خسارات بسيار سنگيني وارد خواهد نمود .
تشكيلات موجود در زمينه تغذيه آبزيان پرورشي تناسبي با صنعت آبزي پروري وتوسعه اين صنعت ندارد . قبل از بوجود آمدن مشكلات بر سر راه آبزي پروري بايد بفكر قوي و كارآمد نمودن تشكيلات موجود در امر تغذيه بود . عدم توجه به تغذيه آبزيان پرورشي صنعت آبزي پروري را با مشكل روبرو خواهد ساخت .
تغذيه آبزيان پرورشي در كشورهاي پيشرفته رشد زيادي كرده است در حا لي كه ما هنوز در ابتداي راه هستيم . ما متناسب با توسعه صنعت آبزي پروري نيازمند مطالعات جدي در زمينه تغذيه گونه هاي مختلف آبزيان پرورشي در سنين مختلف هستيم . بها دادن وسرمايه گذاري در امر تغذيه آبزيان پرورشي برابر است با بها دادن و سرمايه گذاري در صنعت آبزي پروري .
سرپايان و خصوصيات آنها با تکيه بر اختاپوس ها
مقدمه:
رده بندی سرپايان
سرپايان گروه بسيار پيشرفته ای از بی مهرگان و از دسته نرم تنان می باشند که به 4 گروه تقسيم می شوند:
الف)کاتل فيش ها يا ماهی مرکب که گونه Sepia (ده بازو) هم از اين دسته است
ب) اسکوئيد يا لوليگو
ج)هشت پا يا اختاپوس
د)نوتيلوس(Nautilus)
کلياتی راجع به ساختار بدنی و بيولوژی سرپايان :
رده سرپايان دارای بازو در اطراف سر خود هستند که اين بازوها برای شنا، خزيدن و چسبيدن به سنگ و بدست آوردن طعمه بکار می رود و از آنجا که اين بازوها به دهان آنها می رسد به آنها، سرپايان گويند و دهان در وسط اين بازوها قرار دارد. در برخی از اين گونه ها روی بازوها، کلاهک های مکنده وجود دارد. سرپايان تماما دريازی اند.
در بالای راست روده دارای کيسه مرکب هستند که در نزديک مخرج باز شده و هنگام خطر با انقباض از آن جوهری خارج کرده که محيط را تيره و تار کرده و می تواند از دشمن خود فرار کنند. در برخی مثل گونه اسکوئيد و حتی اختاپوس، سلولهای رنگين ستاره ای شکل وجود دارد که اين سلولها تحت تاثير هورمون های جنسی يا انعکاس های عصبی بطور منظم منقبض و منبسط شده و رنگ حيوان را متناوبا تيره و روشن می سازند.
از مغز آنها به تعداد بازوها، اعصاب خارج می شود و در دو طرف سر دو چشم بزرگ با ساختار کامل وجود دارد. دارای قلب 3 حفره ای و وجود هموسيانين يعنی مس بجای آهن در خون هستند و اين امر باعث شده که رنگ خون آنها بجای قرمز بصورت بيرنگ متمايل به آبی ديده شود که اين سيستم گردش خون، انرژی بسياری احتياج دارد بطوری که طول عمر آنها را بدليل اين مصرف انرژی بالا، کوتاهتر می سازد. اين موجودات شکارگر شبانه هستند و لاروهای آنها از پاروپايان و ديگر پلانکتونها و خرچنگ های کوچک و بزرگ و صدف های خوراکی و حلزون ها و ماهی های کوچک تغذيه می کنند و اما فک، شير دريائی، سمور آبی و همجنس های بزرگتر خود( با خاصيت کانی باليسم) و ... از آنها تغذيه می کنند.
جنس ها در سرپايان جدا از هم بوده و اما تخم های آنها بزرگ و دارای زرده زياد است و نوزاد آنها فاقد مراحل لاروی بوده و مشابه جانور بالغ اما مينياتوری آن می باشد.
اختاپوس ها:
قبل از پرداختن به اختاپوس ها بد نيست کمی هم راجع به ديگر گونه های سرپا بدانيم. مثلا اينکه اسکوييد ها اغلب گروهی حرکت می کنند و سريعتر از هر بی مهره ديگری شنا می کنند ويا ماهی مرکب که رنگ پوست زيبائی دارد و دارای 8 بازو و 2 شاخک می باشد و توانائی تغيير رنگ زيادی دارند و اغلب منزوی زندگی می کنند (برای مشاهده تصاوير آنها به پيوست مراجعه کنيد). Sepia که گونه غالب سرپا در آبهای سواحل جنوبی کشور در خليج فارس و دريای عمان است، اين گونه در زبان فارسی، سش ناميده می شود.
اما اختاپوس ها حيواناتی منزوی می باشند که در کف اقيانوس ها زندگی می کنند. اختاپوس با هشت بازو که هر بازو از دو رديف کلاهک مکنده تشکيل شده است و اگر اختاپوس بازوی خود را از دست دهد بعد از مدتی بازوی ديگری بجای آن رشد می کند. اين دسته از موجودات قدرت بينائی فوق العاده بالائی دارند.
بيش از 100 گونه اختاپوس وجود دارد که بزرگترين اختاپوس، Giant octopus است با نام علمی(Octopus dofleini)، که اين نرم تن غول پيکر بيش از 7 متر طول دارد و وزن آن به 182 کيلوگرم می رسد و در آبهای سواحل British columbia وجود دارند. اما کوچکترين اختاپوس نوع کاليفرنيائی است که تنها 1 سانتی متر طول دارد.
اختاپوس های blue-rings-Hapalochlaena lunulatus با رنگ بسيار زيبا که تصوير آن در پيوست آمده است که کوچک اما بسيار سمی هستند بطوری که حداکثر به طول 200 ميليمتر و وزن 100 گرم می رسند که معمولا زرد رنگ با لکه های آبی هستند . در ژاپن تا استراليا در صخره هايي با عمق کم آب وجود دارند. دو غده سمی برای ترشح سم در اختاپوس ها وجود دارد يکی برای فلج کردن طعمه خود مثل خرچنگ ها بعنوان غذا و ديگری خيلی سمی عليه شکارچی و دفاع از خود بکار می برند که برای انسان هم کشنده است.
پس اين اختاپوس ها برای تغذيه از طعمه های خود، ابتدا آن را با سم خود فلج کرده و سپس آن را می بلعند و تنها اختاپوس های blue-rings(Hapalochlaena lunulatus) در استراليا سم بسيار قوی برای کشتن يک انسان را دارند و در پاره ای از موارد بخاطر وجود سم تترودوتوکسين ياTTX سبب فلجی می گردند که پادزهر آن هنوز شناخته نشده است.
خصوصيت جالب اختاپوس ها همانطور که گفته شد وجود کيسه مرکب می باشد که دارای رنگدانه سياه ملانين فشرده مانند جوهر می باشد که اين خاصيت در بسياری از اختاپوس ها وجود دارد اما تعداد کمی از اختاپوس ها مانند انواع موجود در اعماق زياد اين توانائی را از دست داده اند. اين کيسه جوهر که در نزديک راست روده قرار دارد با انقباض از کيسه خارج شده و روی ديد شکارچی اثر گذاشته، سبب گيج شدن و اختلال ديد شکارچی می گردد اين جوهر شامل تيروزيناز است که سبب سوزش چشم های شکارچی شده و بطور موقت حس بويائی شکارچی را از کار می اندازد رنگ اين جوهر البته قرمز است اما زمانی که بسيار غليظ می شود تيره تر شده و قهوه ای و يا حتی سياه می گردد زيرا قرمز در نور کم سياه بنظر می رسد.
پس خاصيت دفاعی آنها همان پاشيدن جوهر سياه در آب است که به اختاپوس فرصت فرار می دهد و ديگر وسيله دفاعی شان تغيير رنگ دادن پوست شان است به اين ترتيب که با محيط اطراف خود همرنگ شده و خود را پنهان می کنند که اين کار را با باز و بسته کردن بسته های رنگدانه ای موجود در پوست انجام می دهند.
بلوغ جنسی در اختاپوس های غول پيکر معمولا در 2 تا 3 سالگی است و در اختاپوس های بازو آبی 1 سال است. جفت گيری در اختاپوس ها شامل قرار گرفتن نر روی ماده و ارتباط نزديک بين جنس نر و ماده است به اين ترتيب که جنس نر سومين بازو از سمت راست را که بازوی جنسی يا hectocotylus نام دارد برای انتقال اسپرم به جنس ماده استفاده می کند و اين جفت گيری معمولا چند دقيقه يا حتی چند ساعت طول می کشد. اختاپوس ماده در لانه ای که فراهم کرده تخم گذاری کرده و تعداد تخم در اختاپوس بازو آبی 100 عدد و در اختاپوس غول پيکر به 50000 عدد هم می رسد. اختاپوس مادر از تخم ها مراقبت می کند. اين اختاپوس مادر در طول مدت 1 تا 2 ماه و حتی در نئع غول پيکر تا 6 ماه هم چيزی نمی خورند و از تخم ها مراقبت می کند تا زمانی که بچه ها از تخم بيرون آيند که گاها بر اثر اين گرسنگی می ميرند.
اختاپوس نوعblue ring فقط يکبار در طول عمر تخمگذاری می کنند و تخم ها بعد از 1 تا 2 ماه شکسته می شوند و اما نوزادان کاملا شبيه جانور بالغ بوده و فاقد مراحل لاروی اند.
کاربرد سرپايان:
اما بايد دانست که می توان از اين آبزيان بعنوان يک محصول شيلاتی قابل بهره برداری برای صادرات استفاده کرد و از آن استفاده بهينه کرد زيرا درصد پروتئين موجود در گوشت آنها بالا بوده و همچنين از مرکب آن در صنعت و حتی در صنايع داروئی می توان استفاده کرد و يا از صدف داخلی برخی از انواع آنها بخاطر داشتن مواد معدنی مثل کلسيم نيز می توان استفاده کرد.
تركيبات فعال بيولوژيكي موجود در غضروف كوسه
غضروف كوسه يك منبع عالي و موثر از مولكول هاي فعال بيولوژيكي است. زيرا كوسه ها داراي اسكلت داخلي غضروفي وسيع مي باشند. برعكس پستانداران مثل گاو و پرندگان و جوجه كه داراي درصد كمي از غضروف مي باشند.
امكان اينكه غضروف بتواند منبع يك يا چند نوع ماده مهاركننده رگ زائي جهت معالجه سرطان باشد مورد مطالعه قرار گرفته است. مواد ساختماني عمده غضروف كوسه شامل چند نوع پروتئين كلاژن و چند نوع گليكوزا مينوگليكان كه همه پلي ساكاريد هستند. يكي از اينها كوندروتين سولفات كه يك گليكوزا مينوگليكان موجود در غضروف مي باشد.
دلايل زيادي وجود دارد كه غضروف كوسه شامل حداقل يك مهاركننده رگزائي است كه داراي گليكوزا مينوگلي كان است . بعضي از گليكوزا مينوگلي كان هاي موجود در غضروف داراي خواص ضد التهابي و محرك سيستم ايمني بدن بودن و پيشنهاد مي شود كه هم خود اينها و هم مواد حاصل از تجزيه آنها براي سلولهاي توموري سمي ميباشد.
کوندروتین سولفات تركيب طبيعي در غضروف است كه باعث مهار و بلوكه شدن آنزيم هاي كه در تخريب بافت غضروف نقش دارند مي شود و همچنين باعث افزايش نگهداري آب و نگهداري حالت الاستيكي در غضروف مفاصل مي شود به اين دليل كوندروتين سولفات بعنوان يك مكمل غذايي جهت درمان آرتروز استخوانها معروفيت دارد كوندروتين معمولاً در تركيب با گلوكز آمين كه يك تركيب ديگر موجود در شكل گيري غضروف مي باشد فروخته مي شود. يافته هاي جديد دلالت بر اين مي كند كه كوندروتين سولفات به خانواده هتروپلي ساكاريد كه به گلوكز آمينوگلي كان ها معروف هستند GAGS مي باشد .
كوندروتين سولفات داراي انواع AوBوC است و آنچه مد نظر ما است كوندروتين سولفات نوع C است كه در غضروف كوسه يافت مي شود . كوندروتين سولفات C ، اغلب كوندروتين سولفات 6 نيز ناميده مي شود و عملكرد اين اگر بصورت خوراكي مصرف شود باعث نگهداري ساختار و عملكرد غضروف و كاهش درد مفاصل در بيماري آرتروز استخوان و كاهش التهاب ميباشد.
كوندروتين سولفات باعث مهار آنزيم هاي كه نقش در توقف انتقال مواد مغذي به غضروف هستند مي شود
كوندروتين سولفات و هيالورونيك اسيد تركيبات اصلي اگريكن (پروتوگلي كانهاي تجمع يافته) هستند كه در غضروف مفاصل يافت مي شوند. آگريكن ها داراي خاصيت ضربهگيري در غضروف مفاصل هستند و اين كار با متورم كردن غضروف انجام ميدهند كه توسط خاصيت ارتجاعي فيبرهاي كلاژن مهار مي شود اين تعادل به دليل خاصيت ارتجاعي در مقابل دفرمه شدن غضروف مفاصل كه براي عملكرد آنها بسيار حياتي است صورت مي گيرد. هيالورونيك اسيد همچنين در مايع سيانو ويال (مايع غضروفي) يافت مي شود كه باعث روان كردن حركت مفاصل مي شود.
با پيشرفت دژنره شدن مفاصل در بيماري آرتروز استخوان، سنتز آگريكن ها كاهش پيدا مي كند. و منجر به از بين رفتن خاصيت ارتجاعي غضروف و ايجاد درد و ساير علائم آرتروز استخوان مي شود. تزريق درون وريدي هيارولونيك اسيد و داروي F.D.A باعث كاهش درد و افزايش تحرك مفاصل مي شود. اگر كوندروتين سولفات به مفاصل وارد مي شود همين اثرات را خواهد داشت . در مطالعات انساني مصرف خوراكي كوندروتين سولفات با وزن مولكولي كم آن، منجر به افزايش هيالورونيك اسيد و افزايش و زيسكوزيتي مايع داخل غضروف و كاهش كلاژيناز در مايع داخل غضروفي مي شود . گلوكز آمين كه به مفاصل وارد مي شود باعث مهار آنزيم هاي دخيل در تجزيه غضروف و افزايش توليد هيارولونيك اسيد مي شود . كوندروتين سولفات با وزن مولكولي كم در روده كوچك و معده جذب ميشود و همچنین در درمان و پيشگيري از آرتروز هم خودش به تنهايي و هم در تركيب با مكمل هاي گلوكز آمين مورد استفاده قرار مي گيرد.
گلوكز آمين از بافت حيواناتي مثل خرچنگ ، لابستر، ميگو استخراج مي شود و كوندروتين سولفات در غضروف حيواناتي مثل كوسه يافت مي شود. اينها بعنوان مکمل هل ی غذائی معروف هستند.
گليكوز ا مينوگليکان عمده در غضروف كوسه كوندروتين سولفات بعلاوه كلاژن است غضروف كوسه شامل 10% -5% آب و مقادير زيادي كلسيم و فسفات و چند مولكول كم وزن است و اينها باعث فعاليت ضد رگزائي است، و اين مواد بعنوان دارو مورد استفاده قرار مي گيرند. غضروف كوسه به ضد سرطان بودن، ضد التهاب آنتي اكسيدان و ضد تصلب شرائين معروف است. امروز از غضروف كوسه مستقيماً در درمان سرطانهاي پيشرفته در انواع مختلف فاز IوII استفاده مي شود.
اينها منبع مطمئن قابل جذب با اثرات جانبي كم مي باشد. كوندروتين سولفات يك مولكول بزرگ است در انسان 70% آن در اثر مصارف خوراكي در روده ها جذب مي شود. در غضروف و مفاصل متمركز مي شود در غضروف مفاصل ، كوندروتين سولفات نقش مهم ساختاري در باند شدن يا فيبركلاژن داشته همچنين اثر متابوليكي در مفاصل كه به طور رقابتي از اثرات آنزيم هاي مخرب در مفاصل كه باعث تجزيه تركيبات مي شود جلوگيري مي كند.
دانشمندان چيني هم موفق به استخراج فاكتورهاي ضد رگزائي از غضروف كوسه شدهاند كه بعنوان داروهاي ضد سرطان معروف هستند. اين دو فاكتور به نام
Angiogenesis inhibitory factor SCAIFI-II Shark Cartilage توسط گروهي از محققين دانشگاه شانگهاي فانداكف شده است.
ساير تركيبات موجود در غضروف كوسه
اسكولامين يك آمينو استرول است كه جزء مولكول هاي كوچك بود كه كوسه كبد dogfish استخراج مي شود در درمان سرطان رحم، پروستات، تومور مغزي موثر مي باشد.
اسكولامين يك آنتي بيوتيك آمينو استريول در كوسه است در سالهاي اخير آنتي بيوتيك هاي با وزن مولكولي كم از بسياري از حيوانات استخراج شده اين عوامل كه شامل پپتيدها، چربي ها و آلكالوئيدها است داراي خاصيت آنتي بيوتيكي در مقابل ميكروبهاي محيطی بوده و نقش مهمي در سيستم ايمني بدن دارند. طيف وسيعي از آنتي بيوتيك هاي استروئيدي را از بافت هاي كوسه Squalus acanthias استخراج كردند اين آنتي بيوتيك ها محلول در آب بوده كه به آنها اسكالامين گفته مي شود كه داراي فعاليت قوي ضد رگزائي هم در مقابل باكتريهاي گرم مثبت و هم باكتريهاي گرم منفي همچنين داراي خاصيت قارچ كشي بوده و ضد پروتئوزوئري مي باشند.
ماده ديگري به نام MSI-1857 جهت درمان سرطان و كوچك كردن تومور در مقايسه با ساير داروها از جمله placebo در مطالعات حيواني مورد استفاده قرار مي گيرد.
اسكالامين علاوه بر نقش ضد رگزائي اش از رشد تومور جلوگيري كرده باعث كوچك شدن آن مي شود در آزمايشات روي حيوانات قدرت رشد سرطان را متوقف كرده و از تشكيل رگ هاي خوني جديد جلوگيري مي كند و از انتقال آن به ساير بافت ها جلوگيري مي كند.
تركيب ديگري كه از كوسه dogfish استخراج شده باعث كاهش وزن در موش هاا ميشود خاصيت ضد چاقي اين ماده جديد در دانشگاه پنسیلوانيا مورد تحقيق قرار گرفته است. اين ماده كه به نام MSI-1436 نام دارد ماده طبيعي استخراج شده از كلسترول به دست آمده از كبد كوسه dogfish روي موش ها و خرگوش هاي چاق تست شده است. موشهاي كه از ماده MSI-1436 تغذيه كرده اند دچار كاهش وزن شدند.
اما نكته قابل توجه در اين موش ها اين بود كه اينها به جاي كاهش در وزن ماهيچه هاي بدن دچار كاهش در چربي بدن شده و بدون اينكه در متابوليزم طبيعي بدن كاهشي مشاهده شود. علت عدم تاثير مثبت داروهاي رايج در درمان چاقي اين است كه آنها باعث كاهش اشتها مي شوند و بدون جهت جبران كاهش كالري، متابوليزم را كاهش پيدا مي دهد و به جای كاهش چربي از وزن ماهيچه كم مي شود ولي اضافه كردن MSI-1436 اين كمبود را جبران مي كند. MSI-1436 در حيواناتي كه فرم چاقي آن چه با منشاء ژنتيكي و چه با منشاء تغذيه اي باشد را جبران مي كند. MSI-1436 جهت درمان HIV هم موثر است زيرا آن از تكثير HIV در آزمايشگاه جلوگيري مي كند.
غضروف كوسه در فرم هاي كپسولهاي mg250، mg500، mg740 ، mg750 و پودرهاي glscoop 6 و قرض هاي mg 740، mg750 عرضه شده اند. كه mg750 بايد 3 تا 4 بار در روز استفاده شود . بايد غضروف كوسه به صورت 100% خالص خريداري شود.
محصولات غضروفي به صورت تجاري در آمريكا بعنوان مكمل هاي غذايي فروخته ميشوند بيش از 40 نام مختلف تجاري از غضروف كوسه در دسترس مصرف كنندگان قرار دارد .
This will be the size to get to feed a crowd. You will get almost twice as many Shrimp (16-20 to ea. pound.) as the Jumbo size with the same excellant taste. One pound would be an appetizer serving four or as a main course for two. Usually served with cocktail sauce and lemon. Comes with a 6 oz. serving of Cocktail Sauce. Enjoy! |
The best in quality & size. For all your cooking needs. This domestic Gulf shell-on raw shrimp will be 15 to the pound and the quality being pink or white which is the finest available. (Not a less expensive brown or imported Tiger shrimp which others carry.) When cooked to perfection this shrimp will be both tender & tasty as an appetizer or main dish. Enjoy! |
|
Fresh from the shore to your door, Gorton’s of Gloucester Gourmet Division delivers gourmet fresh seafood. At Gorton’s, seafood is our passion (and has been for over 150 years), so we offer a 100% satisfaction guarantee and ship only the finest, most delicious seafood available. We offer a full range of gourmet seafood such as succulent live lobster, lobster tails, New England clam chowder, Chilean seabass, shrimp, king crab legs, and more. Our selections make wonderful gifts or are a special treat for seafood lovers. Shop online at www.gortonsfreshseafood.com. Save $10 with any merchandise order of $100 or more. Use code SF00 when checking out. Here’s what some of our customers have been saying about us: |
||
| ||||||||||||
| |||||||||
|
"The Seafood List" is a compilation of existing acceptable market names for imported and domestically available seafood as well as scientific names, common names, and known vernacular or regional names.
For Forms-based browsers, type the name of the fish or shellfish of interest in the form below and click on the "Search" button. You will receive a list of matches for all entries in the Seafood List that contain that name.
Certain Seafood List entries contain links to the Regulatory Fish Encyclopedia. Selection of those links will take you to a page containing high resolution images and other information for that species. The Regulatory Fish Encyclopedia (RFE) is an experimental resource developed by the Seafood Products Research Center and Science Branch, Seattle District; the Office of Seafood, Center for Food Safety and Applied Nutrition; and the Seafood Laboratory and Science Branch, San Francisco District.
"The Seafood List" is a compilation of existing acceptable market names for imported and domestically available seafood. The list was developed by the Food and Drug Administration (FDA), in cooperation with the National Marine Fisheries Service (NMFS). Its purpose is to promote uniformity in the use of FDA acceptable market names by the fish industry, and to provide consistent advice on these names. The list represents an extensive, although not necessarily complete, listing of seafood commonly sold in the United States.
In determining which seafood species would be included, and what market names would be acceptable, the following criteria were used:
The references used in determining scientific and common names included the American Fisheries Society Publications, Common and Scientific Names of Fishes from the United States and Canada, World Fishes Important to North America, Exclusive of Species from Continental Waters of the United States and Canada, and Common and Scientific Names of Aquatic Invertebrates from the United States and Canada for Mollusk and Decapod Crustacean; Lobsters of the World, Dr. Austin B. Williams; Food and Agriculture Organization (FAO) species catalogs and/or species identifications sheets and source country references for species limited to that country. Multilingual Dictionary of Fish and Fish Products, Fishing News Books, British Library; and Fish, Five Language Dictionary of Fish, Crustaceans and Molluscs, Willibald Krane.
Market names have been determined by common usage in the United States. When more than one name is in use for a species, the acceptable market name has been decided based on the above references and in consultation with FDA and NMFS.
It is advisable to use either the Acceptable Market Name or the Common Name in labeling seafood products which will help assure that identity labeling of the seafood will comply with FDA and NMFS regulations. Use of the vernacular name is not encouraged, and may cause the seafood to be misbranded. The listing of Vernacular Names have been included for information purposes, and to help reference the Acceptable Market Name.
The print version of "The Seafood List" is out of print and is no longer available from the U.S. Government Printing Office.
|
Welcome to the Pacific Seafood Group, a family owned, vertically integrated seafood company based in the Western United States. The Pacific Group processes West Coast products from Alaska to Mexico and owns and operates distribution facilities and distributes in Washington, Idaho, Montana, Oregon, California, Nevada and Utah. The Pacific Group exports products throughout Asia, Europe and the Middle East and also imports products from many of these areas as well. | |||
|
History of the Pacific Group | |||
| The Pacific Seafood Group began in 1941 by Frank M. Dulcich and his son Dominic Dulcich in Portland, Oregon, beginning from small retail counter and servicing discriminating customers at this same counter until this day. The business expanded to meet local distribution demands and as they say the rest is history. Beginning in 1977 an import department was established to meet local and extended customer needs. The distribution business continued to flourish over those years and brought the need for a consistent supply of high quality locally processed seafood that Pacific would develop by understanding their customer's needs. In 1983 the Pacific Seafood Group expanded to processing with the purchase of our first plant in Warrenton, Oregon, Pacific Coast Seafood. The plant is located on the mouth of the majestic Columbia River, one of the most active fishing ports on the west coast. Processing of Dungeness Crab, Cold Water Shrimp, Groundfish and Salmon assisted tremendously to meet our customer's needs. Since 1983 the Pacific Seafood Group has expanded all areas of their business with a strategy to grow distribution and to increase processing capabilities to meet the demands of not only our growing distribution customer base, but also meet the needs of our growing customer base throughout the US and the world. | |||
|
Being the largest has never been the goal of the Pacific Seafood Group, but being the best is our goal. Operational Excellence is our business model to meet customer needs with top quality products and hassle free service. The expansion of distribution has always been coordinated with primary processing expansions to assure that our market base is guaranteed to meet growing customer demands with high quality products. |
![]() | ||
|
Pacific Seafood Group Expansion Timeline | |||
|
As Pacific Seafood Group continues to expand it does with the commitment of servicing our customers efficiently with consistent supply of high quality products. | |||
1. Office of Seafood
2. Authority and Effective Date
1. OFFICE OF SEAFOOD (HFFBE).
a. Develops regulations, compliance policy, position papers, regulatory guidelines, and advisory opinions on seafood. Develops labeling requirements in coordination with other Center components.
b. Develops, implements, and manages voluntary and mandatory seafood safety programs, in coordination with other Agency and Federal organizational components.
c. Originates, plans, and conducts research on seafood, aquaculture, and seafood harvesting and processing as they may be affected by chemical, biotoxic, or microbial contamination.
d. Develops analytical methods to detect economic deception practices such as overbreading, watering, and species substitution.
e. Administers the National Shellfish Sanitation Program (NSSP) and, in cooperation with the Interstate Shellfish Sanitation Conference, the NSSP Manual of Operations, and the Certified Shellfish Shellfish Shipping List (ICSSL).
f. Designs and coordinates evaluations of the effectiveness of Agency seafood programs.
g. Provides expert scientific and technical advice and assistance to the Center Director and other key officials on the conduct of international seafood activities, including the development and implementation of bilateral agreements.
h. Develops technical content for and participates in programs designed to improve compliance by industry through problem prevention.
i. Reviews proposed regulatory actions referred by the Office of Field Programs for program policy consideration and provides technical evaluation and necessary scientific support.
j. Serves as the principal Agency liaison on seafood programs and policies with industry, Federal, State, foreign, and other organizations outside the Agency.
2. AUTHORITY AND EFFECTIVE DATE. The functional statements for this Office were approved by the Secretary, Health and Human Services, effective and published in the Federal Register on .
Organizational Chart:
CENTER FOR FOOD SAFETY AND APPLIED NUTRITION
OFFICE OF PROGRAMS
OFFICE OF SEAFOOD
DIVISION OF PROGRAMS AND ENFORCEMENT POLICY
A. Policy Guidance Branch
B. Program and Enforcement Branch
DIVISION OF SCIENCE AND APPLIED TECHNOLOGY
A. Washington Seafood Laboratory
B. Northeast Seafood Laboratory
C. Gulf Coast Seafood LaboratoryThe term "fish" includes all fresh or saltwater finfish, molluscan shellfish, crustaceans, and other forms of aquatic animal life. Birds are specifically excluded from the definition because commercial species of birds are either nonaquatic or, as in the case of aquatic birds such as ducks, regulated by USDA. Mammals are also specifically excluded because no aquatic mammals are processed or marketed commercially in this country.
*Excerpted from the January 28, 1994 FDA Federal Register Proposed Rule: To establish procedures for safe processing and importing of fish and fishery products.
كنترل ديابت
مهمترين اصل تغذيه صحيح در ديابت مصرف متعادل تمام گروههاي غذايي شامل نان و غلات، ميوه جات، سبزيجات، شير، گوشت و چربيها مي باشد. البته بايد نكات زير را در نظر داشت:
- كاهش مصرف مواد غذايي نشاسته اي (كربوهيدراتها) از جمله نان و برنج: در اين ميان مصرف مواد قندي به شرطي كه همراه با غذا خورده شوند و معادل آنها از مقدار مواد نشاسته اي غذا كم شود، اشكالي ندارد. البته بايد به خاطر داشت كه اغلب شيريني ها حاوي مقادير زيادي چربي هستند و باعث چاقي مي شوند.
- مصرف مقادير كافي فيبر: فيبرها مواد غير قابل جذبي هستند كه باعث كاهش وزن، كاهش كلسترول خون و بيماريهاي قلبي و نيز جلوگيري از بالا رفتن زياد قند خون بعد از غذا مي شوند. بنابراين مصرف اين مواد در بيماران ديابتي بسيار مفيد است. مواد غذايي زير حاوي فيبر فراوانند: نان سبوس دار، جوي پوست نكنده، ذرت، بادام، فندق، گردو، انواع لوبيا، عدس، سويا، سبزيجات مخصوصا لوبيا سبز، نخود فرنگي، هويج، گل كلم، اسفناج و ميوه ها مخصوصا توت فرنگي، شاه توت، گلابي، سيب و پرتقال
- محدود كردن مصرف نمك به 5/1-1 قاشق چايخوري در روز به منظور پيشگيري از افزايش فشار خون
- به حداقل رساندن مصرف گوشت قرمز و استفاده از گوشت مرغ و ماهي (مخصوصا ماهي قزل آلا و سفيد) به جاي آن
- مصرف وعده هاي غذايي و نيز ميان وعده ها در فواصل منظم و تقريبا ثابتي از شبانه روز
- كباب يا آب پز كردن مواد غذايي به جاي سرخ كردن آنها
- جدا كردن چربي گوشت و نيز پوست مرغ
- پرهيز از اضافه كردن روغن به غذا تا حد امكان (حداكثر 5-4 قاشق غذاخوري در روز)
- خودداري از مصرف غذاهاي پر چربي مثل كله پاچه، مغز، سوسيس، كالباس، همبرگر و سس هاي آماده
- جايگزيني مصرف روغن هاي گياهي مايع به جاي روغن هاي جامد به منظور كاهش كلسترول خون
- مصرف كافي مواد غذايي حاوي چربي هاي مفيد از جمله روغن زيتون، بادام، بادام زميني، گردو و فندق به افزايش سلامت دستگاه قلب و عروق
- استفاده از لبنيات كم چرب و محدود كردن مصرف كره از جمله مارگارين، خامه، سرشير و لبنيات محلي
نگاهي گذرا به نكات فوق نشان مي دهد كه اصول تغذيه صحيح در ديابت در واقع همان اصولي هستند كه هر فردي كه خواستار حفظ سلامت عمومي بدن خود است، ملزم به رعايت آنهاست.
ورزش
با توجه به نقش ورزش در كاهش وزن و چربي خون و نيز كم كردن مقاومت بدن نسبت به انسولين كه از مهمترين دلايل افزايش قند خون در ديابت نوع 2 است، مي توان به اهميت نقش ورزش در پيشگيري و درمان ديابت و عوارض آن پي برد. تجربه نشان داده است كه اكثر بيماراني كه ديابت خود را به خوبي كنترل مي كنند، كساني هستند كه به طور منظم ورزش مي كنند. يك ورزش اصولي ورزشي است كه به درستي برنامه ريزي شده باشد. در ادامه به چند نكته در مورد برنامه ريزي صحيح ورزشي اشاره مي شود. بايد به خاطر داشت كه ورزش تنها زماني داراي بيشترين تاثير است كه همراه با رعايت رژيم غذايي باشد.
- قبل از شروع ورزش بايد با مراجعه به پزشك و انجام آزمايشهايي از جمله اندازه گيري قند، فشار و چربي خون، بررسي دستگاه قلب و عروق و كليه ها و نيز معاينه چشم و سيستم اعصاب از نبود عوارض جدي ديابت اطمينان حاصل كرد زيرا انجام بعضي ورزشها باعث تشديد عوارض ديابت مي شود. همچنين بايد قبل از شروع هر جلسه به مدت 15–10 دقيقه نرمشهاي كششي به منظور گرم كردن بدن انجام شود.
- به طور كلي بهترين نوع ورزش براي بيماران ديابتي ورزشهاي هوازي هستند يعني ورزشهايي كه به طور مداوم (حداقل 20 دقيقه) و با شدت كم يا متوسط انجام مي شوند مثل پياده روي، دويدن آهسته، طناب زدن، شنا و دوچرخه سواري. در اين ميان پياده روي ورزشي ساده و در عين حال بسيار موثر براي كنترل قند خون است.
- شدت فعاليت در ابتدا كم است و به تدريج زياد مي شود. به عنوان مثال مي توان با 5/1 كيلومتر پياده روي در روز شروع كرد و طي 6 هفته مقدار آن را به 6 كيلومتر افزايش داد.
براي اينكه اثرات مطلوب ورزش در بدن پايدار شود، لازم است تا جلسات انجام آن حداقل 5 بار در هفته باشد و هر جلسه 30-20 دقيقه طول بكشد.
- در بيماراني كه انسولين يا قرص مصرف مي كنند به منظور پيشگيري از پايين افتادن قند خون (هيپوگليسمي) بهترين زمان ورزش 2-1 ساعت بعد از خوردن غذاست. همچنين اين بيماران بايد علايم هيپوگليسمي مثل ضعف، عرق سرد، احساس گرسنگي و تاري ديد آشنا باشند و به محض مشاهده آنها اقدام به خوردن غذاهاي شيرين مثل قند كنند.
داروها
قرصهاي پايين آورنده قند خون
اين قرصها مخصوص بيماران مبتلا به ديابت نوع 2 است و داراي انواع مختلفي است. شايعترين انواع به كار رفته در كشور ما قرصهاي افزايش دهنده ترشح انسولين مثل گلي بن كلاميد و نيز قرص مت فورمين هستند. غالب پزشكان، درمان دارويي را، پس از عدم كفايت فعاليت ورزشي و رعايت رژيم غذايي در كنترل ايده آل قند خون، با قرصهاي نظير گلي بن كلاميد شروع مي كنند و به تدريج با افزايش نياز بيمار مقدار آن را افزايش مي دهند. مهمترين عارضه اين داروها هيپوگليسمي است كه معمولا در مواقعي اتفاق مي افتد كه يكي از وعده هاي غذايي با وجود مصرف قرص حذف مي شود. از ديگر عوارض اين داروها اضافه وزن است. در درمان با مت فورمين دو عارضه فوق خيلي كمتر به چشم مي خورد. از طرفي ديگر اين دارو باعث بهبود وضعيت چربي خون مي شود. بنابراين مت فورمين داروي انتخابي براي بيماران ديابتي چاق با چربي خون بالاست. به عنوان يك قانون كلي در مواقعي كه قند خون با وجود مصرف حداكثر مقدار مجاز يك دارو كنترل نمي شود بايد دارويي از گروه ديگر را به آن اضافه كرد.
انسولين
انسولين ها بر اساس زمان اثرشان در بدن به 3 دسته كلي كوتاه، متوسط و بلند اثر تقسيم مي شوند. از انسولين هاي كوتاه اثر مثل انسولين رگولار كه شفافند براي كنترل قند خون بعد از غذا و از انسولينهاي متوسط و بلند اثر مثل NPH كه كدر هستند معمولا جهت حفظ غلظت پايه انسولين در بين وعده هاي غذايي و در طول شب استفاده مي شود. درمان با انسولين در ديابت نوع 1 و 2 داراي يك فرق اساسي است. در ديابت نوع 1 بيماران از همان ابتدا نياز به تزريق انسولين دارند، در حالي كه در بيماران ديابتي نوع 2 در شروع بيماري معمولا انجام فعاليت منظم ورزشي و رعايت رژيم غذايي براي كنترل قند خون كفايت مي كنند ولي بعد از مدتي بايد مصرف قرص نيز به آنها اضافه شود. تنها پس از گذشت چند سال از شروع بيماري و عدم كفايت قرصها در كنترل ايده آل قند خون است كه نياز به تزريق انسولين در شخص پيدا مي شود. بنابراين در هر يك از مراحل اين بيماري درمان متفاوتي مورد نياز است.
كنترل قند خون
به عنوان يك اصل در ديابت هدف بيمار و پزشك نگاه داشتن قند خون تا حد امكان نرديك به مقدار طبيعي است تا بدين وسيله بتوان از عوارض بلندمدت ديابت جلوگيري كرد. بنابراين هرگونه اقدام جهت رسيدن به اين هدف حتي اگر تزريق انسولين باشد بايد با استقبال مواجه شود. يكي از عوارض شايع تزريق انسولين هيپوگليسمي است كه با رعايت اصول صحيح تغذيه و مصرف به موقع وعده هاي غذايي مخصوصا ميان وعده ها به خوبي قابل پيشگيري مي باشد. از طرف ديگر پيشرفتهاي بزرگي كه در سالهاي اخير در زمينه ساخت قرصهاي پايين آورنده قند خون اتفاق افتاده اند، اين امكان را به بيماران ديابتي داده است تا همزمان با تركيب مصرف قرص با تزريق انسولين، مقدار انسولين مورد نياز را به مقدار قابل توجهي كاهش داد. بنابراين بيماران ديابتي نوع 2 بايد بدون داشتن ترس بي مورد از انسولين در صورتي كه كنترل قند خونشان با وجود مصرف قرص در محدوده ايده آل قرار ندارد، نسبت به تزريق انسولين اقدام كنند. در بيماران ديابتي نوع 1 چالش اصلي تنظيم مقدار انسولين در موقعيتهاي گوناگون مثلا هنگام ورزش است. روش ايده آل تزريق انسولين در اين بيماران تزريقات متعدد يعني قبل از وعده غذا و هنگام خواب است كه حداكثر شباهت را به ترشح طبيعي انسولين در بدن دارد. در اين روش بيشتر تغييرات روزانه، در مقدار انسولين قبل از غذا صورت مي گيرد كه تابع شرايط زير است:
1- قند خون قبل از غذا كه هرچه بيشتر باشد مقدار انسولين تزريقي نيز بيشتر مي شود.
2- مقدار غذايي كه قرار است خورده شود: مهمترين عامل تاثيرگذار در اينجا مقدار مواد نشاسته اي (كربوهيدرات)موجود در غذاست كه هر چقدر بيشتر باشد مقدار انسولين مورد نياز نيز بيشتر است.
3- ميزان فعاليتي كه قرار است بعد از غذا انجام شود: در صورت قصد انجام ورزش بعد از غذا بايد به منظور پيشگيري از حملات هيپوگليسمي مقدار انسولين را كم كرد.
يكي از پايه هاي اصلي اين روش انجام آزمايشهاي مكرر قند خون حداقل 4 بار در روز يعني قبل از هر وعده غذا و هنگام خواب مي باشد.
همچنين بيماران بايد با شركت در كلاسهاي آموزشي مهارتهاي لازم را در مورد تنظيم مقدار انسولين و نيز عوامل موثر در افزايش يا كاهش قند خون و راه كارهاي مقابله با آنها را فرا بگيرند.
| ||
| آيا نوشابههاي غير الکلي سرطانزا هستند؟! ايسکانيوزـ وزارت بهداشت آمريکا، اظهار داشت که در نوشابههاي غير الکلي مقادير قابل توجهي بنزن يافت شده است. به گزارش سرويس علمي پژوهشي ايسکانيوز، به نقل از خبرگزاري رويترز، بنزن يکي از مواد سرطان زا است. سازمان غذا و داروي آمريکا بيان کرد که طي آزمايشات انجام شده بر روي بيش از 100 قوطي نوشابه، مشخص شده است که در 5 ميليارد ليتر، مقادير قابل توجهي از اين ماده سرطان زا وجود دارد. بنزن، مادهاي معطر است که از تقطير يا قطران به دست ميآيد و انباشت آن در بدن به دليل مصرف بيش از حد نوشابههاي غير الکلي سالانه جان صدها تن را ميگيرد. از اين روست که FDA از کارخانجات توليدکننده اين نوشابهها خواسته تا در نحوه توليد قوطيها و مواد تشکيل دهنده، دقت لازم و کافي اعمال کنند. | ||
۲ سالگی فروغ بابا

۱۲ ماهگی فروغ بابا
۶ ماهگی فروغ بابا
همهی ما میدانیم و بر این موضوع واقفیم كه ?دختر وپسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد!? پس ما هم با بی طرفی كامل به مقایسهی انواع و اقسام این موجود مهم میپردازیم:
1-پیش از دبستان
دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسیترین و حیاتیترین پرسشهای زندگیاش آشنا میشود؛ پرسشهایی مانند ?بگو مامان? ، ?آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!?، ?تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!? و كم كم پرسشهایی مثل ?بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟?، ?بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!?، ?بزرگ شدی میخوای چی كاره بشی؟? (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعیاش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد و چه میدانداصلاً بزرگ شدی یعنی تقریباً چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر میخواهم مزاحم میشوم ولی اگر شما یادتان هست در ششماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر کنید
مشاغل مورد علاقه: ؟!
2-دبستان
دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسشهایی نظیر ?مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟?، ?خانم معلّم رو چی؟? ، ?چند تا بیست گرفتی؟?، ?چرا بیست گرفتی؟?، ?چرا چند تا بیست گرفتی؟!!? و... مواجه است.
علایق:مامان و بابا و خانم معلم مدرسه درس ریاضی
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).
3-دبیرستان
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل میشوند به یك جور ?من دیگه بزرگ شدهام مكرّر. تركیبی از عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّهی روزنامهفروشی، و ?یه كمی هم درس بخون?. پرسشهای مهمی كه با آن مواجه میشوند عبارتست از: ?تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!?، ?تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!?، ?گوشی تلفن کو؟!؟!
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن،موسیقیو ....
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!
پسر: تركیبی از ?تو دیگه مرد شدی?، ?پسرم بزرگ شده?، ?آخه پسر تو كی میخوای بزرگ بشی؟?، ?پسرم، میخوای در آیندهی نزدیك بزرگ بشی یا آیندهی دور؟!? افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیقبازی و معرفت و اینا
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیمهای از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.
4-پیش دانشگاهی
دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب میشوند. یك چیزی در مایههای ?گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!? همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمیكنند: یكی زمانی كه درسها زیاد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی كه درگیرند، چون درسها را مطالعه نمودهاند ولی میترسند فراموششان شود! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همه ی بقیه زندگی و مانند اینها
علایق: یادگیری روشهای تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه: دختر: پزشكی، مهندسی، ?هر چی قبول بشم?، ?وای خدا نكنه قبول نشم!?
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...
5-دانشگاه
دختر و پسر: تركیبی از جزوه، ?عطر گلهای بهاری?، ?عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!? و... پرسشهای متداول: ?عشق یعنی چه؟!!?، ?كلاس تشكیل نمیشه؟?، ?عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟?، ? (با نازخوانده شود لطفا) فعلا میخوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)?
علایق:
دختر: بوفهی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...
مشاغل مورد علاقه: دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل!!!
نظرات سازنده و غیر سازنده تون رو با ما در میان بگذارید:
می دونی چرا ؟
می دونی چرا وقتي گريه می کنی آروم می شی؟!
چون اشکهای سردت قبل از اينکه از مجرای چشم سرازير بشه يه سری به قلبت می زنه .
بعد قلبت که خيلی داغه حرارتشو می ده
به اشکات و اشکات گرم می شن.اونوقت اشکات هم سرما شو نو می دن به قلبت.
اينجوريه که اشکات گرم می شن و قلبت سرد و آروم...
برای تو مینویسم
برای تو و آن چشمهای قشنگت که گاه كه به سردی ميگرايد ‚ منجمد ميکند و پوچ می کند همه آنچه که بود و هست و اکنون را
و گاه كه از آنها شراره ميجهد ‚ شعله ور ميکند و ميسوزاند تمام ناخوشي ها را برای لحظه های بودنت ‚ نه برای هجرانت.
برای اکنونی که هستی و گرمايت را احساس ميکنم ‚ صدايت را ميشونم و نفسهايت را حس ميکنم و حجمت را درکنارم.
راست ميگفت :دوست داشتن واقعی تنها مفهوم تعريف نشده بشريت است
و در اين ميان آنچه ميدانم اينست که دوستت دارم . دوست داشتنی متفاوت.
آواز این پرنده
مثل حضور مبهم تنهایی است
با دست خود گلوی قناری را
از حجم استخوانی تن کندم.
گفتی:تنها
در خط استوایی هر سینه
روز ورود عشق چه رویائی است
با دست خود دریچه هر دل را
از چارچوب تنگ بدن کندم.
گفتی،دوباره گفتی:
اینجا چقدر بی تو تماشایی ست
با دست خویش، خود را
در لحظه شکوفه شدن کندم " عبدالجبار کاکائی "

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که در همسايه ی صدها گرسنه،
چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لبِ پيمانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که می ديدم يکی عريان و لرزان؛
ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين؛

|
يك لبخند از روی عشق خدائی میتواند بر دلتنگي و افسردگی پيروز باشد. يك شمع میتواند با نور و روشني تاريكي و ظلمت را از بين ببرد. يك راي مي تواند سرنوشت يك ملت را تغيير دهد. و اگر از روی عشق خدائی نتواند برای مردم و کشورش خدمت خدائی کن همه را به بیراه هدایت کرده و اگر عشق خدائی کار کنه همه را به مقام عالی میرسونه هر سفر باید با يك قدم آغاز شود. هر دعايي باید با يك کلمه شروع شود. امید داشتن روح و روان ما را زنده نگه مي دارد. یک عشق خدائی میتونه به همه خدمت کنه يك آوای خوش مي تواند با فكر و انديشه شما حرف بزند. يك قلب عشق به خدا مي تواند بفهمد چه چیزی درست است . يك زندگي مي تواند متفاوت باشد اين ها همه بستگی به عشق خدائی درونی شما دارد! يك گل میتواند یادآور يك رؤيا باشد. يك درخت مي تواند آغاز يك جنگل باشد. يك پرنده مي تواند قاصد و پيك بهار باشد. يك لبخند با عشق خدائی و معرفت مي تواند آغازگر يك دوستی باشد. يك دست دادن صمیمی مي تواند روح و جان ما را به درجات بالا ببرد. يك واژه مي تواند سازنده يك هدف خوب برای به رسیدن به عشق خدائی باشد هر کسی کاری را به نیکی انجام دهد و عشق خدائی خود را تقویت کند به خدا میرسد و گرنه شیطان آن را به جهنم هدایت میکند پس بطرف خوبیها پیش برویم و از هم سبقط بگیریم چرا که عمر کوتا است و بطرف بهشت خود را به پیش ببریم انشاا... |
3) بسیجیه به زیدش میگه باباتو یه جور بپیچون با هم بریم نماز جمعه!
4) به ترکه میگن حال ساده رو تعریف کن میگه لب
5) رشتیه میره قم سوهان فروشی وا میکنه اسمشو میذاره "سوهان حاج حسین و پدران"
6) ترکه میخواسته از روحانیت و ورزش یکجا دفاع کنه- عمامه درست میکنه با مارک آدیداس
7) ترکه با عربه دعواش میشه. هی می خندیده. میگن چرا میخندیدی تو ؟ میگه آخه هرچی من بهش فحش میدادم اون برام قرآن می خوند.
8) خروسه و مرغه میرن دم بقالی تخم مرغ بخرن. صاحب مغازه بهشون میگه آخه بابا خودتون که مرغ و خروسین...! مرغه میگه اااااااااااا ما آخه هنوز نامزدیم!
9) به رشتیه میگن رو چه حسابی از سربازی معاف شدی؟ میگه بنا به قانون تک پدری!
10) دختر رشتی از مادرش میپرسه مامان این طلاها رو بابا برات خریده ؟ مامانه میگه نه بابا... من اگه به امید بابات بودم تو هم الان اینجا نبودی!
سه تا موش داشتن برای هم خالی ميبستن اولی ميگه من روزی سه كيلو مرگ موش با نون پنير ميخورم - دومی ميگه من روزی صد تا دراز نشست روی تله موشا ميرم - سومی كم مياره يهو موبايلش زنگ ميخوره الكی ميگه اومدم اومدم ازش ميپرسن چی شده؟ ميگه: والا بچه ها گربه فراری پيدا كردن دنبال مكان ميگردن!
مداحه داشته تو مراسمی میخونده آی ی ی اون نانجیب شمشیر رو شمشیر رو پرت میکنه طرف امام حسین! همهمه نترسید نترسید امام حسین جاخالی داد!
ترکه می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه نوشته ظرفیت آسانسور شش نفر. با خودش میگه حالا من پنج نفرو از کجا بیارم!!!
ترکه باباشو میکشه میره مرحله بعد! از رشتيه ميپرسن از افتخارات شما چيه ؟ میگه اين كه فرزند سه شهيدم !
يه بار يه انگشتره ميره قزوين النگو بر ميگرده!
یه روز یه سوسکه میره توی چاه فاضلاب بعدش میگه: منو این همه خوشبختی محاله محاله!
تو جاده چالوس تابلو زده بودن از غیرت خود بکاهید!
یه یارو کرده رو میخواستن شکنجه بدن ، شلوار استریج پاش میکنن!
نظر بدهید.
هر چی آرزوی خوب مال تو
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بیقراری مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلت رو شکسته بودن همه ی قصه همین بود
می تونستم با تو باشم مثله سایه مثله رویا
اما بیدارم و بی تو مثله تو تنهای تنها
هر چی آرزوی خوب مال تو
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بیقراری مال من
ابتدا در ريجسرتي به شاخه زير مراجه كنيد :
HKEY_LOCAL_MACHINESOFTWAREMicrosoftOutlook Express
يك متغير ايجاد كنيد به نام Hide Messenger از نوع REG_DWORD حال مقدار عددي 2 را به آن بدهيد![]()
![]()
خنثی کردن قفل کلیک راست:
در برخی از سایت ها یا وبلاگ ها برای امنیت بیشتر مطالب و جلوگیری از کپی رایت کلیک راست را قفل می کنند.
برخی از روش های خنثی کردن قفل کلیک راست:
1- نگه داشتن کلیک وسط موس و بعد کلیک راست کردن.
2- نگه داشتن کلیک چپ موس و بعد کلیک راست کردن.
3- زدن کلیک راست وبعد زدن کلید esc یا enter و....
4- کلیک راست کردن با کیبورد![]()
![]()
ساختن Folder بدون نام :
بر روي فولدر مورد نظر راست کليک کنيد rename رو انتخاب کنيد.کليد alt رو نگه داريد و عدد 0160 يا 255 رو تايپ کنيد و کليد alt رو رها کنيد و Enter کنید![]()
![]()
ماندن يک ID براي هميشه :
بااينکار شما حتي اگر در اينترنت هم نباشيد در ليست دوستانتان به شکل آنلاين هستيد. براي اين کار از منوي Login گزينه preferencec را انتخاب کنید و از صفحه باز شده گزينه Firewall with no peroxie را تیک بزنید![]()
![]()
![]()
![]()
چگونه با Windows Media Player عکس بگیریم:
اگر خواستید در زمانی که فیلمی را در ویندوز مدیا پلیر می بینید از صحنه ای عکس بگیرید با ترکیب دو کلید ctrl + I این کار را انجام دهید.![]()
![]()
افزودن متن دلخواه در کنار ساعت ویندوز:
با این کار متن کنار ساعت ویندوز خود را تغییر خواهید داد:
1- فرمان Regedit را در قسمت RUN ویندوز وارد کنید.
2- به کلید زیر بروید.
HKEY_CURRENT_USERControl PanelInternation
۳- داده ای رشته ای ( نوع String ) با نام S1159 ایجاد کرده ( در صورتی که از قبل ایجاد نشده باشد) و متن دلخواه خود را در آن وارد کنید.
-4 داده رشته ای دیگر با نام S2359 ایجاد کرده و متن دلخواه دیگری را در آن وارد کنید. توجه کنید که در ویندوز XP اگر فارسی را فعال کرده باشید می توانید عبارات را فارسی تایپ کنید
با یک ترفند بسیار ساده دوستان عزيز مي توانند هر يک از درايوهاي موجود در سيستم خود را ناپديد کنند البته لازم است برای انجام این کار از رجیستری کمک بگیرید. ابتدا به کمک دستور regedit رجيستري خود را باز نماييد Start -- > Run -- > را تایپ کنید regedit سپس در پنجره سمت چپ به اين کليد مراجعه کنيد : HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrent VersionPoliciesExplorer و يک متغير جديد از نوع DWORD ساخته و نام آن را NoDrivers بگذاريد . برای اینکار در قسمت سفید و خالی پنجره سمت راست راست کلیک کرده New سپس DWORD VALUE را انتخاب نمائید پس از آن نام آنرا NoDrivers بگذارید . ( دقت کنید حروف بزرگ و کوچک در رجیستری بسیار مهم بوده و باید دقیق تایپ شوند بهترین راه جهت جلوگیری از هرگونه اشتباهی کپی کردن اسامی است ) بر روی NoDrivers دابل کلیک کنید و Value Data آنرا اعداد زیر بگذارید . مقداري که براي اين متغير تعيين مي کنيد نشان مي دهد که چه درایوی از سیستم باید مخفی شود.اعداد به ترتیب خود درایوها به مرور 2 برابر میشوند . مثلا براي مخفي کردن هر درايو يا چند درايو می توانید از اعداد زیر استفاده کنيد مثل : A:1 , B:2 , c:4 , D:8 , E:16 , F:32 و... براي ناپديد کردن تمام درايوها مي توانيد عدد دسيمال ۶۷۱۰۸۸۶۳ را به متغير NoDrives بدهيد . نکته : برای ظاهر شدن مجدد درایو به همان مسیر قبلی در رجیستری رفته و مقدار NoDrives را خالی بگذارید. با استفاده از این روش به سادگی می توانید بدون استفاده از هیچ برنامه ای هر درایو را که مایل باشید از MY COMPUTER حذف نمایید . دقت کنید اگر بر روی سیستم خود از چند ویندوز استفاده میکنید و قصد دارید درایوها را در تمامی آنها حذف نمائید این عمل را باید برای تک تک آنها تکرار نمائید
بـرتـريـن كـسـى كـه به اين پرسش پاسخ مى دهد، خود امام حسين (ع ) است . آشنايى با ابعاد اين پاسخ و تعيين عواملى كه امام (ع ) را ودار كرد تا به جاى هر شهر ديگرى عراق را انـتـخاب كند، از خلال حبت وجود بررسى همه تصريحات امام (ع) در اين باره ، از آغاز قـيـام مقدسش با خوددارى از بيعت با يزيد پس از مرگ معاويه در برابر وليد بن عقبه ، والى وقـت مـديـنـه ، تـا آخـرين ساعت هاى زندگى شان در كربلا در احتجاج هايى كه بر ضّد دشمنان اندكى پيش از آغاز جنگ در روز عاشورا كردند، ممكن و ميسور است .
در پرتو دسته بندى تصريحات امام (ع ) بر اساس نوع اشاره اى كه در آنها آمده است ، مـى تـوان عـوامـلى را كـه امـام (ع ) وادار بـه ايـن رفـتـن كـرد بـر شـمـرد. آن عوامل اين ها است :
بخاطر اينکه امکان توضيح همه اين موارد در اينجا ممکن نيست، اجبارا فقط به توضيح يک مورد اکتفا مي کنيم:
عراق ، قتلگاه برگزيده